عباس عبدی:

رسانه مستقل و آزاد، فانتزی نیست

  1. ۲ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
عباس عبدی
نوآوران -

مشکل ما به عنوان ایران از زمانی آغاز شد که الگوی توسعه ما به صورتی ناقص از جوامع توسعه‌یافته الگو برداری شدند، بدون اینکه درک روشنی از ابعاد توسعه‌یافتگی و نهادهای ضروری آن در این جوامع پیدا کنیم. وقتی که رضا پهلوی راه و راه‌آهن ساخت و کارخانه وارد کرد و نهادهای اداری را شکل داد، اصلاً به خاطرش نمی‌گذشت که با بستن مطبوعات و سرکوب آزادی‌ها و احزاب این راه و ترن و اداره‌جات راه به جایی نمی‌برند. او گمان می‌کرد که به تنهایی هرچه را اراده کند، می‌تواند محقق نماید و نیازی به حضور دیگران از خلال رسانه ندارد. البته که این ایده در کوتاه‌مدت ممکن است با مانعی مواجه نشود، ولی در بلندمدت و بزنگاه‌های مهم عوارض خود را نشان می‌دهد. در همین شهریور 75 سال پیش بود که نتیجه نابخردی‌های رضاخان روشن شد و ایران به اشغال متفقین درآمد و او بی‌سروصدا راهی تبعید شد. فقط به این علت که کسی جرأت نداشت افکار و سیاست‌ها یا برنامه‌های رسمی او را نقد کند که اگر چنین زمینه یا جرأتی وجود می‌داشت، چه بسا ایران در دام دفاع از هیتلر نمی‌افتاد و کشور اشغال نمی‌شد. البته این فقط یکی از نتایج آن استبداد بود، اگر آزادی و رسانه‌های آزاد بود، تعداد زیادی از سیاست‌مداران کارآمد به حاشیه نمی‌رفتند و حذف نمی‌شدند و کشور خیلی پیش از آن در مسیر توسعه قرار می‌گرفت. مسأله ما این بود قدرت در ایران نمی‌دانست؛ جامعه به همان اندازه که به راه و کارخانه و اداره نیاز دارد به آزادی و مطبوعات و رسانه و احزاب نیز نیاز دارد. اینها جداکردنی نیست. مثل این است که خودرو بخواهیم ولی ترمز نداشته باشد، به طور طبیعی وقتی سرعت گرفت، سقوط و تصادف می‌کند.

امروز هم با همین وضع مواجه هستیم، می‌خواهیم فساد نباشد، ولی مطبوعات مستقل و آزاد را برنمی‌تابیم. تا یک رسانه خبری در مورد فساد منتشر می‌کند، بجای آنکه دنبال فاسد برویم، ابتدا گریبان رسانه و مدیر آن را می‌گیریم!! بعد هم ادعای مبارزه با فساد می‌کنیم. هنگامی که مرز میان خبر راست و دروغ یا حقیقت و شایعه در جامعه مخدوش می‌شود؛ ناراحت می‌شویم و بعد به این وضع اعتراض می‌کنیم، در حالی که عامل اصلی این مرزبندی‌ها وجود نهادهای رسانه‌ای مستقل و آزاد است و در غیاب این نهادها مرزهای مذکور مخدوش می‌شود. انواع و اقسام جرایم و ناهنجاری‌های فرهنگی را در جامعه می‌بینیم و غصه می‌خوریم که چرا چنین است، در حالی که به غیبت رسانه‌های مستقل و آزاد و نقش آنها در این وضع توجهی نداریم. وجود رسانه آزاد و مطبوعات برای جوامع توسعه‌یافته یک فانتزی نیست که عده‌ای از روی تفنن به آن بپردازند، بلکه اینها از ضروریات توسعه‌یافتگی هستند. رسانه و مطبوعات به شرطی که آزاد باشند، چند کارکرد را در جامعه عهده‌دار است و به میزانی که در یک جامعه معین نتوانند این کارکردها را به انجام برسانند آن جامعه دچار اختلال می‌شود.

