غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید

  1. ۱ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید
نوآوران -

حضرت عباس (ع) فرزند امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (ع) مکنی به ابوالفضل ومشهور به قمر بنی هاشم وسقای کربلاست.  مادر وی فاطمه مشهور به ام البنین دختر حزام بن خالد از قبیله بنی کلاب بود. در سال 26 ق به دنیا آمد.  او یکی از شخصیتهای بزرگ تاریخ اسلام است که مهمترین فراز زندگی اش نقش او در واقعه کربلا وشهادتش در رکاب امام حسین (ع) می باشد.

عباس در لغت به معنای کسی است که چهره اش درهم کشیده وبا هیبت وجذبه باشد. لغت عباس همچنین یکی از اسماء شیر ودر وصف هیبت او به کار می رود.  عباس از آن دسته انسان های برجسته‌ای است که در عالم انساب بر خوردار از نسبی است که کمتر نصیب کسی می شود ؛ او از جانب پدر علوی وهاشمی است و مادرش فاطمه بنت حزام بانویی بزرگوار و والا مقام از قبیله ای سرشناس و اصیل است. عباس (ع) همیشه وهماره به دنبال حضرت سید الشهداء (ع) بود وبه شدت به آن حضرت علاقه داشت زیرا برای آن جناب آفریده شده بود تا چون آیینه ، فضل وکمال ، شجاعت وسیادت وبزرگواری آن حضرت را بنماید وهمچون ماه بر گرد آن خورشید بتابد.  هیچگاه بر امام خود در گفتار وکردار سبقت نگرفت و پیرو محض رهبرش بود ، حتی در تولدش از لحاظ ترتیب روزهای ماه یک روز بعد از تولد امام حسین(ع)  تولد یافته است. (العباس مقتل مقرم ص133)

وقتی متولد شد نوزاد را نزد پدر بزرگوارش بردند تا سنت پیامبر (ص) را در باره اش اجرا نماید ، اما مادرش جناب ام البنین که از شجاع ترین خانواده های عرب انتخاب شده بود و مورخین او را بانویی والا مقام ودارای روح بلند وپاک دانسته اند ، وقتی مشاهده کردامیرالمؤمنین (ع) عباس را در آغوش گرفته وساعد او را می بوسد واشک می بارد ، مبهوت وپریشان شده علت را جویا شد ، امام او را از سر نوشت فرزندشان آگاه ساختند که دستان او در راه یاری امام زمانش جدا خواهد شد. مادر ناله سر داد واشک بارید وهمه کسانی که در خانه بودند گریستند. اما امام مادر را مژده داد که فرزند عزیزش نزد خدای تعالی منزلت وشأنی بزرگ دارد. خدای تعالی در بهشت به جای دستان جدا شده اش دو بال به او مرحمت می فرماید تا با فرشتگانش پرواز کند همان گونه که از پیش به جعفر بن علی بن ابیطالب این عنایت را فرموده است. این بشارت ابدی و سعادت جاودانه ام البنین (ع) را مسرور ساخت.(مقاتل الطالبین ص 33)

در وجود نازنین عباس (ع) صفات جلال چون شجاعت ، مناعت و هیبت ، با صفات جمال مانند کرامت ، حسن خلق ، سیادت وبزرگی ، مهربانی ویاری ضعیفان جمع شده ودر یک کلام جمیع کمالات را داشت.  چهره اش زیبا و دلربا، بشاش وگشاده رو ومتبسم ونورانی بود ، توگویی حسن وجمال در سیمایش غوغا می کرد. از پیشانیش انوار ایمان می درخشید. از وجود شریفش بوی خوش که نشانه ای از اصالت ذات پاکش بود همواره پراکنده می شد. به این دلیل او را قمر بنی هاشم می گفتند چون از کمال معنوی وجمال ظاهری در حد اعلا بهره داشت لذا در برابر چهره نورانی و زیبایش هر بیننده ای لب به تحسین می گشود گویی در عالم حسن سر آمد ودر آسمان کمال ماه تابان است وهمه زیبا رویان درهمان آسمان چون ستارگان می درخشند.  قامتش بلند و متناسب بود. هرگاه بر اسبی فربه و بلند قامت می نشست پایش بر زمین کشیده می شد وبه راستی که ماه بنی هاشم بود. (خصایص العباسیه ص47)

