در گفت و گوی نوآوران با جامعه شناسان بررسی شد

نقش رسانه ها در ظهور و بقای پوپولیسم

دوری از حقیقت گویی، تاکید بر ظاهرسازی و شیوه های پنهان کردن اصل وقایع، استفاده از احساسات و القائات غیرعقلانی از ساز و کارهایی است که در پوپولیسم برای جهت دهی به افکار افراد جامعه رخ می نماید. پوپولیسم دو سویه دارد، یک سویه مردم گرایی آن است که در مقابل دیدگاه نخبه گرایانه می ایستد و توجه به توده مردم را برجسته می سازد و دیدگاه های طبقاتی را هدف قرار می دهد و سویه دیگر آن سواستفاده از این وجهه مردم گرایی برای عوامفریبی و به حاشیه راندن مسائل واقعی اجتماعی در پرتو پر رنگ کردن و بزک کردن مسائل بی اهمیت است و بدین شکل قدرت تصمیم گیری و اندیشیدن را از افراد سلب می کند و زمینه را برای توده ای شدن جامعه که پتانسیل ایجاد و رشد استبداد است، فراهم می کند. پوپولیسم تمایل دارد با تحریک احساسات درونی و به شکلی نمایشی در برابر توده های عظیم مردم به نمایش درآید. در این میان یکی از ابزارهای آن رسانه ها است که نه تنها از شکل بازوی اجرایی پوپولیسم خارج شده که خود موضوعی جدا تحت عنوان پوپولیسم رسانه ای بوجود آورده و با ساز و کاری تبلیغی و ساختن برنامه های سفارشی بعنوان یک ابزار فشار بر شهروندان عمل می کند.

  1. ۱ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
نقش رسانه ها در ظهور و بقای پوپولیسم
نوآوران -

 در رابطه با نقش رسانه ها در رشد و گسترش پوپولیسم به گفت و گو با دو جامعه شناس؛ آقایان دکتر امان الله قرایی مقدم جامعه شناس و دکتر رشید بحیرایی تحلیلگر سیاسی و مدرس دانشگاه؛ پرداخته ایم که فرایند توده ای شدن جامعه با کمک رسانه ها را تشریح کرده اند.


دکتر رشید بحیرایی


نوآوران: به نظر شما چرا در دهه های اخیر بازار پوپولیسم و پوپولیست ها اینقدر گرم است و سیاستمداران چون احمدی نژاد در ایران، ترامپ در امریکا، هایدر در اتریش اینقدر با اقبال عمومی مواجه بوده اند؟

بحیرایی: اول باید از پوپولیسم بپرسیم و تکلیف خودمان را با این مفهوم مشخص کنیم. چون برعکس آنچه می اندیشیم پوپولیسم معنایی یکتا ندارد. معنای مصطلح آن عوامفریبی است اما پوپولیسم معنای دیگری هم دارد: مردم گرایی. من در ناگزیرم در مورد هردو معنا توضیح بدهم چرا که آنانی که به سویه ی عوامفریبی پوپولیسم حمله می کنند مردم گرایی را نیز خواسته یا ناخواسته، عمد یا غیرعمد قربانی می کنند.

نخست باید بپرسیم چگونه است که در سالهای اخیر بازار پوپولیسم گرم شده است؟ از هایدر در اتریش تا احمدی نژاد در ایران و حالا ترامپ در ایالت متحد. چگونه است که از بلژیک و فرانسه تا ونزوئلا پوپولیسم بیخ گوش مان خوابیده است و دست از سرمان برنمی دارد؟چه منطقی و با چه سازوکاری وضعیت را تداوم می بخشد؟

پاسخ کاملا مشخص است، حذف امکان برون رفت از وضعیت، یا به عبارتی از بین رفتن مجاری ای که به گروه های منتقد این امکان را بدهد که بدیل و گفتار خود را عرضه و هژمونیک کنند. توضیح بیشتری می دهم وقتی از اروپا تا آمریکا نیاز به تغییر وضعیت به وجود آمده باشد اما مجراهای دموکراتیک برای تغییر وضعیت از بین رفته یا ضعیف شده باشد پوپولیسم ظهور می کند.  

