خودکشی تدریجی در اتوبان‌های تهران

عمری که در ترافیک تلف می‌شود

با بازگشایی مدارس ترافیک تهران تشدید می شود و این درحالی است که سالانه هزاران میلیارد ریال هزینه طرح های عمرانی در شهر می شود اما هیچ تاثیری در کاهش ترافیک نداشته است.

  1. ۲ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
عمری که در ترافیک تلف می‌شود
نوآوران -

ترافیک مشکل همیشگی شهرهای بزرگ است. مسأله‌ای که نیاز دارد هزینه زیادی خرج شود و از پل‌ها، تقاطع‌های غیر هم‌سطح، دوربرگردان‌ها و بسیاری از شیوه‌های جدید و قدیمی استفاده گردد تا به جریان حرکت خودروها سرعت دهد. تهران از آغاز دهه 80 با افتتاح تونل رسالت نخستین گام بلند خود را در زمینه ساخت پروژه‌های تسهیل‌کننده تردد برداشت و همین مسأله سبب شد تا پروژه‌های سنگین دیگری در پی هم تصویب و عملیاتی شود.

تونل توحید، روگذرها، تقاطع‌های غیر هم‌سطح مانند ستاری، میدان نور، تونل انتهایی همت، طبقه دوم اتوبان صدر و تونل نیایش ازاین‌دست پروژه‌ها بودند، شهرداری در اقدامی مثبت به دنبال پایان پروژه‌های نیمه کار افتاد و با اقدامی جهادی اتوبان آزادگان تکمیل شد و اتوبان امام علی شمالی‌ترین نقطه تهران را به جنوبی‌ترین قسمت شهر متصل کرد.

شاید این‌ها پروژه‌های بزرگی بودند که با افتتاح هرکدام تصور می‌شد گره ترافیکی شهر را بازکرده و دیگر شاهد توقف‌های طولانی در مسیر نباشیم. پروژه‌های بسیار گران و طراحی‌های پیچیده انتظار مردم را بالا برد اما پس از گشایش و افتتاح پروژه هایی چون طبقه دوم اتوبان صدر و تونل‌های نیایش و توحید نتیجه‌ای دلسردکننده برای مردم داشت و آن انتقال ترافیک‌های سایر معابر به محل‌های جدید بود. این مسأله به‌قدری آزاردهنده است که گاهی برپایی چنین پل‌ها و تونل‌هایی را کاملاً بی‌اثر نشان می‌دهد.

       ریشه ترافیک کجاست؟

شهرسازی تهران هرچند سنتی و قدیمی است اما طی سالیان گذشته اصلاحات و عقب‌نشینی معابر اصلی را وسیع‌تر کرده و تردد خودروها در آن‌ها آسان‌تر شده، اتوبان‌های جدید ، پل‌های روگذر و زیرگذر و تونل‌های جدیدی احداث‌شده اما پاسخ به این سؤال که چرا ترافیک بر طرف نمی شود؟ هنوز هم مسأله‌ای گنگ و مجهول است.عده‌ای تعداد خودروها را علت ترافیک می‌دانند، خودروهای تک‌سرنشین، ورودی خروجی‌های غیراستاندارد و بسیاری از مسائل دیگر گزینه‌های اصلی برای علل بروز ترافیک است اما چه بخواهیم و چه نخواهیم نبود فرهنگ رانندگی علت اصلی مشکلات و ریشه ترافیک تهران است. هرچند مسائلی چون عرض خیابان‌ها، وجود خطوط بی آر تی در اتوبان‌ها و تبدیل آن‌ها به خیابان‌های باریک و ده‌ها مشکل دیگر ترافیک را تشدید می‌کند اما فرهنگ رانندگی در ایرانی‌ها چه در خارج از شهر و چه در داخل شهر به‌قدری بد است که نمی‌توان به‌راحتی از کنارش گذشت.

تغییر مداوم لاین، عدم توجه به خط‌کشی‌های بین مسیر، سبقت از راست، عدم رعایت سرعت مجاز، توقف در وسط خیابان‌ها، عدم رعایت حق تقدم در ورودی‌ها و خروجی‌ها سبب شده وضعیت شهر بسیار نگران‌کننده باشد. رعایت حقوق عابران پیاده و احترام به خط‌کشی عابران یک مسأله تثبیت‌شده در تمامی جهان است و حتی کشورهای توسعه‌نیافته به این قانون تمکین می‌کنند اما باعث سرافکندگی است که در دفترچه اطلاعات سفر به ایران که به توریست‌ها می‌دهند رانندگی ایرانی‌ها را جز خطرناک‌ترین نوع رانندگی معرفی کرده و در این مورد به گردشگران هشدار می‌دهند.

