دکتر سعید لیلاز :

نظارت بیش از حد نفس روزنامه ها را گرفته است

  1. ۲ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
دکتر     سعید لیلاز
نوآوران -

تجربه بشری به ویژه در یکصد سال اخیر نشان داده است که ایستادن در برابر پیشرفت و تکنولوژی نه ممکن است و نه عاقلانه. آن‌چه می‌ماند، معمولاً افسوس خوردن بر گذشته است که بنا به ماهیت و طبع دوران پیشا‌تکنولوژی بسیار ساده‌تر بود و بنابراین دلنشین‌تر. این همان است که در اصطلاح فرنگی به آن « نوستالژی » می‌گویند و تقریباً در میان همه ابنا و بنات بشر رایج است و حتی می‌توان گفت سنگری است برای پنهان شدن از آسیب‌ها و تهاجمات تکنولوژی و هردم پیچیده‌تر شدن ساختار جهان و نه زیست انسان.

و تازه این به نظر می‌رسد اول کار است. بررسی‌های بین‌المللی نشان می‌دهد حدود 70 درصد کل دانشمندان تاریخ زنده هستند و اگر تا کنون انقلاب‌های تکنولوژیک در هر نسل از بشر یک یا دو بار رخ می‌داد، از این پس باید منتظر انقلابی هر روزه بود. از همه پیچیده‌تر این‌که، نوک پیکان و مظهر پیشتازی همه تحولات تکنولوژیک جهان، ارتباطات است. بنا به مطالعات و بررسی‌ها، اگر تحولات تکنولوژیک رخ داده در یکصد سال اخیر در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، بنا بود در حوزه صنعت خودرو رخ دهد اکنون می‌بایست اتومبیل‌هایی در همه خیابان‌ها و جاده‌های دنیا تردد کنند که مصرف سوخت آن‌ها یک لیتر در هر یک میلیون کیلومتر پیمایش باشد و تازه قیمت هر دستگاه از اتومبیل‌ها هم می‌بایست یک دلار باشد.

با این همه و با وجود انقلابی‌ چنین حیرت‌انگیز در دستاوردهای تکنولوژیک بشر که اطلاع‌رسانی، ارتباطات و مکالمات را به دورافتاده‌ترین نقاط جهان به ارزان‌ترین قیمت ممکن نزیک به رایگان برده، به نظر می‌رسد سنت روزنامه‌نگاری چاپی و مکتوب، بنا به علل و عواملی هنوز در برابر این هجوم پیاپی فناوری سخت جانی از خودشان داده است و در حالی که از چند دهه پیش به این‌سو، گروه‌هایی از متخصصان ارتباطات و دانشمندان جهان مرگ مطبوعات چاپی و مکتوب را پیش‌بینی کرده‌اند و انتظار می‌کشند، روند البته رو‌به‌کاهش انتشار این‌گونه روزنامه‌ها، به سرعت مورد انتظار کاهش نیافته و همچنان در جهان هستند روزنامه‌هایی با انتشار روزانه بیش از 10 میلیون نسخه چاپی و هفته‌نامه‌هایی با انتشار بیش از یک میلیون نسخه .

احتمالاً اما در ایران روند و سرعت مرگ مطبوعات چاپی و اقبال به شبکه‌های اجتماعی مجازی، حتی از پیشرفته‌ترین کشورهای غربی که خود مخترع و مبدع این تکنولوژی هستند، بیشتر است بسیاری از اصحاب رسانه‌های اروپایی و آمریکایی در سفر به ایران از گسترش و ژرفای دسترسی ایرانیان به به‌روزترین و گران‌ترین گوشی‌های تلفن همراه و ابعاد اتکاء به آن به عنوان مهمترین کانال دسترسی به اخبار و اطلاعات، ابزار شگفتی می‌کنند و می‌گویند این اندازه‌ از ضریب نفوذ شبکه‌های اجتماعی در ایران از بسیاری از کشورهای غربی بیشتر است. شاید یکی از عوامل این پدیده، قرار گرفتن اغلب ایرانیان در رده سنی بین 15 تا 50 سال است. شاید علت دیگر شیوع بیکاری آشکار، بیکاری پنهان، کم‌کاری و خلاصه بهره‌وری بسیار اندک در میان ایرانیان فعال به‌ویژه شاغل در بخش بسیار حجیم دولت است. شاید علت دیگر، بی‌آن‌که قصد جسارت به کسی داشته باشیم، رواج فرهنگ تفاخر و به‌روزنمایی در میان ماست.