اولین کارکرد، کارکرد اجتماعی کردن فرد است. هر یک از ما از خلال روابط خانوادگی و نیز آموزش و پرورش و نهادهای دینی اجتماعی می‌شویم. در واقع با ارزش‌ها و رفتارهای مورد پسند جامعه تطبیق پیدا می‌کنیم و می‌کوشیم که نقش سازنده و مفیدی را در جامعه پیدا کنیم. یکی از نهادهای اجتماعی‌کننده ما در جامعه مدرن، رسانه‌ها هستند. بدون آنها کارکرد سایر نهادها نیز مختل می‌شود. همان قدر که راه به عنوان یک زیرساخت برای توسعه مهم است زیرا روابط و نقل و انتقال میان مناطق و افراد را ساده می‌کند، رسانه‌های جمعی نیز چنین نقشی دارند و موجب درک متقابل مردم از یکدیگر می‌شوند و آنها را به یکدیگر پیوند می‌دهند.

کارکرد بعدی آموزشی است. آموزش فقط در مدرسه انجام نمی‌شود. آموزش کلاسیک مدرسه با آموزش مسایل روزمره که در رسانه‌ها انجام می‌شود یکسان نیست و آموزش و پرورش نمی‌توانند کارکرد آموزشی رسانه‌های آزاد را عهده‌دار شود.

کارکرد دیگر رسانه‌ها پرکردن اوقات فراغت است. مطبوعات و سایر رسانه‌ها نقش مهمی در چگونگی پر کردن اوقات فراغت مردم دارند. اوقات فراغتی که باید از طریق شیوه‌های سالم و بی‌ضرر تأمین شود. رسانه‌های آزاد و در حال حاضر رسانه‌های تصویری و اخیراً دیجیتال سهم مهمی از بار تأمین اوقات فراغت مردم را به دوش می‌کشند.

کارکرد مهم دیگر رسانه‌ها و مطبوعات، نظارت اجتماعی است. در یک جامعه بزرگ مثل تهران چگونه ده میلیون نفر می‌توانند بر امور دولت یا شهرداری یا سایر نهادها نظارت کنند؟ اصولاً مردم ابزاری جز رسانه‌ها برای انجام این نوع نظارت ندارند، یکی از علل مهم رشد فساد در هر جامعه‌ای ضعف نظارت‌های غیررسمی و مردمی است که تماماً از طریق رسانه‌های جمعی انجام می‌شود. مطبوعات حتی بر نهادهای نظارتی رسمی نیز نظارت می‌کنند و اجازه نمی‌دهند که تخلف کنند. مبارزه با مطبوعات آزاد و مستقل به منزله چراغ سبز دادن به رواج فساد و دزدی‌های رسمی است.

کارکرد اطلاع و خبررسانی مطبوعات آزاد، بیش از سایر موارد برجسته است. اگر مطبوعات مستقل و آزاد نباشند، انواع و اقسام دروغ‌ها و شایعات در جامعه رواج پیدا می‌کند و چنین وضعی از هر سم مهلکی برای جامعه خطرناک‌تر است. اگرچه دود این وضع به چشم همه می‌رود ولی حکومت‌های مخالف مطبوعات آزاد و نیز به سرعت مواجه با عوارض چنین کمبودی می‌شوند. این مجموعه کارکردها جز در پرتو استقلال و آزادی رسانه به نحو مطلوبی تامین نخواهد شد.

با توجه به این ملاحظات قدرتمندی رسانه‌های آزاد و مستقل و حضور نیروهای خلاق و کارشناس در آنها به منزله انجام کارکردهای فوق در یک جامعه سالم است. اگر می‌خواهیم از حیث این کارکردها در جامعه ما با مشکلی مواجه نباشیم به ناچار به عنوان یکی از راه‌حل‌ها باید مطبوعات و رسانه‌های مستقل را تقویت و مانع از آزادی آنها نشد.