هاروی در مورد انتخابات های اخیر ایالت متحد مقاله ای نوشته بود در آن مقاله ادعا کرده بود که دیگر چندان تفاوتی بین دموکرات ها و جمهوری خواهان وجود ندارد و اتفاقا آنچه که انتخابات اخیر ایالت متحد را شکل داده منطق امر اقتصادی است یا به عبارت بهتر وال استریت است که سرنوشت بخش عمده ی این انتخابات را تعیین می کند. اگر به سراغ اتریش هم برویم می بینیم درآنجا هم چندان تفاوتی بین احزاب راست و چپ وجود نداشته است یعنی نیم قرن احزاب چپ و راست با یکدیگر در ائتلاف بوده اند.

در همین زمان باید یک سوال جدی از خودمان بپرسیم آیا ظهور پوپولیسم نسبتی با این ائتلافهای مادام العمر دارد؟ یعنی روزگاری که چپ و راست یکی شده اند و تنها در پی تحقق و تثبیت وضعیت هستند و هر امکانی را برای تغییر وضعیت منکر می شوند پوپولیسم با ایجاد یک توهم برای تغییر، وعده ساخت جهان بهتری را می دهد و دقیقا در همین لحظات بن بست است که شعارهایش را می پسندند و موفق می شود.

نوآوران: به نظر می رسد که رسانه هایی مثل صدا و سیما که به ابزاری تبلیغی و بازاریابی تبدیل شده و با تولید برنامه های سفارشی مسائل واقعی را به حاشیه رانده اند، نظر شما چیست؟ ان ها چگونه زمینه را برای گسترش افکار پوپولیستی فراهم می کنند؟

بحیرایی: در واقع پوپولیسم در بزنگاه کرختی عرصه سیاسی، سر و کله اش پیدا می شود و بدون اینکه بخواهد بدیلی واقعی را عرضه کند با ساخت دیگران در قدرت به مثابه دشمن و وعده هایی موقت و جذاب و وعده ی یک روزگار بهتر آرا را به کیسه خود می ریزد. پس اگر می خواهیم در برابر پوپولیسم به معنای عوامفریبی بایستیم و راهی پیدا کنیم آن راه فقط بازکردن امکان تغییر واقعی است. یعنی با خلق مجاری ای برای تغییرات واقعی بکوشیم و اجازه بدهیم گفتمان های دیگر اجازه هژمونیک کردن بدیلشان را داشته باشند و گرنه در فقدان مجاری دموکراتیک، تجاری شدن انتخابات و تقلیل اتتخابات به اتحاد فن سالاران هرآن امکان ظهور پوپولیسم احساس خواهد شد چون این پوپولیسم است که می تواند صحنه تکراری انتخابات را به یک نمایش جذاب تغییر دهد.

در این بین نقش رسانه ها چیست؟ آنها به عوامفریبی دامن می زند یا مانع آن هستند؟حقیقت این است رسانه ها را باید همان مجاری ای دید که این امکان را فراهم میکنند تا بدیلهای شنیده نشده و حاشیه ای شنیده بشوند . پس سوال ما این است آیا رسانه ها در رساندن این گفتارها به مردم نقش دارند یا خیر؟یعنی رسانه ها چنین نقشی ایفا می کنند یا تنها به ابزاری برای سرگرمی تبدیل شده اند؟ رسانه ها کمک می کنند مسائل رو بیایید یا با پرداختن به موضوعات بزک شده امکان های دموکراتیک را از میان برمی دارند؟ به نظر می رسد رسانه ها را تنها نباید در هفته های منتهی به انتخابات بررسی کرد بلکه باید آنها را در زمانی طولانی تر مشاهده نمود در همان روزهایی که احتمالا با اخبار هالیوودی و بالیوودی مسائل واقعی را به حاشیه می برند.

