فاز 19 پارس جنوبی تعطیل شد

کودک بیمار در انتظار پرداخت دستمزد پدر جان باخت

«بیماری فرزند یکی از کارگران میدان گازی پارس جنوبی»، «معالجه مشروط به پرداخت یک میلیون تومان»، «مطالبه ماه‌ها دستمزد»، «خودداری پیمانکار از پرداخت دستمزد معوقه»، «امتناع بیمارستان از معالجه بدون دریافت هزینه درمان» و کودکی که فوت می‌کند. شاید بتوان عنوان ترسناک‌ترین داستان چند روز اخیر را به این واقعیت داد.

  1. ۶ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
کودک بیمار در انتظار پرداخت دستمزد پدر جان باخت
نوآوران -

«بیماری فرزند یکی از کارگران میدان گازی پارس جنوبی»، «معالجه مشروط به پرداخت یک میلیون تومان»، «مطالبه ماه‌ها دستمزد»، «خودداری پیمانکار از پرداخت دستمزد معوقه»، «امتناع بیمارستان از معالجه بدون دریافت هزینه درمان» و کودکی که فوت می‌کند. شاید بتوان عنوان ترسناک‌ترین داستان چند روز اخیر را به این واقعیت داد. در چند روز اخیر فرزند یکی از کارگران میدان گازی پارس جنوبی بیمار می‌شود، بیمارستان نیز معالجه را مشروط به پرداخت یک میلیون تومان می‌کند و مقرر می‌کند تا هزینه درمان پرداخت نشود مراحل درمان برای کودک شروع نمی‌شود. کارگر که ماه‌ها حقوق از پیمانکار طلبکار است، به سراغ او می‌رود تا بتواند حداقل هزینه درمان فرزندش را بگیرد ولی پیمانکار با جواب منفی کارگر را رد می‌کند. بیمارستان نیز از معالجه خودداری می‌کند و کودک فوت می‌کند. کارگران نیز در اعتراض به این وضعیت با حراست درگیر می‌شوند و فاز 19 منطقه پارس جنوبی تعطیل می‌شود. روایت تلخی است، روایت کارگری که نمی‌تواند از حقوقش دفاع کند و مرکز تمام فشارهای تولید و کارفرما قرار می‌گیرد، پزشکان بیمارستانی که وجدان کاری را کنار گذاشته‌اند و در مرحله اول بیمار را اسکناس می‌بینند، کارفرمایی که چندین ماه حقوق کارگرش را نمی‌دهد و برای فقط یک‌میلیون تومان «نه» می آورد و کودکی که در این میان قربانی خصوصی سازی، فعالیت بدون نظارت شرکت‌های پیمانکاری و زد و بندهای آنان برای فرار از قوانین نیم بند موجود شد،  کودکی که به خاطر منفعت دیگران تمام شد.

صحت ندارد

در همین راستا علی ماهر معاون فنی و برنامه ریزی معاونت درمان وزارت بهداشت با اشاره به مرگ فرزند کارگری در پارس جنوبی به نوآوران می‌گوید: «بررسی‌های ما نشان می‌دهد بیماری با این مشخصات به هیچ‌کدام از بیمارستا‌ن‌های آن منطقه مراجعه نکرده و معاون درمان ‏دانشگاه بوشهر هم به صراحت این موضوع را رسانه‌ای کرده است. این مسئله به ما مربوط نمی‌شود و هر اتفاقی که افتاده مربوط ‏به رابطه بین پیمانکار و کارگرها است؛ زیرا موضوع اصلی مطالبات پیمانکار و کارگران است و هیچ شواهدی مبنی بر ‏اینکه بیماری به بیمارستان‌های بوشهر مراجعه کرده باشد، نیاز به خدمات داشته باشد و در قبال آن برای شروع درمان و ارائه ‏خدمات پولی درخواست شده باشد، صحت ندارد. علاوه بر این هرگز امکان پیش آمدن چنین اتفاقی در بیمارستان‌های دولتی وجود ‏ندارد و تا امروز چنین مواردی در هیچ بیمارستان دولتی رخ نداده است. همانطور که  اورژانس هیچ پولی از بیمار دریافت نمی‌کند و ‏اگر بنا به دریافت باشد بعد از ارائه خدمات است، بیمارستان دولتی نیز به همین شکل است.‏»

پارس جنوبی بیمارستان ندارد

ناصر آقاجری فعال کارگری منطقه بوشهر با اشاره به اینکه از جزییات این حادثه اطلاعی ندارد، در واکنش به حرف‌های علی ماهر می‌گوید: «با این که از جزییات این حادثه اطلاعی ندارم ولی در منطقه پارس جنوبی به جز تعدادی درمانگاه مرکز درمانی‌ای وجود ندارد. در واقع حرف 100 تا و 200 تا کارگر نیست. یک فاز کفن پوشیده‌اند.» سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا یک کارگر که کار می‌کند و بنابراین باید سهمی از سود تولید داشته باشد، در پرداخت هزینه درمان فرزند خود ناتوان است؟ مگر نه آنکه حتی در سخت‌ترین شرایط کار و آنجا که کارگر در ارزش افزوده شریک نیست، دست‌کم در ازای کار خود دستمزدی ثابت دریافت می‌کند؟

