درگفت‌وگو با کارشناسان سیاسی بررسی شد

اهمیت و تأثیر کاسترو در جهان دو قطبی

خبرها حاکی از آن است که رهبر کمونیستی کوبا در گذشت. فیدل کاسترو در سال‌های گذشته به دلیل بیماری از منصب اجرایی فاصله گرفته و قدرت را به برادر خود واگذار کرده بود. او در ۱۳ اوت ۱۹۲۶ در شهر بیران در استان سابق اورینته کوبا متولد شد . خانواده او از زمین‌داران مرفّه بودند، او تحصیل خود را در دانشکدهٔ حقوق دانشگاه هاوانا ادامه داد و فارغ‌التحصیل شد.

  1. ۱ هفته،۵ روز قبل
  2. ۰
کاسترو
نوآوران -

کاسترو زمانی که دانشجو بود به یک گروه دانشجویی پیوست که علیه فساد سیاسی مبارزه می‌کردند. او در سال ۱۹۴۷ میلادی عضو حزب مردم کوبا شد که به حزب ارتدوکس هم شهرت داشت  سپس رهبر جناح چپ حزب شده و همان سال داوطلب عضویت در یک گروه مسلح برای مبارزه علیه نظام رافائل تروخیو در جمهوری دومینیکن شد. این گروه نتوانست از کوبا خارج شود. بارها فیدل کاسترو در طرح‌ریزی و اجرای این‌گونه نقشه‌های ضد امپریالیستی نقش داشت. او در ۱۹۵۹ میلادی توانست، نظام فالگنسیو باتیستا را شکست دهد و حکومت کوبا را دست گیرد.

حزب کمونیست کوبا که تنها حزب سیاسی در نظام تک حزبی کوبا است از سال 1965 تا سال 2011 تحت رهبری فیدل کاسترو اداره می‌شد و بر اساس قانون اساسی مصوب سال 1976 میلادی دبیرکل حزب، رهبری حکومت را در دست دارد. کاسترو یکی از نمادهای انقلاب کمونیستی در آمریکای لاتین به شمار می‌رفت. در دوران زمامداری او در کوبا صنایع و تجارت ملی‌سازی شد و اصلاحات سوسیالیستی دولت در سراسر جامعه به اجرا درآمد. کاسترو هم‌چنین در دو دوره دبیر کل جنبش عدم تعهد حضور داشت.

این سیاستمدار انقلابی کوبا علاوه بر رهبری انقلاب کوبا، از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۷۶ به عنوان نخست وزیر کوبا و سپس به عنوان رئیس جمهور این کشور از سال ۱۹۷۶ تا ۲۰۰۸ مشغول فعالیت بود.

کاسترو یکی از شخصیت‌های بحث‌برانگیز جهان معاصر بوده است. وی جوایز مختلف بین‌المللی به دست آورده و حامیانش او را قهرمان سوسیالیسم، ضد امپریالیسم و بشردوستی و کسی که توانسته استقلال کوبا را در برابر امپریالیسم آمریکا حفظ کند، می‌دانند. در مقابل منتقدانش وی را یک دیکتاتور تمامیت خواه دانسته که دولتش باعث شده در بسیاری موارد حقوق بشرنقض شده و آوارگی بیش از یک میلیون کوبایی و تضعیف اقتصاد کشور را به همراه داشته است.

اندیشه های اجتماعی و سیاسی فیدل کاسترو با عنوان کاستروئیسم شناخته می شود. کاستروئیسم آمیزه ای از سنت انقلابی آمریکای لاتین و ایدئولوژی کمونیسم است. در شروع جنبش انقلابی کوبا مبارزه ایدئولوژی یا نظریه روشنی نداشت و هدف آن تنها سرنگونی رژیم فاسد باتیستا بود. آمیزش جنبش چریکی با کمونیسم از سال ۱۹۶۱ پدید آمد و آن هنگامی بود که کاسترو به مارکسیسم- لنینیسم روی آورد و آن را ایدئولوژی رسمی کوبا عنوان کرد.