نوآوران: پس به نظر شما چگونه می توان با سویه عوامفریبی پوپولیسم مبارزه کرد و نقش رسانه در این میان چیست؟ رسانه باید نادیده گرفتن جریان های پوپولیستی را باید در دستور کار قرار دهد؟ یا نظر دیگری دارید؟

اگر در مورد آنچه تاکنون گفتم به اتفاق نظر رسیده باشیم پس درخواهیم یافت راه برخورد با پوپولیسم تنها از کنترل رسانه ها و سانسور چندباره نمی گذرد با حذف یک پوپولیست، پوپولیسم را نمی توان از میان برداشت بلکه باید این امکان را برای هژمونی گفتمان ها و بدیل های واقعی فراهم کرد تا بتوانند گفتار خود را برکرسی بنشانند البته با فراخوانی سیاست های مردمی، چرا که ظهور پوپولیسم در شرایطی رخ می دهد که مردم از عرصه سیاست حذف شده باشند. پس برای حذف پوپولیست ها دست به دامن برخورد حذفی شدن راه شکست خورده ای خواهد بود که هرگز سیاست های عوامفریبانه را از میان برنخواهد داشت. سیاستهای عوام فریبانه زمانی برچیده می شوند که بدیلهای واقعی به گوش مردم برسد و این تنها با دموکراسی رادیکال فراهم می شود. پس در همین جاست که متوجه می شویم آن سیاستی که مدام دست بر روی نخبه گرایی می گذارد با تقلیل سیاست به فن سالاری، مردم گرایی را کنار می نهد و سیاست را به صحنه مذاکره نخبگان تقلیل می دهد و به اشتباه وقتی در نقد عوامفریبی می نویسد مردم گرایی را نیز فراموش می کند تا وقتی در برابر پوپولیسم شکست می خورد به جای دفاع از تغییر به آقای پوپولیسم بتازد.