تولید در ایران همواره با موانعی روبرو بوده که سودآوری را با مشکل مواجه می‌کنند، موانعی که عموما از جنس لابی‌های قدرت و دام‌های سیاسی‌اند و ارتباطی با عوامل تولید ندارند. اما کارفرما، هرگاه که تمام راه‌ها را بر خود بسته و سود را از واحد تولیدی دور می‌بیند، به جای رفع علل بنیادین فشار، آن را بر کارگر منتقل می‌کند. در واقع اگر درآمد یک واحد تولیدی کم شود، کارفرما کاهش یا حذف دستمزد را بر رفع موانع اصلی ترجیح می‌دهد. اما چرا با وجود قانون سفت و سخت کار، حقوق کارگران به این آسانی پایمال می‌شود؟  

قانون کار در این مناطق حکم‌فرما نیست

در همین زمینه آقاجری علت را استقرار مناسبات نئولیبرالی در نظام تولید می‌داند. مناسباتی که به تعدیل ساختاری و خصوصی سازی منجر شده‌اند. این فعال کارگری معتقد است مناطقی مانند ماهشهر و پارس جنوبی، مجتمعات آزاد تجاری و صنعتی هستند و به همین علت قانون کار در این مناطق حکم‌فرما نیست. طبق قوانین مربوط به مناطق آزاد تجاری-صنعتی، مصوب سال 1372، کارفرمایان در این مناطق موظف به پرداخت حداقل دستمزد و بیمه کردن کارگر نیستند. «این اتفاقی معمول است که پیمانکار در مناطق آزاد، حداقل 4 ماه دستمزد اول کارگر را نپردازد. البته اگر با دقت نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که کارفرما گناهی ندارد، در واقع او هیچ فعالیت خلاف قانونی انجام نداده است.»

البته این تمام ماجرا نیست. آقاجری در ادامه صحبت‌های خود، از روندی پرده برمی‌دارد که علی‌رقم قانونی بودن، باعث ایجاد اشتغال کاذب و در نتیجه کاهش سود تولیدی‌ها می‌شود. «دولت معمولا برای واگذاری حق بهره‌برداری یک کارخانه به بخش خصوصی، شرکت‌های صنعتی باسابقه را انتخاب می‌کند. اما این شرکت‌ها خود نقش مجری را نمی‌پذیرند، بلکه با برگزاری مناقصه، بهره‌برداری را به پیمانکار دست دو واگذار می‌کنند. این روند ادامه پیدا می‌کند و نهایتا حق بهره‌برداری به پیمانکار دست چندم می‌رسد. این پیمانکار نیز از آنجا که عملا تمام سود خود را به پیمانکاران بالادستی می‌دهد، تنها راه سودآوری خود را در تضییع حق کارگر و اعمالی مانند کاهش دستمزد یا نپرداختن سنوات می‌بیند.»

کارگرانی که از دید کارفرماها مانع تولیدند

فرزندان مسئولان و مدیران شرکت‌های پیمانکاری در صورت بیماری از بهترین امکانات بهداشتی و درمانی برخوردارند. گذر آنان حتی به بیمارستان‌های دولتی خصوصی شده هم نمیفتد که به بهانه خودگردانی و نداشتن بودجه از درمان عزیزشان خودداری کنند. حساب‌های آنان انباشته از مزدهای عقب مانده کارگران است و با سود مزدهای معوقه کارگران به راحتی می توانند هزینه‌های گزاف درمان را در بهترین بیمارستان‌های خصوصی در داخل و خارج از کشور بپردازند. حقوق‌های چند ده میلیونی و یا حتی چند صد میلیونی آنها هیچ گاه عقب نمیفتد. نداشتن بودجه و نبود نقدینگی هیچ‌گاه شامل پرداخت حقوق‌های آنان نمی‌شود. کارفرماها با نیروی کار ‏آن‌گونه برخورد می‌کنند که گویی عامل تولید مانع تولید است. می‌توان گفت ما وارد دوره تاریخی جدیدی شدیم که مهم ترین عوامل تولید در ‏شرف اضمحلال هستند و کارگران به لحاظ اجتماعی نمی‌توانند خودشان را بازتولید کنند. درست است که کارفرماها زیر فشار هستند ‏ولی باید بدانند این فشار از کدام سمت است تا آن را اصلاح کنند ولی دقیقا برعکس آن اتفاق میفتد و کارفرماها فشار را جایی ‏می‌گذارند که امکان مقاوت نیست. ‏روشن است که این بی حقوقی مطلق نمی تواند مدت‌های مدید ادامه یابد و کارگران متشکل می​توانند به گونه ای از حقوق خود دفاع کنند که این روند ضدانسانی را تغییر دهند.