یادداشت سردبیر

وقتی مهرجویی فرمان مرگ می دهد

در بحبوحه انتقاد به اوباش فضای مجازی که از هر فرصتی برای حمله به صفحات گوناگون استفاده می کنند دامنه اضمحلال فرهنگی و انتقادها به روشنفکران کشیده شد.

  1. ۴ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
وقتی مهرجویی فرمان مرگ می دهد
نوآوران -

در شرایطی که بسیاری از حمله به اینستا گرام «پایت» به دلیل خطا بر روی رونالدو!؟ متحیر بودند و از اینکه چگونه فحاشی ها در عرض مدت کوتاهی از صدها هزار می گذرد و اینکه چگونه صفحات دختر اوباما در سالروز برجام  مورد حمله قرار می گیرد از خود سئوال می کردند که بر فرهنگ ایرانی چه آمده است که بجای گذشت و مهربانی وایثار اینهمه خشم از خود بروز می دهد. دسته گلی دیگر در فضای روشنفکری رو شد.

داریوش مهرجویی سینماگر برجسته ایرانی در مراسم در گذشت عباس کیارستمی خواستار مجازات مرگ برای پزشکان معالج این اسطوره ایرانی می شود!بله آقای مهرجویی شما خواستار کشتن پزشکان معالج کیارستمی شدید.براستی به کجا می رویم.جامعه ما را چه می شود که روشنفکرش وقتی خارج از گود قدرت نشسته به نهادهای قانونی کشور برای صدور حکم اعدام خرده می گیرد و بعضا دسته و هیات و گروه تشکیل می دهد و برای درخواست عفو به سراغ دیگران می رود اما آنجا که پای دوستان  واطرافیان خود به میان می آید فرمان مرگ می راند.

آقای مهرجویی شما که در حاشیه قدرت که نه خارج از آن در دور دست ها نشسته اید و به راحتی برای یک پزشک با سابقه بجرم (احتمال)یک اشتباه فرمان مرگ صادر می کنید اگر بر مسند قدرت بودید و احساس بر شما غالب می گشت چه می کردید؟

اگر یه پزشک به واسطه یک اشتباه احتمالی مستحق مرگ است، با تیغ قضاوت شما جوانان و رانندگان بی پروا و شرورین حتما در آن واحد حکم مرگ دریافت خواهند کرد.

لطفا نگویید که شرایط بر شما غالب آمده که ازیک نوجوان از خود بیخود شده و نشسته پشت فرمان این جمله بر می آید اما روشنفکری که سخنش راهنمای هواداران و دوستدارانش هست چنین توجیه هایی پذیرفته نیست. البته این مشکل برای شما نیست بلکه مشکل این روزهای جامعه ایران و شاید خاورمیانه ایست که خشونت بر در و دیوارش جوانش زده و هر لحظه بر شاخ و برگ های خود می افزاید.فرق شما با آن جوانان تنها در این است که شما مهرجویی هستید و به فرمان مرگ شما با دیده احترام نگریسته می شود واحتمالا توجیه شرایط و فضا اما آنان جوانان بی پناه راحت مورد نقد قرار می گیرند. در لحظه، حتی به هنگام گزارش.

این سخنان شما نشان می دهد که ما چوب فرهنگ خشونت زده قدرت را نمی خوریم که چوب فرهنگ خشونت زده خودمان را می خوریم و آنان، آن می کنند که ما در وجودمان پرورانده ایم.و در ضمیر ناخودآگاهمان می خواهیم.

نمی خواهم از تک جمله ای که بر زبان رانده اید سوء استفاده کنم و همه افکار و فعالیت های شما را به این بهانه به نقد کشیده باشم. روی سخنم شاید بیشتر با امثال آقای فردوسی پور و دیگر بزرگانی است که جوانان هیجان زده این مرز و بوم را محکوم می کنند که چرا رفته اند در اینستا گرام «پایت» و یا دختر اوباما از خود بی خود شده اند و فرهنگ ایرانی را زیر سئوال برده اند.آنها مقصر نیستند بلکه لیدر هایشان مقصرند.

چه کسی تلاش کرده تا خشونت در این سرزمین کاهش پیدا کرده و جای آن مهر بنشیند. نه آنکه نبوده و نیستند ؛چرا بوده اند. اما تعدادشان آنچنان نبوده که بر خشونت طلبان فزونی گیرند.از هرجا فریاد مرگ سر دهید یعنی آنرا کاشته اید حال بخاطر عباس کیارستمی باشد یا مرگ عزیز دیگری.شما دیگر نمی توانید در خانه کسی را بزنید و بگویید بخاطر مرگ عزیزتان از مرگ جوان دیگری در گذرید جوابشان به شما مشخص است.شما برای مرگ عزیزتان بدون محاکمه یک پزشک برایش درخواست مرگ داده اید.

بیاد دارم روزی سید اصلاحات در میان هواداران خود بود و آنان فریاد مرگ برفلانی سر می دادند. سید خطاب به جمع گفت:در حضور من از مرگ نگویید و مرگ کسی را نخواهید.جمعیت فریاد زد درود بر ....