امان الله قرایی مقدم


نوآوران: آقای دکتر اگر می شود راجع به نقش رسانه ها و ارتباط آن با بازار افکار پوپولیستی توضیح دهید. به نظر شما چرا در دهه های اخیر بازار پوپولیسم و پوپولیست ها اینقدر گرم بوده و سیاست‌مدارانی در ایران در سالهای گذشته، ترامپ در امریکا و هایدر در اتریش اینقدر با اقبال عمومی مواجه بوده اند؟
دکتر قرایی مقدم: واضح است که به عهده گرفتن ترویج و گسترش ایده های پوپولیستی یکی از نقش های مخربی است که رسانه ها می توانند ایفا کنند، البته نباید فراموش کرد که ترویج افکار پوپولیستی صرفا به عهده رسانه ها نیست اما آن ها می توانند به آن سمت و سو بدهند. افکار عوام فریبانه این روزها چه از طریق رسانه های خارجی و چه از طریق رسانه های داخلی در جامعه ساری، جاری و شایع است. سیاست مداران پوپولیست با استفاده از رسانه ها سعی می کنند که به افکار افراد در جامعه جهتی به نفع خود بدهند و مغز آن ها را شست و شو دهند و نیات خود را در همه زمینه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بگسترانند. آن ها با ایجاد هراس اجتماعی و تشویش اذهان نسبت به عینیات جامعه به راحتی افکار را منحرف کرده و نیات خود را به خورد جامعه می دهند که مهمترین ابزار آن ها تبلیغات و برنامه های سطحی و سفارشی است.
نوآوران: نقش رسانه ها در این میان چیست واز طریق چه ساز و کاری فضا را برای رشد و گسترش پوپولیسم فراهم می کنند؟
قرایی مقدم: ببنید روشن است که هرچه سطح آگاهی افراد پایین تر باشد و آموزش نتواند در میان اقشار جامعه رسوخ کند آن ها به راحتی و بیشتر تحت تاثیر القائات و جریان های فارغ از تفکر پوپولیستی قرار می گیرند ودر غیاب آموزش رسانه ها با فراغ بال بیشتری می توانند اذهان مردم را تغییر دهند. مثلا با تقلیل وظایف خود به تبلیغات و بازاریابی سعی می کنند آن چیزی را مد نظرشان است به خورد مخاطب بدهند.
نوآوران: یعنی شما معتقد هستید که بین آگاهی و عقلانی فکر کردن مردم رابطه وجود دارد؟
بله،‌ البته، رفتار پوپولیستی و عوام فریبانه معمولا در یک جامعه احساسی رخ می دهد نه در یک جامعه ادراکی، در یک جامعه ادراکی و عقلانی افراد از ماهیت مسائل سوال می پرسند و چگونگی رخ دادن وقایع برایشان اهمیت دارد، چیزها را به راحتی نمی پذیرند اما در یک جامعه احساسی این موضوعات برعکس رخ می دهد، ما در جامعه شناسی به آن حرکت گله وار می گوییم، یعنی موضوعی که برجسته می شوند افراد جامعه همه بدون پرسش از آن و سازوکارش به دنبال آن راه می افتند و رسانه ها با پوشش دادن آن سعی در بزرگ نمایی آن می کند و بدین گونه راه مناسبات عقلانی را می بندند. 
نوآوران: واضح است که پوپولیسم دو سویه دارد، یک سویه مردم گرایی آن که در مقابل دیدگاه نخبه گرایانه و طبقاتی قرار می گیرد و سویه دیگر آن در نقطه مقابل این دیدگاه است که مردم گرایی را به نقشی عوام فریبانه تقلیل می دهد، رسانه ها چگونه می توانند این سویه عوام فریبی را کمرنگ کنند و با آن مبارزه کنند؟
قرایی مقدم: سویه مردم فریبی پوپولیسم آنجاست که با شعارهای کلی و گسترده که به راحتی می توان آن را در مضامین متفاوت تعبیر و تفسیر کرد سعی در جهت دهی به افکار به نفع خود دارد. مثلا با طرح سوالات آزادی و عدالت اذهان را پر کرده و مردم را به دنبال خود می کشند و در این میان مردم هرچه ساده اندیش تر و سطحی نگر تر باشند راحت تر گول می خورند و دروغ های بزرگ مردم فریبانه را باور می کنند. مطمئن باشید تاریخ ایران در سالهای آینده همواره تاسف خواهد خورد که چرا در سالهایی از عمر کشور مردم به دنبال سیاستمدارانی عوامفریب راه افتادند و اجازه دادند هشت سال کشور را به قهقرا ببرند.
بهترین راه مبارزه با عوامفریبی سیاستمداران و سواستفاده رسانه ها مطالعه توسط مردم و روشنگری از سوی رسانه های جمعی که رسالت رسانه را درک می کنند، است و یکی از این رسانه های اصلی صدا و سیما است که در میان مردم فراگیر است. روشن است که رسانه ملی باید در راستای آرمان هایی که حکومت حول آن شکل گرفته و عزت و سرفرازی کشور را خواستار است حرکت کند. وظیفه یک حکومت درست و رسانه ملی ترغیب مردم به سوی این ها است. شما به کشورهای غربی هم نگاه کنید این قضیه جریان دارد چرا که روش آن روش درستی است اما این قضیه با دروغ به خورد مردم دادن  متفاوت است. وعده های توخالی و پوشالیِ عوام فریبانه و استفاده از تلقین وجهه در رسانه ها چیزی متفاوت از حرکت حول آرمان های کشور و ملت است.