ابن جوزی نقل می کند : وقتی سرهای مقدس شهدا را به کوفه آوردند ، سوار کار زیبایی به گردن اسبش سر نوجوانی که همچون ماه تمام بود آویخته بود. هنگامیکه از اسب گردن خود را پایین آورد سر به زمین می خورد. از سوار پرسیدم این سر از کیست ؟گفت : عباس بن علی (ع).گفتم : توکیستی ؟ گفت : حرمله.  چند روزی گذشت.  حرمله را دیدم چهره اش به خاطر بیماری سیاه شده بود. گفتم : تو امروز زشت‌ترین فرد عرب هستی. گفت : آری ، به خدا سوگند شبی بر من نگذشته است مگر آنکه دو نفر شانه مرا می گیرند وبه آتش می اندازند. این مرد پس از  اندک زمانی در بدترین حالت مرد.  از القاب آن حضرت ، باب الحوائج است زیرا مسلمانان به خاطر کثرت حاجات و توسل به ایشان وبر آورده شدن آن ، او را باب الحوائج نامیده اند.  قمربنی هاشم،عبدصالح وسقایت القاب آن بزرگواراست وکنیه های ایشان را ابو القربه ،ابوالقاسم وابوالفضل ذکر کرده اند.  ابو الفضل العباس (ع) که به امر برادرش سید الشهداء جهت تهیه آب برای خیمه گاه خاندان نبوت به نهر فرات رفته بود در یک جنگ دلیرانه در کنار علقمه به شهادت رسید وبه علت دوری محل شهادت وی از خیمه گاه وشدت جنگ پیکر او در محل باقی ماند.  سپس بنی اسد بدن شریف او را به خاک سپردند.  با قیام مختار وپیروزی او شیعیان اولین عمارت آستانه او را بنا کردند.  در زمان عضدالدوله بنای عظیم ومجللی بر قبر مطهر حضرت ابوالفضل العباس‌(ع) ساخته شد ، ولی در عصر صفویه ، شاه اسماعیل در روز 25 جمادی سال 914 فاتحانه وارد بغداد شد ومورد استقبال بی نظیر شیعیان قرار گرفت.  او به زیارت قبور مطهرامام حسین (ع) وابوالفضل العباس (ع) شتافت و دستور تعمیرات وسیعی را صادر کرد و دوازده قندیل از طلای ناب به نام دوازده امام به حرم ابوالفضل (ع) همراه با فرشهای نفیس ابریشمی اهداء نمود. (تاریخ کربلای معلی ص180)

 اوج نقش ابو الفضل (ع) در تاریخ ، در واقعه کربلا است. حادثه ای که او را در چشم همگان بسیار بزرگ کرده غیرت وهمت وفداکاری اوست در دستیابی به آب. زیرا تشنگی همه را دچار مضیقه کرده بود.  حسین (ع) عباس (ع) را فرا خواند وتهیۀ آب را به او محوّل کرد.  عباس در تاریکی شب ، همراه یاران ، ضمن درگیری با دشمنان برای اردوگاه امام حسین‌(ع) آب آوردند و بدین سان عباس(ع) لقب سقّا گرفت.  از بزرگواری های او چنین نقل شده که با اینکه در اثر تلاش ودرگیری ومشقت آوردن آب بسیار خسته وتشنه شده بود ولی تا آنگاه که دیگران را سیراب نکرد خودش آب نخورد. حافظ        می گوید :

غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید

کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد

هنگامی که عباس(ع) آب آورد ، زهیر بن قین به اوگفت وقتی پدرت میخواست ازدواج کند به عقیل که نسب شناس بزرگی بود سفارش کرد برایش همسری انتخاب کند که فرزند شجاع ودلاوری برایش بیاورد.  پس آن زن فرزند دلاوری به دنیا آورد تا حسین (ع)را در کربلا یاری کند.  بنا بر این پدرت تو را برای چنین روزی ذخیره کرده بود.  در فضیلت مقام عباس(ع) سخنان بسیار گفته اند. امام سجاد فرمود : خداوند عموی ما عباس را مورد رحمت وعنایت خویش قرار دهد زیرا او سختی فراوان دید ودر راه حمایت برادر خود ایثار کرد.  جان خود را فدای حسین (ع) کرد تا جایی که در این جانفشانی دو دست او از بدن قطع شد.  همچنین امام صادق (ع) فرمود : عمویم عباس (ع) بصیرتی نافذ وایمانی محکم داشت. او همراه حسین (ع) جهاد کرد وامتحانی نیکو داد وبه افتخار شهادت رسید. از او کرامات زیادی از قبیل شفای بیماران ذکر کرده اند.  در بین شیعیان وحتی در بعضی از غیر مسلمانان اعتقاد زیادی به کرامت وحاجت بخشی عباس (ع) وجود دارد و داستان های زیادی در این زمینه از حضرت عباس(ع) دهان به دهان نقل شده است.  شهادت این سردار جان برکف را به همه رهروان آن مرد بزرگ و مولایش اباعبدالله الحسین (ع) تسلیت عرض نموده ، دستیابی به فضائل ومناقب او را برهمگان مسئلت می نماییم.