دکتر ارباسی در گفت و گو با نوآوران:

ترک اعتیاد انگیزه می خواهد

اعتیاد، جزو بیماری هایی است که تمامی جوامع کم و بیش با آن درگیر هستند و معمولا هم آمار دقیقی از مبتلایان به این بلای خانمانسوز ارائه نمی شود.

  1. ۵ ماه قبل
  2. ۰
ترک اعتیاد انگیزه می خواهد
نوآوران -

مهدیه فرجی: گفت و گوی این هفته نوآوران با آقای دکتر فریبرز ارباسی، پزشک عمومی است که حدود 21 سال است مشغول طبابت است و تقریبا 12 سال هم هست که در زمینه اعتیاد فعالیت می کند. صحبت های ارزنده این پزشک دلسوز را با هم می خوانیم به امید اینکه بتوانیم به افراد مبتلا و یا خانواده هایی که درگیر فرد مبتلا به اعتیاد هستند، کمکی کرده باشیم.

 

در مطب های درمان اعتیاد، معمولا چه کاری برای معتادان انجام می دهند؟

اینجا مطب درمان های سرپایی متادون است. به این مطب ها معمولا Harm reduction یا کاهش آسیب می گویند. به جای اینکه بیاییم یک تفکر مطلق گرا داشته باشیم که فرد کلا اعتیادش را کنار بگذارد، کمک می کنیم تا آسیب های این اعتیاد، به حداقل خود برسد. عملا از سال 1968 که متادون در امریکا استفاده شد، سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که بهتر است بیاییم آسیب های شخصی و خانوادگی اعتیاد را کاهش دهیم. بر این اساس برنامه Harm reduction را به کشورهای درگیر اعتیاد توصیه کردند و آمدند از داروهایی مثل متادون، B2 که قرص های زیرزبانی است، استفاده کردند و همینطور از شربت اوپیوم که در ایران استفاده می شود. یعنی در واقع ما سه تا دارو داریم که این داروها در اصل خودشان اعتیادآورند ولی از آسیب هایی که مواد مخدر و محرک مثل هروئین و تریاک و شیره دارند، جلوگیری می کنند.

 

معمولا بیماران به میل خودشان مراجعه می کنند یا به اصرار خانواده ها؟

دسته اول بیمارانی هستند که با میل خودش به مطب می آید. یک عده هستند که به قول خودشان خسته شده اند و اعتیاد دیگر برای آنها جذابیتی ندارد. خود اعتیاد، چند دوره دارد که اولین دوره آن اصلاحا «ماه عسل اعتیاد» نامیده می شود. هر اعتیادی که فرد داشته باشد (مثلا تریاک) در ابتدا که شخص استفاده می کند، دچار حالت هایی مثل کم استرسی یا نشاط می شود. حتی ممکن است در ابتدا تاثیرات مثبتی در زندگی فرد بگذارد، مثلا اگر فروشنده باشد، رفتارش با مشتری بهتر می شود و در نتیجه فروشش بالا می رود و در محیط خانه رفتارش با اعضای خانواده خوب می شود، در این دوره اگر به فرد بگویید که کارش اشتباه است و آینده بدی در انتظار اوست، می شنود ولی تاثیری در او ندارد.

بعد از اینکه این ماه عسل تمام شد، فرد، دیگر لذت نمی برد. یعنی اگر مواد استفاده نکند، دچار ناراحتی های جسمی و روحی می شود و به خاطر جلوگیری از ناراحتی و توان انجام فعالیت های معمول روزانه، شروع به مصرف مواد می کند و به مرور هم مصرف موادش بالا می رود. در این مواقع است که بعضی از افراد خسته می شوند و برای درمان مراجعه می کنند.

دسته دیگر کسانی هستند که به واسطه فشار خانواده، پدر و مادر یا همسر، به این مراکز مراجعه می کنند که از بین این دو دسته، گروه اول که خودشان به ستوه آمدند، بیشتر موفق به ترک می شوند.