به نظر می‌رسد اهمیت این ایدئولوژی بیشتر از نظریه، در پیش گرفتن یک روش انقلابی خاص است. بنا بر این روش، پیشاهنگان انقلابی، به جای آن که در انتظار پیدایش شرایط «عینی» مارکسیستی و شرایط «ذهنی» لنینیستی برای یک انقلاب تمام عیار بنشینند باید این شرایط را با آغاز جنبش چریکی از مناطق روستایی و کوهستانی که خارج از چتر امنیتی رژیم حاکم است به وجود آورند. به عبارت دیگر، کاستروئیسم نیز مانند لنینیسم و مائوئیسم، روش یک انقلاب پیروزمند در یک کشور را به عنوان مدل برای کشورهای دیگر عرضه می کند. با این مدل، هم چه گوارا و هم کاسترو که فرمانده او بود، اندیشه های مارکسیستی و لنینیستی درباره مراحل انقلاب را که تحول طبقاتی تعیین کننده آن است، کنار می گذارند.

فیدل کاسترو طی سالهای پس از پیروزی انقلاب کوبا، با توطئه های مختلفی از سوی دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه آمریکا مواجه شد،این موضوع از توطئه آمریکا برای ترور او گرفته و تا توطئه های مستمر برای نیست شدن نظام سیاسی کوبا و انقلاب این کشورادامه داشت. دو حزب دموکرات و جمهوریخواه آمریکا از این‌که فیدل کاسترو به نماد مقابله با امپریالیسم آمریکا تبدیل شده بود، همواره احساس ترس می کردند. از این رو هر رئیس جمهوری که طی ۶ دهه اخیر در کاخ سفید حاضر شد، از هیچ گونه تلاشی برای مواجهه مستقیم با انقلاب کوبا و شخص فیدل کاسترو فروگذار نکرد.

 با وجود همه این توطئه ها، کاسترو به مقاومت خود در مقابل ایالات متحده آمریکا ادامه داد، مقاومتی که تا آخرین لحظه های حیات او ادامه داشت. از سال ۲۰۰۰ میلادی، آمریکای لاتین وارد فضای سیاسی تازه ای شد. از آن سال بود که زنجیره سوسیالیستی در آمریکای جنوبی و مرکزی مستحکم تر شد و افرادی مانند «هوگو چاوز»، «اوو مورالس» و «رافائل کوره آ»  در راس معادلات سیاسی و اجرایی کشورهای آمریکای لاتین قرار گرفتند. فعالیت های فیدل کاسترو تنها محدود به فضای سیاسی کوبا نبود. او عملا اصلی ترین تکیه گاه زنجیره سوسیالیستی ایجاد شده در آمریکای لاتین بود.

«جرج واکر بوش» رئیس جمهور سابق ایالات متحده آمریکا و نو محافظه کاران همراه او، با قرار دادن کوبا در لیست کشورهای محور شرارت، در صدد مهار رفتارها و افشاگری های کاسترو برآمدند اما چریک پیر هاوانا نه تنها تسلیم این فشارها نشد که با انگیزه ای بیشتر در مقابل کاخ سفید قد علم کرد.  

سرانجام در سال ۲۰۰۸ میلادی، جرج بوش پس از ناکامی در مواجهه با تحولات ضد آمریکایی در آمریکای لاتین، کاخ سفید را ترک کرد. در حقیقت، این فیدل کاسترو بود که جرج بوش و نو محافظه کاران را در کاخ سفید به مانند رؤسای جمهور قبلی آمریکا به زانو در آورد. حضور «باراک اوباما» در کاخ سفید و برخی وعده های فریبنده وی در خصوص اصلاح روابط آمریکا و آمریکای لاتین نیز نتوانست تاثیری در روحیه ضد امپریالیستی کاسترو بگذارد. او نه تنها فریب لبخندهای موذیانه اوباما و دموکرات ها  که خواستار سرنگونی انقلاب کوبا بودند  را نخورد بلکه از هر فرصتی برای انتقاد از رئیس جمهور فریبکار آمریکا استفاده کرد.

در مرداد ماه امسال و در جشن تولد ۹۰ سالگی کاسترو، وی از مردم کوبا بابت حمایت های آنها از انقلاب این کشور تشکر کرد. رهبر انقلاب کوبا در نامه‌ای مفصل که در رسانه‌های دولتی منتشر شد از مردم کوبا به خاطر آرزوهای خوبشان برای وی در تولد ۹۰ سالگی‌اش تشکر و از رئیس جمهور آمریکا به شدت انتقاد کرد.

کاسترو در آخرین انتقاداتش از اوباما، رفتار وی در جریان سفر به هیروشیما و عدم عذرخواهی او از شهروندان ژاپنی در این سفر را محکوم کرد.