حال اگر به بی‌نظمی خودروها رفتارهای جنون‌آمیز موتورسواران را نیز اضافه کنیم با یک جنگ تمام‌عیاری مواجه هستیم که اگر از خود دفاع نکنیم قطعاً موردحمله قرار خواهیم گرفت. مصداق این مسأله زمانی است که اگر یک راننده بخواهد قانون را رعایت کند یا تصادف کرده و یا با برخورد سایر رانندگان مواجه می‌شود. مثلاً اگر در خیابان عابری در حال عبور است و راننده بخواهد قبل از خط‌کشی عابر پیاده توقف کند هرلحظه باید آماده برخورد از عقب را داشته باشد زیرا خودروهای در حال عبور چنین قانونی را اصلاً رعایت نمی‌کنند. یا در تقاطع‌های کوچک فرعی به اصلی زمانی که خیابان اصلی ترافیک است رانندگان بدون توجه به خودروهای عبوری از خیابان فرعی راه آن‌ها را نیز سد کرده و ترافیک را به خیابان‌های اطراف منتقل می‌کنند. هرچند که این وضع شهرسازی برافزایش حجم ترافیک مؤثر است اما رانندگی بد نیز آش ترافیک را شورتر کرده کام همه را تلخ.

       بیایم رانندگی بد ریشه‌کن کنیم

آموزش فرهنگ ترافیک از خردسالی، شاید از موضوعاتی باشد که کارشناسان ترافیکی بر آن اتفاق‌نظر دارند و در سمینارها و کنفرانس‌های مدیریت ترافیکی و حتی مباحث مهندسی ترافیکی به این مسأله تأکید فراوان کرده‌اند، اما این بدان معنا نیست که سایر گروه‌های سنی به آن نیازمند نیستند. باید توجه داشته باشیم که کیفیت آموزش ترافیک برای هریک از بازیگران ترافیکی، بر اساس سن و نقشی که در ترافیک ایفاء می‌کنند، متفاوت است. برای مثال آموزش کودکان عابر پیاده با آموزش بزرگ‌سالان عابر تفاوت دارد، زیرا کودکان به دلایل جسمی و روانی که بعداً خواهد آمد، صدمات شدیدی می‌بینند و ازاین‌رو نیازمند آموزش‌های ویژه هستند.

دوم اینکه آموزش فرهنگ ترافیک به کودکان که گاه از سوی پلیس، مدرسه و سایر گروه‌های اجتماعی تدارک دیده می‌شود، بدون هماهنگی و اتفاق‌نظر با خانواده، بی‌تأثیر نخواهد بود. سوم اینکه آموزش کودکان از طریق خانواده نباید همیشه به‌طور مستقیم باشد، چراکه آموزش‌های مستقیم همراه با کنترل، نظارت و سختگیری، به کاهش یادگیری می‌انجامد. خانواده در دوره پیش از پنج‌سالگی، باید ترکیبی از نقش‌های آموزشی، کنترلی و پشتیبانی را ایفاء کنند، تا کودک ضمن شناسایی محیط خود، راه‌های خویشتن‌داری و اجتماعی شدن را فراگیرد.

 چهارم این‌که در آموزش فرهنگ ترافیک به فرزندان، همیشه لازم نیست که کودک یا نوجوان تشویق یا تنبیه شود. گاه لازم است شرایطی فراهم شود که خود او در خصوص هنجارهای ترافیکی به تعمق و تفکر بپردازد و اهمیت هریک از اجزای فرهنگ مذکور را دریابد.گاه باید در شرایطی قرار گیرد که خودش مسوولیت کارش را به عهده گیرد و در شرایطی که کسی بالای سرش نیست، خودش کار درست را جست‌وجو کند. گاهی لازم است، نوجوانان بدون تائید و تمجید یا تنبیه دیگران، خود وضعیت‌های رضایت‌بخش ا تجربه کند، تا در آینده نیز بکوشد، آن‌گونه رفتار کنند که احساس رضایت‌بخش‌تری داشته باشد.

