محمدحقانی در گفت‌وگو با «نوآوران» عنوان کرد:

پیشرفت 15درصدی زیرساخت‌های شهری

محمد حقانی از مدیران اسبق شهرداری است که اکنون به عنوان رییس کمیته محیط زیست شورای شهر انتقادات زیادی به زیرساخت‌های شهری در حوزه حمل و نقل عمومی و ساخت پیاده راه در تهران دارد. به گفته او پیشرفت زیر ساخت‌های شهری در تهران در حدود 15درصد است و همین مشکل باعث اتفاقاتی نظیر فرونشست زمین در تهران شده است.

  1. ۲ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
پیشرفت 15درصدی زیرساخت‌های شهری
نوآوران -

ساخت پیاده راه را یکی از الزامات شهرهای بزرگ دنیا می‌داند که در تهران مغفول مانده و یا مانند پیاده‌راه 17شهریور به‌خاطر در نظر نگرفتن تمام جوانب پروژه و سلیقه‌ای تصمیم گرفتن به بن بست خورده است. این عضو شورای شهر پیش از این اعلام کرده بود که تهران در حوزه خدمات شهری یک هزار میلیارد تومان گران اداره می‌شود که ناشی از عوامل مختلفی چون مازاد نیرو در این حوزه است. در ادامه بخشی از صحبت‌های او را می‌خوانید.

   پیش از این صحبتی کرده بودید که تهران در حوزه خدمات شهری 1000میلیارد تومان گران اداره می شود، چه اتفاقی می‌افتد که شهری با این هزینه اداره می شود و شهرداری به عنوان متولی این امر با چه توجیهی این هزینه را می‌کند و منبع آن کجاست؟ گمانه زنی‌های بسیاری وجود دارد درباره منبع درآمد های شهرداری، مثل تخلف های ساختمانی و یا تغییر کاربری، به‌نظر شما این گران اداره شدن نشان دهنده سوء مدیریت نیست؟ توجیه آقای قالیباف از این هزینه و منبع درآمد چه چیزی است؟

من یک کلیت از بحث شهرداری و خدمات شهرداری به شما می‌گویم و بعد می‌رویم به سراغ گران اداره شدن خدمات شهری.چیزی که من در یکی از رسانه ها گفته بودم این بود که خدمات شهری 1000میلیارد گران اداره می شود.آقای شهردار بحثی را در صحن شورا مطرح کردند که شهر تهران را با 5هزار میلیارد تومان می‌شود اداره کرد. من چنین اعتمادی با خوشبینی زیاد به حرف شهردار دارم که تهران با 5هزار میلیارد تومان می شود اداره کرد و خوب اداره می‌شود. منتها اداره کردن با بحث توسعه متفاوت است. یک بحث نگهداری شهر است مثل مراقبت از پارک‌ها و یا آسفالت شهر و بخش دیگری مربوط به توسعه است به این معنی که شهر را باید بزرگ کرد و پروژه های عمرانی اینجا می‌تواند متفاوت تر و جدا از این 5هزار میلیارد تومان باشد. الان مشکل اصلی ما مربوط به حمل و نقل و ترافیک است که این ها در محیط زیست می تواند خیلی مشکل‌زا باشد. بنابراین ما، حتما بایستی روی مسأله حمل و نقل عمومی به ویژه و به طورعام زیر ساخت‌های عمومی شهر دقت کنیم و کمک کنیم به سازمان هایی که به شکلی درگیر زیرساخت‌های شهری‌اند. من برعکس برخی از گفته‌ها هنوز اعتقاددارم و به‌شدت به این قضیه هم انتقاد دارم که هنوز زیرساخت‌های شهر به سرانجام نرسیده است.آب و فاضلاب و حمل و نقل عمومی که البته مترو اولویت دارد و جمع آوری آب های سطحی،ایجاد کانال‌های تاسیساتی در سطح شهر همه جزو زیر ساخت‌های شهری به‌حساب می‌آیند.برخی فاجعه‌هایی که اتفاق افتاده است مثل نشست زمین، حفاری‌های مترو مسائلی از این قبیل به‌خاطر اینکه ما کانال تاسیسات نداریم و ما هنوز تاسیسات زیر سطحی رو نمی‌شناسیم و نقشه‌ای از این تاسیسات نداریم .ما تنها چیزی که به عنوان زیرساخت داریم که البته همین زیر ساختی هم که داریم مورد انتقاد من است توسعه بزرگراه ها و پل‌هاست. ما باید زیر‌ساخت‌ها را متناسب با هم و متوازن با هم جلو ببریم و نمی‌شود که مترو در مرز 15درصد پیشرفت باشد و بزرگراه‌ها در مرز 95 که البته الان به اینگونه هم است. ما از لحاظ بزرگراه و جاده و راه مشکلی نداریم و در واقع این زیرساخت‌ها به حد کمال رسیده است اما متروی ما زیر ساخت حمل و نقل عمومی است که مورد نیاز همه شهرها و کلانشهرای دنیاست که نیازمند رعایت استانداردهایی در این حوزه است. چیزی که حتی در کمیسیون حمل و نقل شورای شهر تهران هم مورد بررسی قرار گرفته است این است که شهر ما باید بالای یک هزار کیلومتر مترو داشته باشیم به‌طوری‌که هر شهروند وقتی می‌خواهد از مترو خارج بشود 300متر تا محل زندگی و یا کار خود فاصله داشته باشد.

