دکتر علی گرانمایه‌پور:

نمی‌توان جامعه بدون روزنامه را تصور کرد

  1. ۲ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
دکتر علی گرانمایه‌پور:
نوآوران -

مطرح شدن بحث روزنامه‌نگاری آنلاین و دیجیتالی و اکنون نیز شهروندی این تصور را در اذهان ایجاد کرده است که به زودی رسانه‌های چاپی رو به زوال می‌روند و عمرشان پایان می‌یابد. در این خصوص البته باید اذعان داشت شاید مطبوعات تعطیل نشوند؛ اما برای بقا و ادامه فعالیت در دوره‌ای که شبکه‌های اجتماعی جایگزین رسانه‌های رسمی خبری شده‌اند باید به سمتی حرکت کنند که پاسخگوی نیازهای خبری مردم باشند.

شبکه‌های اجتماعی از لحاظ خبری عمدتاً رسانه‌های غیررسمی و یا رسانه‌هایی هستند که گاهی اوقات در مقابل رسانه‌های رسمی قرار می‌گیرند، این تصور که با ظهور فضای مجازی فرهنگ روزنامه‌خوانی در بین افکار عمومی تغییر کرده تا حدی درست است. در کشور ما نیز این اتفاق رخ داده است. یکی از مهم‌ترین دلایلش نیز عدم برخورداری مطبوعات از سطح محتوایی مناسب است.

نکته قابل توجه دیگر این‌که اکثر مردم اکنون به شبکه‌های اجتماعی دسترسی دارند و اگر از طریق مطبوعات نتوانند نیازهای خبری‌شان را تأمین کنند، قطعاً به سراغ این شبکه‌ها می‌روند.روزنامه‌های غربی در عصر جدید و در مواجهه با فعالیت‌های رسانه‌ای شبکه‌های اجتماعی به سمت روزنامه‌نگاری تحلیلی، پیش‌بینی‌نگر و به بیان دیگر آینده‌نگر رفتند و مطالبی چاپ می‌کنند که بتواند دیدگاهی از آینده را نشان دهد و ترسیم کند. از این‌رو مطبوعات ایرانی اگر می‌خواهند دچار ورشکستگی نشوند باید به این سمت حرکت کنند و رویکردشان را نسبت به خبر و گزارش عوض کنند. متأسفانه در شرایط کنونی مطبوعات چاپی در چالش بسیار جدی با شبکه‌های اجتماعی قرار گرفته‌اند.در بسیاری از کشورها همچون فرانسه، آلمان، انگلیس و ژاپن که یکی از دیجیتالی‌ترین شهرهای دنیا هستند و فضای کاملاً دیجیتالی و الکترونیکی بر آن‌ها حاکم است و پرسرعت‌ترین اینترنت را دارند، اما شاهد هستیم روزنامه‌هایی همچون «یومیوری» و «آساهی‌شیمون» 15 الی 20 میلیون تیراژ دارند چون آن‌ها اخباری را چاپ می‌کنند که در شبکه‌های اجتماعی نیست. مطالب و تحلیل‌هایی را ارائه می‌دهند که متفاوت است و از سوی دیگر فرهنگ روزنامه‌خوانی نیز در بین مردم رایج شده است. این در حالی است که برعکس در ایران فرهنگ روزنامه‌خوانی آن‌طور که باید وجود ندارد و این یک چالش مهم است که باید موردتوجه جدی قرار گیرد.پرواضح است که برخی اخبار مربوط به شبکه‌های اجتماعی قابل استناد نیست.ما اکنون در عصر رسانه‌های زرد شبکه‌های مجازی هستیم. در کانال‌های تلگرامی و سایر شبکه‌ها مطالبی خلاف واقع می‌بینیم و متأسفانه مردم چنین تصور می‌کنند که این نوع شبکه‌های موبایلی اخبار و اطلاعاتی واقعی ارائه می‌کنند. درواقع بالا بودن تعداد کاربران این شبکه‌ها این باور را ایجاد می‌کند که هرچه در کانال‌هایی که کاربران بیشتری دارند منتشر شود صحیح و عین واقعیت است.

به اعتقاد من به زودی مردم دیگر تلویزیون نیز تماشا نخواهند کرد، چراکه اپلیکیشن‌هایی طراحی خواهد شد که با اینترنت کم‌سرعت قادر به نمایش فیلم و پخش خبر خواهند بود. از‌این‌رو می‌توان گفت این چالش مشخصاً مطبوعات را هدف قرار نگرفته است، بلکه به زودی همین چالش را درخصوص رادیو و تلویزیون نیز شاهد خواهیم بود.

 چالش دیگر که در رابطه با فضای مجازی با آن مواجه خواهیم بود، ظهور شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی اینترنتی است. شبکه‌هایی که یک ایستگاه در داخل و یا خارج از کشور دارد و با وضوح بالا و سیستم پخش آنلاین به راحتی می‌توانند از استودیوهای مختلف اخبار موردنیاز مردم را در اختیارشان قرار دهند. حتی روزنامه‌هایی در راه هستند که در خارج از کشور به چاپ می‌رسند و نسخه‌های دیجیتال آن برای مشترکان در داخل کشور ارسال می‌شود.

در اوایل دهه 80 وبلاگ‌نویسی ایجاد شد و این وبلاگ‌ها کاری مشابه شبکه‌های اجتماعی کنونی انجام دادند. برخی از آن‌ها اخبار کذب منتشر می‌کردند، اما اکنون می‌بینیم که زمانش به سر رسید. شبکه‌های اجتماعی نیز همین‌طور هستند. آن‌ها به تشویش اذهان عمومی می‌پردازند و منابع مشخصی ندارند. در عصر رسانه‌های زرد شبکه‌های اجتماعی باید این شرایط را پشت سر بگذاریم. درواقع می‌توان گفت مرحله گذار است، اما برای این‌که مشکلات جبران‌ناپذیری ایجاد نشود وزارت ارشاد، پلیس فتا و سایر نهادها باید برنامه منسجمی در رسیدگی به فضای مجازی داشته باشند. عصر رونق استفاده از شبکه‌های مجازی نیز دورانی است که باید طی شود، اما اگر بدون نظارت و رسیدگی باشد آسیب‌های جدی ایجاد خواهد کرد.

به اعتقاد من هر خبری خبر نیست، اما این شبکه‌های مجازی برای جذب مخاطب با استفاده از جاذبه بزرگنمایی برخی موضوعات غیرواقعی را به نحوی مطرح می‌کنند که مخاطب بیشتری جذب کنند.

نقطه قوت مطبوعات چاپی وجود تحلیل و تفسیر درخصوص موضوعات خبری است اما شبکه‌های اجتماعی این‌طور نیست و به این ترتیب با افزایش استفاده مردم از فضای مجازی این نگرانی ایجاد می‌شود که فرهنگ مستند و مستدل صحبت کردن در بین مردم از میان برود و به جایی برسیم که دیگر نتوانیم صحیح را از ناصحیح تشخیص دهیم. متأسفانه در صورت نبود نظارت کافی بر فضای مجازی به جایی می‌رسیم که دیگر قادر به کنترل شبکه‌های اجتماعی نخواهیم بود. این شبکه‌ها در حال توسعه هستند و کنترل شان امری بس دشوار است.