امروز هاوانا کسی را از دست داد که دو حزب دموکرات و جمهوریخواه آمریکا در تقابل با وی مستأصل و ناکام ماندند. مقابله با امپریالیسم افتخاری بزرگ برای چریک پیر هاوانا محسوب می شود، افتخاری که همواره در صفحات تاریخ باقی خواهد ماند.

در پی درگذشت این رهبر انقلابی و آخرین اسطوره بازمانده از لشکرسوسیالیست‌ها 9 روز عزای عمومی در کشور آمریکای لاتین اعلام شد. مراسم تدفین رئیس‌جمهوری سابق کوبا قرار است چهارم دسامبر (۱۴ آذر) برگزار شود.

          فیدل، دلیل با سوادی مردم کوبا

هادی اعلمی فریمان کارشناس سیاسی درباره این رهبره انقلابی گفت:« از سال 1945 که دوران دوقطبی در جهان به مرور شکل گرفت که پی آن کشورهای جهان به طبع به یکی از دو قطب وابسته شدند. کوبا را در دوران باتیستا می‌توان یک نمونه‌ی دیکتاتوری بسیار فاسد دانست که گروهی از جوانان نو گرا و متمایل به سوسیالیست‌ها با پشتکار و فعالیت خود توانستند حکومت فاسد باتیستا را سرنگون کرده و یک سیستم مردمی در کوبا برپا کنند که طی آن کارهای درخشانی در کوبا انجام داده شد.»

فریمان در ادامه تصریح کرد:« یکی از آن کارهای درخشان بحث سواد آموزی مردم کوبا است، کاسترو از ابتدای بحث که انقلاب را دنبال می‌کرد از مشکلات کوبا کاملا آگاه بود. در دوران دیکتاتوری مشکلاتی مثل بی‌سوادی مطلق، فقر مطلق و بی عدالتی مطلق بیداد می‌کرد.هدف کاسترو و هواداران او ار انقلاب رسیدگی به وضعیت مردم و پیشرفت در همین حوزه‌ها بود که حق مردم به حساب می‌آمد ولی از آن بی بهره بودند مثل سواد و بهداشت.»

او با تاکید بر این موضوع که در زمینه‌ی سواد آموزی کارنامه آقای کاسترو بسیار درخشان است گفت:« در حال حاضر نود و نه ونیم درصد از مردم کشور باکو با سواد هستند و در واقع می‌توان گفت بی‌سوادی ریشه کن شده است. همچنین در زمینه‌ بهداشت و درمان تحولات عظیمی در آن کشور اتفاق افتاد. استاندارد ها و مراقبت های بهداشتی بسیار خوبی در آن کشور وجود داردکه جزء حقوق شهروندی به حساب می‌آید.»

فریمان ادامه داد:« به مرور زمان ساختار سوسیالیستی تبدبل به ساختار متسلمی شده بود که سالها ادامه داشت ، با این‌که کاسترو سنبل مقاومت در برابر نظام سرمایه دار بود اما بهای آن وضعیت نامطلوب اقتصادی بود که در آن کشور وجود داشت. وضعیت نامطلوب به این دلیل است که سطح درآمد سرانه مردم بسیار پایین بوده به نحوی که همه‌ی مردم با حداقل معیشت در آن کشور زندگی می‌کنند. در واقع همه‌ی این فشارهای اقتصادی و تحریم‌های گسترده و مداخلات ایالات متحده موجب شد کوبا تحت فشار اقتصادی شدیدی قرار بگیرد که عملا در سال 2006 با واگذاری قدرت به رائول کاسترو این موضوع دگرگون شد به نحوی که ما شاهد نزدیکی کوبا با ایالات متحده بودیم».

او با اشاره به این که در دنیا دو دید گاه راجع به کوبا و رژیم آن وجود دارد گفت:« یکی این است که دموکراسی خواهان که همیشه منتقد اصلی رژیم کوبا بوده اند بر این عقیده اند که در کوبا نقض حقوق اساسی مردم صورت می‌گیرد، رسانه ها در بدترین شرایط قرار دارند و زندانی سیاسی وجود دارد و در طرف دیگر سوسیالیست ها و چپ گرایان هستند که باکو  را نظامی می‌دانند که در مقابل سرمایه داری غرب مقاومت کرده است. اما بحث واقعیت گرایانه این است که با آمدن رائول کاسترو و برکناری برخی از افراد متمایل به  فیدل این تجدید نظرها به طور اساسی شروع شد و در حزب کمونیست کوبا این تجدید نظر ها به طور جدی دنبال شد و فضای اقتصادی کمی رونق گرفت و روابط این کشور با ایالات متحده به صورت بسیار خوبی دنبال شد که این موضوع بعد از مرگ فیدل با قدرت بیشتری ادامه خواهد داشت.»