کشورهای بزرگ دنیا مثل لندن، توکیو مشکلشان را باخودرو حل کرده‌اند و در واقع سعی می‌کنند که خودرو را حذف کنند،مثلا دوچرخه و پیاده‌راه ها را جایگزین کنند.

   ماهم این هدف را داشتیم مثل پیاده راه 17شهریور که بن بست خورد.

ما هر طرحی که اجرا می‌کنیم باید پیوست مردمی و یا پیوست اجتماعی داشته باشد تا مورد استقبال مردم قرار بگیرد. اگر قرار باشد مردم آن طرح را نخواهند پس چه فایده‌ای دارد واما خوشبختانه بخشی از پیاده راه 17شهریور به حالت عادی برمی‌گردد.

   بالا خره پیاده راه باید نظر مثبت کسبه و اهالی آنجا را هم داشته باشد.

بله، من خودم یک پیشنهادی دادم که از میدان تجریش تا راه آهن را تبدیل به پیاده‌راه کنند و از

«ال.آر.تی» استفاده کنند.چون این محور یک محور گردشگری و اقتصادی شهر است و در وسایل نقلیه عمومی هم سرعت بهتری دارد و آلودگی هم ندارد.

   تجربه ناموفق شهرداری در پیاده‌راه 17شهریور به این معنی نیست که توان احداث پیاده راهی مثل 17شهریور را که به نسبت ولیعصر که خیلی کوچک تر است ندارند؟ در صورت اجرایی شدن شهرداری می‌تواند که این پروژه را به نتیجه برساند.؟

ما تجربه پیاده راه سپهسالار را داشتیم که تجربه موفقی بوده است و وقتی می‌خواهیم پروژه‌ای را ایجاد بکنیم باید تمام جوانب طرح و به ویژه مردم را مدنظر قرار بدهیم. میدان امام حسین به عنوان یک پاتوق شهری با فواره‌های قشنگ بود که الان این سازه‌ای که در این میدان ساخته شده است مورد قبول مردم نیست و با دید آیا قهری به آن نگاه می‌کنند. ما نباید اصل پیاده راه سازی را زیر سوال ببریم اما اینکه در یک جایی اجرای بد می‌کنند دلیل بر بد بودن پیاده راه نیست.در بعضی از شهرها پیاده‌راه به گونه‌ای تعبیه شده است که حتی اتوبوس و ماشین هم رد می‌شود ولی اینکه ما در یک محوری راه را به گونه‌ای ببندیم که حتی مردم حق نداشته باشند در خانه‌شان خودروهای خود را پارک کنند از مشکلات طرح است.

   میدان امام حسین میدان خوبی بود و این مشکلات را نداشت.