 

اولین اقدامی که برای بیماران درگیر اعتیاد انجام می دهید، چیست؟

کسی که به اینجا مراجعه می کند، اولین قدم این است که تحت نظر یک پزشک قرار می گیرد. شما هر دارویی که مصرف می کنید عوارضی روی بدن می گذارد که این داروها بایستی از طریق کلیه یا کبد از بدن دفع شود. استفاده طولانی مدت از داروها ممکن است به هر کدام از ارگان ها آسیب برساند. ما در ابتدا برای مراجعه کنندگان آزمایش می نویسیم. شیره و تریاک و هروئین همه از کبد دفع می شود، متادون و بوپرنورفین هم از کبد دفع می شود ولی تفاوت آن این است که ما بر عملکرد کبد نظارت داریم. همچنین در این مطب ها روانشناس وجود دارد که فرد را از نظر روحی و روانی مورد مطالعه قرار می دهد و بیمار خودبخود مورد پشتیبانی هدفمند واقع می شود.

 

آیا تجویز متادون برای بیماران مبتلا به اعتیاد، بهترین گزینه است؟

تا جایی که من بررسی کردم، ما تحقیقات پیشرفته ای در ایران نداریم که بدانیم از سالی که برای بیماران مصرف متادون تجویز شد، ما موفق بوده ایم یا خیر. ولی در انگلستان و آمریکا نتایج تحقیقات خیلی مثبت بوده.

موادی مثل تریاک، هروئین و شیره جزو مواد مخدر هستند که از مشتقات مرفین است که برای ترک این مواد، متادون، بوپرنورفین و شربت تریاک پیشنهاد می شود.

البته باید بدانید که شیشه جزو مورفین نیست و جزو مواد محرک است. برای درمان شیشه از داروهای محرک استفاده می کنیم مثلا از ضد افسردگی ولبان استفاده می کنیم که محرک است و اتوماکسیدین برای این بیماران تجویز می شود. این بیماران چون بعد از ترک دچار افسردگی می شوند، برای درمان غیر دارویی این بیماران، از روان درمانی استفاده می شود.

 

چرا بیماران مبتلا به اعتیاد نسبت به خانواده بی تعصب یا به عبارتی بی مسئولیت می شوند؟

یک سیستمی در مغز هست که در ارتباط با گلوتامات است و این گلوتامات در ارتباط با مسئولیت فردی است. یعنی یک شخص سالم نسبت به آینده خود، خانواده، وضعیت کار و معیشت و ... احساس مسئولیت می کند و براساس این مسئولیت، رفتارهایی از او سر می زند. این احساس مسئولیت، نیازی در شما به وجود می آورد که این نیاز تبدیل به خواست و طلب و فعالیت می شود اما وقتی شخصی مواد مخدر استفاده می کند، این تریاک و هروئین به سیستم گلوتامات آسیب وارد می کند و فرد احساس مسئولیتش را از دست می دهد. یعنی در قبال سلامتی اش، در قبال خانواده و کارش احساس مسئولیتش را از دست می دهد. به خاطر همین است که این افراد نه به فکر خودشان هستند و نه به فکر خانواده شان.

کسی را می شناختم که شغل بسیار خوبی داشت و طبیعتا زندگی خوب و مرفهی هم داشت. این شخص بعد از اینکه درگیر اعتیاد شد، همه چیز خود را از دست داد. یعنی اوضاع او به قدری بد شده بود که به گفته خانواده اش، پریزهای برق را درمی آورد و می فروخت. این همان مساله عدم مسئولیت پذیری در این افراد است.

در سال 2013 مقاله ای راجع به متادون بیرون آمد که در آن گفته بود متادون به بازسازی گلوتامات کمک می کند. عملا هم ما در اینجا دیدیم کسانی که متادون را جایگزین تریاک و هروئین و ... می کنند، به مرور برمی گردند. هم از لحاظ ظاهری بهتر می شوند و هم نسبت به خانواده و شغلشان علاقه مندتر و مسئولیت پذیرتر می شوند و وضعیت شان خیلی بهتر می شود.

