سیدمحمود دعایی:

روزنامه‌ها باید مستقل باشند

  1. ۲ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
سیدمحمود دعایی:
نوآوران -

مطبوعات نقش برجسته‌ای در گسترش و آموزش گفتارهای منطقی و اصولی در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی و فراهم آوردن زمینه‌های مناسب برای برخورد آراء و عقاید و عرصه نوآوری‌ها زمینه توسعه سیاسی را فراهم می سازند و هرچقدر از اهمیت نقش و جایگاه آن‌ها گفته شود بسیار کم است.

رسانه‌ها به‌ویژه مطبوعات و روزنامه ها، کاربردشان به رعایت اصول اخلاقی و حرفه‌ای است که پایبندی به آن‌ها، به ویژه در کشورهای مثل ایران اهمیت دارد.رعایت اصول تعریف شده درباره رسانه های در معنای کلی و روزنامه های کاغذی در معنای خاص آن، تلاش برای انعکاس واقعیت، تشویق به مشارکت فعال و حداکثری مردم از جمله گروه های مرجع در امور سیاسی، امیدوار کردن مردم به اثر گذار بودن میزان مشارکت، اطلاع رسانی در راستای برگزاری انتخابات سالم، آزاد و قانونمند، کمک به نامزدها برای ارائه برنامه و نیز ایجاد رقابت میان آن ها، کوشش برای ایجاد وفاق و تساهل میان مقام ها، احزاب و گروه های سیاسی و کمک به توسعه سیاسی کشور از مهم ترین مسؤولیت ها و وظایف رسانه ها و روزنامه ها است.تاکید و اتکاء به غرایز و همچنین داشتن غرض، صداقت نداشتن در اطلاع‌رسانی، تناقض‌گویی، مبالغه و اغراق، عدم داشتن دقت، عدم نگاشتن مقالات جذاب توسط خبرنگاران و روزنامه‌نگارها، تفرقه افکنی، تحریف ، سانسور، ترس و خودسانسوری، بداخلاقی، موثق نبودن پیام‌ها، عینی و واقعی نبودن پیام‌ها و اخبار، بی طرف نبودن، استقلال نداشتن و غیرو از جمله مواردی است که در انتشار روزنامه ها و مطالعه آن‌ها توسط مردم تاثیر به‌سزایی دارد.

 برخی رسانه های دولتی که منابع خود را از طریق دولت دریافت می کنند نیز وضعیتی بهتر از روزنامه های مستقل ندارند و آن‌ها نیز خواننده و مطالعه کننده کمی دارند، آن‌ها نیز به دردی که دیگر روزنامه‌ها درگیر آن هستند، گرفتارند.  

یکی از نقاط ضعف و قوت روزنامه ها این است که دولت ها و شخصیت‌های اقتدارطلب همواره از رسانه ها و مطبوعات به عنوان ابزار تخریب، تحریف واقعیت و بدنام کردن منتقدان و مخالفانشان استفاده کرده اند و مانع ایفای مسوولیت هایشان شده اند. دخل و تصرف دولت ها ، امیال ِافراد متنفّذ و برخی باندهای سیاسی و اقتصادی در سیاست ها و برنامه های وسایل ارتباطی و جامعه رسانه ای و مطبوعاتی به سانسور و خودسانسوری منجر شده و می شود و آینه ارتباطی میان جامعه و دولت را کدر کرده و می کند. بالاتر از این، تحریف، تحدید، تهدید و دخل و تصرف دولت ها و شخصیت های متنفذ در امور و مسوولیت مطبوعات و رسانه هایی که می خواهند مستقل بوده و کار حرفه‌ای خود را انجام دهند، جای خود را به مردم فریبی، قطع ارتباط میان جامعه مدنی و دولت و در نهایت افول عقلانیت و واژگونی واقعیت می دهد و روزنامه های خود را صرفا در اختیار تبلیغات های گسترده قرار داده اند و به‌جای این‌که چشم و گوش مردم باشند به یک بنگاه اقتصادی  تبدیل شده‌اند. 

 برخی روزنامه ها نیز با موانع درون سازمانی مانند تاثیر مستقیم سلیقه مدیریت ها بر محتوای رسانه و مطبوعات، نبود تخصص های لازم و فقدان کادر مناسب حرفه ای نیز درگیر هستند و بر روند مطالعه آن‌ها توسط مردم تاثیر گذار هستند. به بیان دیگر، بیش تر افرادی که در رسانه های کشورهای خاورمیانه مشغول کار هستند از آموزش های لازم حرفه خبری و روزنامه‌نگاری برخوردار نیستند.به یقین رسانه ها و مطبوعات در چنین شرایطی نمی توانند مسوولیت واقعی خویش را انجام دهند و به شکل گیری و جهت دهی دقیق افکار عمومی آن گونه که منافع ملی اقتضاء می کند، دست یازند.

پیامد این امر بی اعتبار شدن کارکرد آن ها و در نتیجه کدر شدن رابطه میان جامعه و دولت و بروز تدریجی بحران های درون سازمانی و تیراژ و کمبود