سرمقاله روزنامه

امام حسین امام عاشقان ومجتهد مجاهدان

  1. ۱ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
امام حسین امام عاشقان ومجتهد مجاهدان
نوآوران -

جلال جلالی زاده

تاکنون کتاب های زیادی درباره خصائل وفضائل امام حسین (ع) این شخصیت بزرگوار نوشته شده است که هرکس از ظن خود یار وهوادار اوشده  اند. یک سنت تاریخی وطبیعی است که بزرگان ،مجاهدان ومبارزان همیشه  درحال حیات تنها ومنزوی  بوده اند ،چون هنوز نتایج پیروزی وسرازیر شدن نعمت های دنیوی ومقامات از آنان مشاهده نشده است.  در این راستا شاهد غربت واقعی بزرگمردانی مانند امام حسین در جامعه ی خود هستیم که چون  پس از شهادت ویا مرگ طبیعی هواداری از آنان موجب به خطر افتادن منافع نیست ویا دشمن روی آنان حساسیتی ندارد گروه های زیادی مشاهده می شوند که خودرا به آنان منتسب نموده وسنگ دفاع از آنان ورهروی  وپیرویشان را بر سینه می زنند. عده ای هم به سبب عذاب وجدان ویا استفاده از موقعیت ومحبوبیت رهبران از دست رفته شریک قافله ویا سهیم در منافع نهضت می شوند . مسلمانان قرن هاست که هزینه عدم همراهی با این امام همام را می دهند، تثبیت پایه های قدرت بنی امیه وسخت گیری بر علما ودانشمندان به ویژه عالمان اهل بیت مانند امام حسین وامام زید شهید  وروی کار آمدن عباسیان وپراکندگی وتفرقه در بین مسلمین از آثار سلبی این حرکت ضد انسانی بود .متاسفانه پس از عدم همراهی واز دست رفتن فرصت ها ومحافظه کاری ها برخی از افراد دچار احساسات  وهجان شده  واین احساسات وعواطف را با حدت وشدت بیان می نمایند  اما چون این  هم دردی ها  در راستای مسیر واهداف امام  حسین نیست نمی تواند نقش زیادی در تثبیت برنامه های او داشته باشد.

هرچند امام حسن زمام اموررا به سبب روحیه صلح طلبی وایثار حق خود به خاطر وحدت کلمه مسلمین به معاویه سپرد.به شرطی که بعد از خود حکومت را به شورای مسلمین واگذار نماید وروش خلفای راشدین مجددا درجامعه حاکم شود. اما متاسفانه معاویه به عهد خود عمل نکرد وسیاست های کسری وقیصر را درپیش گرفت واین بدعت ارتجاعی را دراسلام بنیان نهاد. مغیره بن شعبه هم یزید را در این زمینه تشویق نمود وهم پدرش را .

اما هنگامی که معاویه به زیاد بن ابیه دراین باره نامه نوشت اورا نصیحت کرد که دراین باره درنگ نماید، چون یزید شرط های لازم را ندارد ،معاویه به اندرز زیاد گوش داد اما پس از مرگ زیاد نامه ای به مروان بن الحکم در مدینه نوشت تا برای یزید بیعت بگیرد،  با خواندن نامه درمسجد مردم به مخالفت برخاستند. عبد الرحمان بن ابوبکر گفت حکومت را سلطنتی می کنید؟ حسین بن علی وعبد الله بن زبیر مخالفت کردند .

سرانجام امام حسین  (رضی الله عنه ) جانش را در راه مصلحت وحقوق مردم ودفاع از سنت رسول الله که برچیدن روش ها وعادت های جاهلی ونظام قبیله ای وعشیره ای بود  از دست داد ودر مقابل نظام ارتجاعی بنی امیه سر تسلیم فرود نیاورد .

امام حسین نمی توانست با حکومت یزید که با رضایت مردم وبر اساس شورا انتخاب نشده بود بیعت کند. زیرا یزید هیچ کدام از شرط های خلافت وامامت جامعه را نداشت، افزون بر آن از سابقه ی نیکو و پیشینه ی مقبولی در میان مسلمین بر خوردار نبود .و در مقابل شخصیت های مطرح آن دوره مانند عبد الرحمان بن ابوبکر ،عبدالله بن عمر ، عبدالله بن زبیر وامام حسین جایگاهی نداشت واز احترام ومکانتی در بین مردم بر خوردار نبود.هم ناشایستگی وهم معمول نبودن شیوه معرفی یزید مزد بر علت شده بود واین بدعتی که معاویه دراسلام ایجاد کرد وظیفه مجتهد مجاهدی مانند امام حسین بود که به عنوان یک وظیفه دینی درمقابل این بدعت بایستد  چون هیچ بدعتی از ایجاد یک سیستم سیاسی جاهلی وارتجاعی به نام دین بدتر نیست .لذا امام حسین براساس وظیفه دینی وبه عنوان شخصی که سخنش حجت است وظیفه داشت که درمقابل باطل بایستد تا این بدعت که دردین ایجاد شده بود در نسل های آینده جنبه سنت را به خود نگیرد .امام حسین یک عالم ربانی بود که با درک موقعیت وشرایط وخسارت ها فراوان نا از این تصمم نمی توانست راه سکوت وسکون را انتخاب کند ،وناچار د تا با هجرت آگاهانه وروی آوردن به مکان امن سنت مبارزه برا پیشبرد نهضت را پایه گزاری نماید..