محمد امین قانعی راد


نوآوران: به نظر شما چرا در دهه های اخیر بازار پوپولیسم و پوپولیست ها اینقدر گرم است و سیاست‌مداران چون احمدی نژاد در ایران، ترامپ در امریکا، هایدر در اتریش و... این قدر با اقبال عمومی مواجه بوده اند؟
قانعی راد: در وهله اول باید اشاره کرد که این ها انواع پوپولیسم هستند، مثلا در ایران یک نوع پوپولیسم مبتنی بر بنیادگرایی شکل گرفت، در ونزوئلا یک نوع پوپولیسم مبتنی بر سوسیالیسم و حتی در امریکا هم یک نوع پوپولیسم مبتنی بر سرمایه داری رخ نموده است که البته هر کدام از این ها متفاوت هستند اما نباید فراموش کرد همه این انواع در چند چیز با هم مشترک هستند. پوپولیسم یک نوع حرکت سازمان نیافته است که از جریان های تحزب و حزب گرایی تخطی پیدا می کند البته می تواند گاهی آن را در قالب یک حرکت حزبی پیگیری کرد اما حزب یا جناحی که حامی حرکت های پوپولیستی می شود بر این تصور است که می تواند آن را کنترل کند، بسیار شبیه به چیزی که در دوره  ساله 8 در ایران رخ داد و جناح حامی دولت قبلی بر این باور بود که می تواند آن را کنترل کند، به باور من این قضیه هم در امریکا به همین شکل است و حزب جمهوری خواه تصور می کند می تواند این حرکت را کنترل کند.
نوآوران: به نظر می رسد که رسانه ها در این میان با پنهان کردن وقایع و به حاشیه راندن موضوعات اصلی صرفا به ابزاری تبلیغی و بازاریابی تبدیل شده و با تولید برنامه های سفارشی گاهی در نقش بازوی پوپولیسم حرکت می کنند، نظر شما چیست؟
قانعی راد: اول باید به این نکته بپردازیم که پوپولیست در چه شرایطی مطرح می شود و می تواند عرض اندام کند، معمولا پوپولیسم بعد از ناکامی هایی در جامعه ایجاد می شود، این ناکامی ها می تواند در عرصه های اجتماعی یا اقتصادی، فرهنگی و یا حتی سیاسی رخ بنماید. وقتی رویا و اسطوره بزرگ یک جامعه مورد تهدید واقع می شود یا تصور شود که در معرض خطر نابودی یا ضعیف شدن است فضا برای پوپولیسم فراهم می شود. معمولا در این شرایط است که سیاستمداران یا افرادی وارد میدان می شوند که قول بازگشت به روزهای اوج، دست یابی به رویای بزرگ و اصالت از دست رفته و قدرت را به افراد جامعه می دهند. اصالت از دست رفته وجهه فرهنگی و قدرت هم وجهه اقتصادی آن است. این افراد در این شرایط و به این شکل پیش داوری های مردم را فعال می کنند. این پیش داوری ها در سویه غیرعقلانی مردم قرار می گیرد.
نوآوران: نقش رسانه در این فرآیند چیست؟ چگونه به این ساز و کار کمک می کند؟
ببنید هدف اصلی رسانه ها به کار انداختن و تحریک وجهه عقلانی مردم است. روشنگری و ایجاد فضای بحث و گفت و گوی منطقی و تقویت استدلال از رسالت های اصلی رسانه است. وجهه عاطفی حرکت های سیاسی و اجتماعی نه در رسانه که در کمپین ها و حرکت های جنبشی است که اتفاق می افتد، جاهایی که هوادارن احزاب جمع هستند، در این نقاط است که جای برای استدلال و تعقل فراهم نیست، لذا ما این دو فضا را در مقابل هم داریم، یک فضای رسانه بعنوان نقطه ای که باید به ترغیب و تحریک وجهه عقلانی و تفکر و استدلال مردم بپردازد و یک فضای کمپینی که در سوی احساسی و حرکات غیرعقلانی قرار می گیرد اما گاهی فضای رسانه ای تبدیل به یک فضای عاطفی می شود و این به سیاست ضربه می زند و موجب رویش و تقویت یک سیاست پوپولیستی و عوام فریبانه می شود. رسانه ها باید خود را در سویه عقلانی سیاست ببنید و از عواطف مردم کناره بگیرند. نقد و ارزیابی های عقلانی و خردمندانه و روش‌مندانه از عکملکردها داشته باشند.
نوآوران: با توجه به اینکه در کشور ما رسانه اصلی صدا و سیما است، شما فکر می کنید چگونه می تواند از این سمت و سو فاصله بگیرد و تبدیل به عرصه ای عقلانی برای ترویج فرآیندهای عقلانی کمک کند؟
قانعی راد: سیاست را باید در نشست ها و گفت و گوهایی که تشکیل می شود پی گرفت و جستجو کرد و در مورد آن صحبت کرد. تنوع افکار سیاسی و احزاب و جناح ها باید در رسانه ها بازنمایی شود. رسانه ملی در کشور ما باید بتواند این وظیفه را به درستی انجام دهد و فقط به تقویت یک جریان خاص نپردازد و در یک عرصه استدلالی قرار بگیرند که معمولا اینطور نمی شود و وارد عرصه های دیگر می شود، مثلا وارد مسائل مذهبی می شود، قرار گیری برنامه های سیاسی در پرتو برنامه های مذهبی با برجسته کردن برخی مسائل می تواند آن ها را از فضای عقلانی و تفکری دور کند و به فضای احساسی نزدیک تر کند.