یادداشت - مهدی بهلولی

بهبود آموزش و پرورش با پیشگیری از تغییرات شتابزده

*عضو کانون صنفی معلمان

  1. ۱ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
مهدی بهلولی
نوآوران -

اگر به گذشته بنگرید متوجه خواهید شد که آشفتگی ها و تغییرات برنامه ای همیشه بخشی از تاریخ نظام آموزش و پرورش در ایران بوده اما چیزی که در این میان بیشتر از همه به نظام آموزش و پرورش و دانش آموزان ما آسیب وارد کرد افزایش و حجم بی برنامه گی هایی بود که در سال های اخیر رخ داد. مستحضر هستید که اوج این تغییرات شتابزده و ناکارآمد و کارشناسی نشده در دولت نهم بود، زمانی که وزیر آموزش و پرورش  برنامه ای را در دستور کار قرار دادند که منجر به آشفتگی بیشتر شد، بعنوان مثال پیاده کردن طرح 6-3-3 یکی از این طرح های ناکارآمد بود و همچنین بسیاری طرح ها و بی نظمی های کارشناسی نشده دیگر که در این دوره رخ داد.

در فرایند تغییر و تحولات نظام بنیادی کشور، سال ها پیش از حضور آقای حاجی بابایی  وزیر آموزش و پرورش در دولت دهم سندی به نام  سند تحول بنیادین طرح و تدوین شد که به اسم سند بنیادین ملی آموزش و پرورش مشهور است. این سند برای این تدوین شده بود که بعنوان راهنمایی عمل کند تا از تغییرات شتابزده جلوگیری شود، منتها زمانی که آقای حاجی بابایی به وزارت رسید، به نقل از آقای محمدی که خود یکی از تهیه کنندگان این سند بودند، حدود هفتاد درصد از آن به صورت کارشناسی نشده و شتابان کنار گذاشته شد و موارد دیگری بدون کارشناسی و ارزیابی به آن اضافه و وارد شد و در نهایت در دستور کار قرار گرفت و متاسفانه سندی که قرار بود مانع شتابزدگی و بی نظمی و بی برنامگی باشد خود به یکی از ارکان این ساختار و آشفتگی تبدیل شد. بعدها با سرکار آمدن اقای فانی سیاست پیشگیری از شتابزدگی در دستور کار قرار گرفت و حسنی که حضور آقای فانی داشت این بود که توانست جلوی این تغییرات شتابزده را بگیرد. خوشبختانه در این دوره آموزش و پرورش به اصول این سند پایبند بود و سیاست هایی که اجرا شد و در دستور کار قرار گرفت اجازه نداد هیچ برنامه کارشناسی نشده ای به اجرا گذاشته شود و با همه نقاط ضعف آقای فانی این یکی از مزیت های حضورش در وزارت آموزش و پرورش بود.

البته به هر صورت این نظام 3-3-6 در آموزش و پرورش پیاده شد و در نتیجه آن بسیاری از دانش آموزان آسیب دیدند. در جریان پیاده سازی این روش نواقص و موانع زیادی بود، برای مثال آماده نبودن کلاس ها و مدارس، پرسنل و کادر اجرایی و آموزشی و بسیاری مشکلات دیگر از جمله این نواقص بوذد. دقت داشته باشید که مدارس ما حدود سه الی چهار دهه با یک شیوه آموزشی که جا افتاده بود کار می کردند و پیش می رفت و تغییر ناگهانی بدون سنجیدن پتانسیل ها و تبدیل  کلاس های پنج کلاسه به شش کلاسه و غیره دردسر زا بود. در طی این برنامه معلم ها بدون کارشناسی جابجا می شدند، مثلا از دبیرستان نیروهای به دبستان وارد می شد یا بلعکس از دبستان به دبیرستان، برای مثال  به شخصه معلم فیزیکی را دیده بودم که 29 سال در دبیرستان تدریس کرده بود و در نتیجه این برنامه او را در سال آخر خدمتش به دبستان منتقل کردند، نتیجه آن چه شد؟ روشن است، وقتی معلم آشنایی با مقطع و دروسی که قرار است تدریس کند نداشته باشد از کیفیت کار کاسته می شود و این بی کیفیتی به دانش آموزان نیز تسری داده می شود.

کسی با تغییر و تحول مشکلی ندارد نکته این است که آموزش و پرورش برای تغییراتی که قرار است انجام دهد یک رویکرد بلند مدت را در نظر بگیرد و با برنامه ریزی و کارشناسی تغییر انجام دهد تا در این فرآیند دانش آموزان آسیب نبینند.

در نهایت اینکه با تغییر و تحولاتی که قرار است در آموزش و پرورش انجام شود من خوشبینم  اگر روندی را که در زمان آقای فانی شروع شده در پیش بگیریم و شروع کنیم، به نظر می رسد می توان به بهبود روال کار خوشبین بود. نکته اینکه سند تحول بنیادین خود به یک راهنما نیاز دارد، راهنمایی برای اجرا، اگر این راهنمای اجرا به تصویب برسد و آموزش و پرورش از این تغییرات سیاسی و جناحی دور نگه داشته شود و مدیریت آن به مختصصان حوزه خود سپرده شود می توان از آسیب آموزشی بیشتر دانش آموزان جلوگیری کرد.