میدان امام حسین یک میدان بسیار زیبایی بود با فواره های رنگی و مجسمه‌های هنری که متاسفانه این میدان را از دست دادیم.

   برگردیم به موضوع گران اداره شدن خدمات شهری.

شهرها و درواقع شهرهای بزرگ یک برندی دارند که در قالب این برند می‌توانند درآمد زایی داشته باشند به‌طوری‌که در بخشی از خدمات شهری شهر را خودکفا اداره کنیم. ما میادین میوه و تره بار در سطح شهر داریم و چون سر در این‌ها تابلو شهرداری وجود دارد مردم به اطمینان شهرداری خرید می‌کنند. بنابراین ما در یک جاهایی باید از همان اول سوبسید بدهیم.البته می‌گویند که مترو چیزی ندارد و باید دولت کمک کند که دو دولت قبل توان داشتند اما کمک نکردند و این دولت هم چیزی ندارد که بخواهد کمک کند. بنابراین بهتر است که سخت مترو را به‌خش خصوصی بدهیم و درواقع یارانه ای که در آخر باید پرداخت می‌شود از همان ابتدا به بخش خصوصی می‌دهیم. الان اتوبوس در اختیار بخش خصوصی است و چون بخش خصوصی با آن هزینه‌هایی که وجود دارد نمی‌تواند اداره کند شهرداری یارانه می‌دهد. مترو را هم باید اینکار را بکنیم و به بخش خصوصی بسپاریم و یارانه پرداخت کنیم و این یارانه چندبرابر به صورت غیر مستقیم به اقتصاد شهر کمک کند.به‌این صورت استهلاک و یا هزینه سوخت پایین می‌آید. ما قانون پسماند داریم که از سال 83اجرایی شده است به‌طوری‌که طبق قانون باید تفکیک از مبدا وجود داشته باشد. در این بخش شورای شهر موظف به تخصیص بودجه به بخش پسماند است و شهرداری باید جوابگو باشد. ما تفکیک از مبدا به آن صورتی که باید نداریم و من اعتقاد دارم که چیزی حدود چهار درصد تفکیک از مبدا داریم و البته شهرداری می‌گوید 14درصد. این 10 درصد اختلافی که وجود دارد مربوط به مخازنی است که پیمانکاران و کارگران انجام می‌دهند و حتی از نظر بهداشتی بسیار زیاد خطرناک است.اگر تفکیک از مبدا وجود داشته باشد دیگر هزینه‌های زیادی برای انتقال و جداسازی آن‌ها متحمل نمی‌شویم. .من در بررسی های مقدماتی که داشتم که مورد تایید همکاران من در سازمان پسماند هم است در حدود 85درصد نیروی مازاد داریم.اضافی به این معنی که کارهایی را به آن‌ها سپردند که در شرح وظایف پسماند نیست. قانون پسماند، سازمانی را ایجاد می‌کند به عنوان سازمان پسماند که فقط باید در حوزه پسماند فعالیت کند نه کارهای دیگری مانند برف روبی که به صورت حاشیه‌ای وارد شده است.ما هزینه هایی را که در سازمان وجود دارد تبدیل به تعداد نیروهایی می‌کنیم که در آنجا وجود داردو عددی در می‌آید که هزینه تمام شده هشت برابر و یا 10 برابر زیاد است.بنابراین نباید این را به‌حساب پسماند بنویسیم. نداشتن مدیریت بهینه از امکاناتی که در سازمان وجود دارد به حساب مردم گذاشتن کار درستی نیست. من بارها گفته‌ام که ما به‌طور مستقیم و یا غیر مستقیم دستمان در جیب مردم است و درآمد ما فقط از این طریق است که البته درآمدهای بسیار ناپایدار و بسیار مضر مثل تغییر کاربری هم در شهرداری وجو دارد. بنابراین وقتی ما می توانیم سازمانی را با یک هشتم نیرو اداره کنیم، این یک تحمیلی به هزینه‌های مردم است.از طرفی دیگر پسماند می‌تواند درآمدزا باشد و هزینه‌های مربوط به این بخش را تامین کند.