کارشناسان آموزش فرهنگ ترافیک بر این باورند که آموزش کودکان باید پنج ویژگی خاص داشته باشد: 1- آموزش کودکان باید پیش از دوره دبستان باشد 2- کار در آموزش در این دوره به صورت تجربی باشد 3- مطابق با اصول رشد کودکان باشد4- به صورت مکرر و مداوم باشد 5- باید دارای جایگاه خاصی در مدرسه باشد.اصلاح روش های کاهش تصادفات و تبعات ترافیکی، اصلی ترین هدف آموزش فرهنگ ترافیک به کودکان است.

سایر هدف ها عبارتند از: «الف: انتقال اطلاعات، ضوابط و مقررات عبور و مرور به عابران پیاده، سواره و سرنشینان.

 ب) آموزش و ترویج فرهنگ صحیح رانندگی.

 ج) تغییر در رفتارهای بازیگران ترافیکی. د) جامعه پذیر ساختن هنجارهای ترافیکی. ه) اصلاح و حذف باورهای غلط فرهنگی ترافیکی، مثلاً برای عابران که تصور می کنند، مسیری کوتاه تر ایمن تر است. و) آموزش مفاهیم ترافیکی به همه گروه های سنی و جنسی.»

بسیاری از کارشناسان ترافیکی، عابران پیاده، به ویژه کودکان و نوجوانان را، عاملی مهم در ترافیک درون شهری و برون شهری دانسته اند. گزارش های ترافیکی بیانگر این است که در میان تمام سفرهای درون شهری، سفر های عابرین پیاده، همیشه بیشترین سهم را به خود اختصاص داده اند، لذا به صورت منطقی، بایستی بیش تر سهم در آموزش فرهنگ ترافیک به این مسأله تعلق گیرد.

در این میان کودکان و نوجوانان با دارا بودن بالاترین درصد، جمعیت کشور و همچنین، بالاترین درصد تصادفات را به دنبال دارد. در این سنین، اساساً نحوه عبور از خیابان، سازگاری با محیط شهری و حتی اعتماد و عدم اعتماد به پلیس را از والدین می آموزند. آنها با قرار گرفتن در کنار والدین می آموزند که هنگام عبور از خیابان به چه مواردی توجه کنند، از چه کسانی کمک بخواهند، و اگر در حین بازی، گردش خرید و بازگشت از مدرسه راه را گم کردند،به چه کسی مراجعه کنند.گاه خانواده ها با آموزش غیر مستقیم، ناخواسته کودکان را از پلیس راهنمایی و رانندگی، به عنوان یکی از عناصر تأثیر گذار بر ترافیک، می ترساند. چنانکه برای ترساندن یا ساکت کردن کودک خود، او را از تحویل دادن به پلیس و تنبیه از سوی پلیس متوسل می شوند.

به همین دلیل است که برخی از کودکان به هنگام کمک خواستن از پلیس دچار تعارض می شوند. کودک با قرار گرفتن در کنار خانواده و نیز گوش دادن به سخنان آن ها درخصوص عبور و مرور، با پدیده ها و مفاهیمی چون: خط‌کشی عابر پیاده، پلیس و چراغ راهنمایی، که هریک عامل مهمی برای عبور از عرض خیابان است، آشنا می شود. و برای عبور از خیابان از آن‌ها سود می برد. اگر اعضای خانواده هنگام عبور از عرض خیابان، به علائم راهنمائی و رانندگی توجه کرده و پس از سبز شدن چراغ عابر پیاده، از عرض خیابان عبور گذشته باشند، کودک احتمالاً به تقلید و همانند سازی از آن ها، به همین شیوه عمل خواهد کرد. کودکان به عنوان سرنشینان هم در آموزش فرهنگ ترافیک از سوی خانواده نقش حائز اهمیتی دارد. کودک ممکن است، سرنشین اتومبیل شخصی، و یا سرنشین اتومبیل( اتوبوس، مینی بوس، و تاکسی) باشد. در هر دو شکل یاد شده، کودک نیازمند آموزش های خاص است. خانواده هایی را که دارای اتومبیل شخصی هستند، باید توجه بیشتری به آموزش فرهنگ ترافیک داشته باشند. برای مثال، خانواده ها باید به کودک بیاموزند که هنگام سوار شدن و یا پیاده شدن از اتومبیل، چه مواردی را رعایت کند، درب اتومبیل را چه وقتی و چگونه باز کند، یا ببندد، در کدام قسمت اتومبیل( صندلی) بنشیند، به هیچ یک از وسایل داخل اتومبیل ( دنده- ترمز دستی- سوئیچ- فرمان و...) دست نزند، هنگام حرکت اتومبیل، جلوی چشم راننده را نگیرند یا در بغل او ننشیند. همچنین به نوجوانان نباید اجازه داد که به تنهایی اتومبیل را روشن و رانندگی کنند.

