قانعی راد

مدرک؛ ارزش نهایی تحصیلات دانشگاهی امروز

دانشجو از دانشگاه برمی‌خیزد و دانشگاه از اجتماع دانشجویان تشکیل می‌شود. این دو یقینا بر هم تاثیرات مثبت و منفی می‌گذارند و به نوعی کامل کننده یکدیگر هستند. حال اگر دانشگاه با معضلاتی روبه رو شود دانشجو اولین کسی است که آسیب می‌بیند. بی انگیزه شدن دانشجویان و تغییر هویت آن ها از قشر تاثیرگذار و پویای جامعه به گروهی منفعل را باید در مشکلاتی که در ساختار دانشگاه به وجود آمده است جست‌و‌جو کرد. در همین رابطه با دکتر قانعی راد رئیس انجمن جامعه شناسی ایران گفت و گو کردیم.

  1. ۴ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
مدرک؛ ارزش نهایی تحصیلات دانشگاهی امروز
نوآوران -

پولی شدن فزاینده دانشگاه و کمرنگ شدن کنکور چه تاثیری در تغییر هویت دانشجویی داشته؟

به دنبال این مساله دانشجو احساس ‌می‌کند که با دانشگاه و استاد وارد یک رابطه مالی شده و به نحوی کالایی به نام دانش را رد و بدل می کنند. به همین علت دانشجو انتظار دارد که این کالا به بهترین نحو به این علت که بهایش را پرداخته است،‌حتما در اختیارش قرار بگیرد. در اینجا دیگر هویت دانشجو به عنوان یک نیر.ی تلاشگر و زحمتکش مطرح نمی شود. دانش در این صورت به نتبجه ظاهری که مدرک است منتهی می‌شود و کسب دانش با به دست آوردن یک مدرک به انتها می‌رسد و ارزش نهایی را همان مدرک دارد. در این حالت فرآیند درس خواندن و لذت بردن از دانشجو بودن منتفی می شود.متاسفانه اخیرا دیده شده است که سطح نمرات به خاطر پولی بودن فرآیند دانش بالا رفته است و دانشجو انتظار دارد که نمره را از استاد دریافت کند. در حالی که زمان قدیم دانشجو حق نداشت با استاد سر نمره جر و بحث داشته باشد.

کمرنگ شدن تاثیر دانشگاه در مسیر خوشبختی اقتصادی و اشتغال چه تاثیری در بی ارج شدن دانشجویی داشته؟

اتفاقی که در عرض چند سال اخیر افتاده است کاهش کارکرد اقتصادی-سیاسی دانشگاه نام گرفته است. سال های گذشته افراد بدون پرداخت پول وارد دانشگاه می‌شدند و برای بعد از اتمام تحصیلات خود چشم انداز مثبتی نسبت به بهبود وضعیت اقتصادی خود داشتند. در واقع پیوند محکمی میان وضعیت رفاهی و ادامه تحصیل وجود داشت. این پیوند به مرور زمان کمرنگ شد و به تدریج از بین رفت. در حال حاضر فردی که مدرک دیپلم دارد از نظر اقتصادی با یک لیسانسه تفاوت چندانی ندارد و اکثر افراد جایی کار می کنند که به تحصیلاتشان هیچ ارتباطی ندارد. به دنبال همه این‌ها استخدام های دولت هم کم شد. دانشگاه هیچ وقت به عنوان یک نهاد اقتصادی مطرح نبود اما پیامد های اقتصادی برای افراد داشت. اما اکنون دانشگاه تبدیل به نهادی اقتصادی اما بدون کارکرد اقتصادی شده است. دانشجو در این حالت احساس می‌کند با درس خواندن یا نخواندن تفاوتی در سرنوشتش ایجاد نمی‌شود و نکته اصلی روابط است که آینده شغلی او را تعیین می کند. در واقع در این حالت دانشگاه بنگاهی اقتصادی برای فروش دانش توسط یک سری اساتید و بهره مادی بردن از آن می‌شود.

غیرسیاسی شدن دانشگاه چه قدر سبب شده که دانشجوبودن بی اهمیت بشه؟

کارکرد سیاسی دانشگاه هم برای دانشجویان مانند کارکرد اقتصادی است. در نسل ما دانشگاه نهادی بود که به جامعه‌پذیری سیاسی دانشجویان کمک می کرد. مثلا دانشجویان از طریق فعالیت های دانشجویی انتقادی سیاست را تمرین می‌کردند و رفتار سیاسی از خود نشان می دادند. این می‌توانست برای پرورش دانشجویان و جامعه پذیری و شکل گیری شخصیتشان موثر باشد. تجربیاتی که در این محیط ها کسب می کردند در کلاس ها به هیچ عنوان به دست نمی‌آمد و با مسائل کلان کشور درگیر می‌شدند که آینده کشور را تعیین می‌کرد. دانشگاه تنها نهاد تخصصی علمی نیست. بلکه باید چشم انداز کلی از سیاست و فضای جامعه را هم ارائه دهد. فضای نیمه سیاسی در دانشگاه در ذهنیت دانشجو نسبت به جامعه ای که در آن زندگی می‌کند موثر است.