          فیدل کاسترو از دوستداران امام بود

احمد بخشایشی کارشناس مسائل بین الملل در رابطه با فیدل کاسترو گفت:«فیدل کاسترو یک شخصیت بسیار جالب توجه و کاریزماتیکی دارد و معمولا بسیار جذاب صحبت می‌کند به نحوی که نمایندگان مجلس کوبا صحبت های او را دنبال می کردند و بارها شده تا 6 ساعت هم به صحبت‌های او گوش می‌دادند. از بعد از جنگ جهانی دوم که جهان به دو قطب تقسیم شد که یک قطب لیبرال دموکراسی بود که در راس آن امریکا قرار داشت و قطب دیگر سوسیالیسم خلقی بود که در راس آن شوروی قرار داشت و بقیه‌ی کشورهای جهان بین این دو قطب تقسیم شده بودند. با توجه به این موضوع که سوسیالیم غرب با سوسیالیسم مارکس متفاوت است بنابراین کشور آمریکا به سمت ایران آمد و سعی کرد آن را متحد استراتژیک خود کند و در مقابل شوروی نیز کوبا را انتخاب کرد که در آن زمان رهبر آن فیدل کاسترو بود».

 او تصریح کرد:« از ابتدای 1359 که انقلاب کوبا پیروز شد تقریبا فیدل کاسترو رهبری آن کشور را به دست گرفت. از نظر ویژگی‌های فردی می‌توان گفت که او هیچ گاه اجازه نمی‌داد از اسمش در کوچه و خیابان در غالب عکس و پوستر استفاده شود، یا در تلویزیون زیاد حضور پیدا نمی‌کرد و به رهبران انقلابی بسیار علاقه داشت. او از ارادتمندان رهبر معظم انقلاب اسلامی به شمار می‌آمد ».

بخشایشی تاکید کرد:« آمریکا تا به حال چندین مرتبه سعی در کودتا و حتی ترور فیدل کاسترو داشته که تا به حال ناکام مانده بود زیرا او یک رهبر مردمی به حساب می‌آید، رشد توسعه از نظر بهداشتی و اقتصادی در آن کشور بسیار چشم گیر است او سعی کرده سطح رفاهی نسبتا بالایی را برای کشور خود به ارمغان بیاورد».

          استقرار موشک‌های اتمی در کوبا

داوود آقایی کارشناس مسائل سیاسی در رابطه با فیدل کاسترو توضیح داد:«انقلاب کوبا یک انقلاب ضد امپریالیسمی بود که به رهبری فیدل کاسترو به پیروزی رسید،او به دلیل سابقه مبارزات  گسترده خود و همچنین به دلیل محبوبیتی که در بین هم‌گروهی های خود دارا بود موفق شد رهبری کوبا را بر عهده بگیرد. او نه تنها رهبر کوبا بود بلکه نخست وزیر این کشور نیز محسوب می‌شد. کاسترو تا سال 2008 در این سمت باقی بود. اهمیت کاسترو و انقلاب کوبا از آنجایی نشات می‌گیرد که در اوج رقابت جنگ سرد بین دو ابرقدرت امریکا و شوروی رخ داد و کوبا به عنوان یک کشور آمریکای جنوبی در کنار مرزهای آمریکا موفق شد که چنین انقلابی را به پیروزی برساند.»

او تاکید کرد:« کشوری که در سال 1362 به دلیل استقرار موشک‌های اتمی شوروی در خاک او جهان را در آستانه‌ی یک نبرد اتمی قرار داد به صورتی که در طول 2 هفته آمریکا و شوروی رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و جهان در آستانه‌ی جنگ سرنوشت ساز اتمی بود که با مدیریت بحران از سوی کندی نهایتا دو طرف به توافق رسیدند این موضوع یکی از  نقاط عطف تاریخی کوبا درآن  دوران شمرده می‌شود که از اهمیت بسیاری برخوردار است.»


خبرنگار : می گل هشترودی

نوشتارهای مرتبط

تازه های بین الملل