 خانواده هایی که کودکان خود را سوار بر اتومبیل های عمومی می کنند، باید به موارد دیگری چون، گرفتن میله های داخل اتوبوس، راه نرفتن در داخل آن، و بیرون نبردن سر از پنجره ها توجه داشته باشند. خانواده‌ها باید موارد یاد شده را با استفاده از شیوه‌های آموزشی به کودکان بیاموزند.کودکان و نوجوانان به دلایل پیش گفته شده، نقش اندکی به عنوان سواره در فرهنگ ترافیک بازی می کنند.دوچرخه سواری و گاه موتور سیکلت سواری از معدود مواردی است که آن‌ها بازیگر نقش سواره هستند. فصل تابستان و هنگام رفتن به مدرسه، مهم ترین اوقاتی هستند که کودک یا نوجوانان از دوچرخه یا موتور استفاده می‌کنند. بدین ترتیب آموزش فرهنگ دوچرخه سواری و موتور سواری به آن ها ضروری است.

همان گونه که مراقبت و تربیت کودک شدیداً به عناصر فرهنگی وابسته است، استفاده از وسایل نقلیه ای چون دوچرخه و موتور سیکلت از سوی کودک و نوجوان نیز مستلزم به کارگیری عناصر فرهنگی است و باید از سوی والدین به کودک آموزش داده شود. والدین باید به کودک بیاموزد که کجا و کجا باید از دوچرخه استفاده کند، با چه کسانی دو چرخه سواری کند، چه موارد ایمنی را در در دوچرخه سواری رعایت کند و چه مدتی را به دوچرخه سواری و موتور سواری اختصاص دهد. « در برخی از کشورهای جهان نظیر: هند، تایلند، چین و هلند که تعادا دوچرخه ها نه تنها از تعداد اتومبیل ها، بلکه گاه از جمعیت کشور هم بیشتر است و فرهنگ خاصی برای دو چرخه سواری وجود دارد. در این کشورها، ضمن آن که بسیاری از والدین در قالب تفریح، ورزش و مسافرت در کنار فرزندان به دوچرخه سواری می پردازند، بلکه تعدای از مسوولان سیاسی و اجتماعی درجه یک نیز برای تشویق افراد دوچرخه سواری می کنند.

آموزش فرهنگ ترافیک به فرزندان توسط خانواده به خصوص والدین با هدف تثبیت و اصلاح رفتار ترافیکی باید در جامعه ما صورت پذیرد، با توجه به این هدف پیشنهاداتی در ذیل برای بهبود این کارکرد نهاد اجتماعی خانواده در جهت توسعه قوانین مدنی و شهروندی بیان می کنیم.

الف) باید فرهنگ ترافیک را همانند سایر عناصر فرهنگی برای کودک و نوجوان خود تشریح کنیم تا آن جا که درک درستی از وضع قوانین و مقررات ترافیکی در اذهان آنها شکل‌گیرد.

ب) از طریق برقراری ارتباط نزدیک و صمیمانه با فرزندان، اعتماد آنان را برای درونی کردن عناصر فرهنگ ترافیک جلب کنیم.

پ) لااقل برای خود روشن سازیم که چه روش هایی برای آموزش فرهنگ ترافیک وجود دارد و در شرایط فعلی، کدام روش کارکرد بیشتری در درونی کردن و نهادینه کردن رعایت قوانین و هنجارهای ترافیکی را در اذهان کودکانمان دارد.

ت) در آموزش فرهنگ ترافیک باید به فرزندانمان، به جای تشویق و تنبیه بی مورد و نیز آموزش مستقیم، در آنها انگیزه برای یادگیری فرهنگ و کردار ترافیکی ایجاد کنیم.

ث) به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی، در حضور فرزندان و حتی هنگام حضور نداشتن آن ها، قوانین و مقررات ترافیکی و همچنین هنجارهایی را که خود به فرزندان آموزش داده ایم زیر پانگذاریم.