از نظر من، بی‌تردید یک علت بسیار مهم این پدیده یعنی رواج زودرس و بیش از حد متوسط فرهنگ استفاده از رسانه‌های مجازی و دیجیتال به جای رسانه‌های مکتوب‌ که تیراژ روزنامه‌ها را به یک ششم در 20 سال پیش همین کشور کاهش داده و تیراژ کتاب‌ها را بعضاً به 100 و 200 نسخه رسانده، کنترل و فشار روزافزون بر رسانه‌های مکتوب و در صدر آن‌ها روزنامه‌ها با هدف اعمال نظارت سیاسی و بعضاً فرهنگی بر آن‌ها می‌باشد. این گرایش حکومتی هم متعلق به امروز یا دیروز و این جناح یا آن جناح نبوده و در همه نیم قرن اخیر تقریباً بی‌وقفه جریان داشته است اما کوچ کردن خوانندگان و مخاطبان با سرعتی بسا بیش از روند بین‌المللی از رسانه‌های مکتوب و چاپی به دیجیتال و مجازی، اثر و آثار دیگری بسا‌ مهمتر هم داشته و دارد. اولاً بنا به ماهیت این رسانه‌های دیجیتالی، اینک اعمال کنترل و نظارت بر آن‌ها بسیار دشوارتر، گرانتر و پرسروصداتر وکم‌اثر‌تر شده و کنترل بر نشریات چاپی، در این‌جا به فقدان هرگونه نظارت و کنترل انجامیده است، ثانیاً این کوچ تاریخی، آثار جبران‌ناپذیری بر زبان، ادبیات، فرهنگ‌و‌هنر جامعه وارد می‌کند که البته اگر با سرعت طبیعی اتفاق می‌افتاد، نه جای مویه کردن داشت و نه چنین سریع و خسارت بار رخ می‌داد. صرف‌‌‌‌نظر از نظارت‌های سیاسی و سانسور ویژگی بنیادین رسانه‌های مکتوب اعم از روزنامه‌ها تا کتاب این است که با دقت، تأنی و به‌طور کلی «دروازه‌بانی» بسیار بیشتری از زبان و ادبیات ملی محافظت می‌کند و اساساً روند تغییرات آن را به علت سرعت تحت کنترل، قابل‌فهم و پذیرش برای همگان می‌سازد و انتقال مفاهیم از طریق واژگان را هم میان طبقات اجتماعی در افق و هم‌نسل‌های جمعیتی آینده، به سهولت سامان می‌دهد. این نقش مطبوعات مکتوب ـ اگر نیک در آن بنگریم ـ به اندازه هزاران بمب و موشک و هر ابزار امنیتی دیگری، به تنهایی در خدمت حفظ انسجام ملی است.

چنانچه ملاحظه می‌شود و تنها به عنوان یک جنبه از آثار عجله در انتقال از رسانه‌های مکتوب به مجازی، مسؤولان محترم مربوطه با هدف اعمال کنترل و نظارت بیشتر، همان نیمچه تأثیر را هم از کف داده‌اند؛ زهی بدتر زبان، ادبیات، فرهنگ، ارتباطات بین نسلی و هزار نکته بسیار مهم امنیتی دیگر را به دست بازیچه توفان رویدادها و جوانان حاکم بر فضای سایبری سپرده‌اند و به زبان ساده، فردا را به ثمن بخس به امروز فروخته‌اند. این نیز خودش نوعی از مدیریت است دیگر!