 

متادون را هم می توان ترک کرد؟

هر چیزی قابل ترک است. بیمارانی بوده اند که متادون را جایگزین تریاک و هروئین و شیره کرده اند و بعدها بوپرنورفین که سبک تر است را جایگزین متادون کرده اند و بعد از مدتی همین بوپرنورفین را هم کنار گذاشته اند.

اما آیا اگر فرد متادون را ترک کند و در ریسک باشد و باز به سراغ تریاک و هروئین برود، صحیح است؟ نه. پس بهترین زمان ترک متادون، وقتی است که فرد کاملا آمادگی جسمی و روحی لازم را برای این کار داشته باشد.

 

به عقیده شما اعتیاد یک بیماری روحی است یا جسمی؟

سوال خوبی است. رقابتی در امریکا هست بین رفتارگرایان و روانشناسان. کسانی که می گویند اعتیاد یک نوع رفتار غلط است که فرد می خواهد خودش را با آن شرایط تطبیق دهد که باید فرد را با گروه های خودیار و تغییر عادات تغییر دهیم. یک عده ای از فعالان انجمن ملی اعتیاد آمریکا معتقدند چون اعتیاد روی مغز تاثیر می گذارد، یک بیماری مغزی است و باید درمان شود.

البته هنوز هیچ یک از این دو گروه بر گروه دیگر غلبه پیدا نکرده و هر کدام نظرات خود را دارند. یکی معتقد است با هیپنوتیزم، دیگری با روان درمانی، یکی با دارو، یکی با گروه های ان اِی، یکی با گروه شناخت افزار درمانی به نام اسمارت ریکاوری و خلاصه هر کس به روشی برای درمان اعتقاد دارد.

ولی همه کسانی که علمی به این قضیه نگاه می کنند و در این زمینه کار کرده اند، به این نتیجه رسیده اند که این کار، نیاز به یک درمان و پشتیبانی جامع دارد یعنی از هر چیزی که موثر باشد، می توان استفاده کرد؛ از دارو، روان درمانی، مددکاری اجتماعی و از هر چیزی که باعث شود فرد اعتیادش را ترک کند و یا آسیب ها به حداقل برسد.

 

چه توصیه ای برای خانواده هایی که درگیر این مساله هستند، دارید؟

اگر کسی متوجه شد یکی از نزدیکانش دچار اعتیاد شده، با عشق غیر مشروط به کمک او برود. اگر فرد مبتلا را به چشم یک معتاد نگاه کنید، تمام برداشت هایی که از یک هویت معتاد دارید، به او می زنید و احساساتتان به آن شخص خدشه دار می شود و در اثر تغییراتی که در رفتار شما به وجود می آید، فرد بیمار از درمان فراری می شود.

ولی باید فکر کنید کسی که روبروی شماست یک مبتلا به اعتیاد است. کسی که مبتلا به اعتیاد شده را دوست داشته باشید و بیماری او را مانند یک بیماری مثل سرماخوردگی یا افسردگی نگاه کنید. پس به او کمک کنید تا درمان شود. به طور شفاف ولی با احترام با فرد بیمار رفتار کنید، لاپوشانی نکنید و فرد را با توجه به شرایط و باورهایی که دارد ترغیب کنید به یکی از آن درمان ها روی بیاورد.

باید بدانید این راه کمی طولانی است و مثل سرماخوردگی یا افسردگی که به آن اشاره کردم، سریع درمان نمی شود. در این راه باید صبور بود. این را هم بگویم که بر خلاف باور عمومی مردم، 90 درصد اعتیادها در همان یکی دو ماه اول ترک می شوند. یعنی فردی شروع به خوردن مشروبات الکلی می کند و بعد از گذشت یکی دو ماه از این می ترسد که الکلی شود. این شخص بدون اینکه خانواده و دوستان او متوجه الکلی شدن او شده باشند، این کار را ترک می کند و یا کسی که تفریحی تریاک می شود، به خاطر ترس از عادت کردن به تریاک، آن را کنار می گذارد. یعنی 90 درصد اعتیادها در ابتدا ترک می شود حتی بدون اینکه به ما مراجعه کنند و ما آنها را ببینیم. دید ما از اعتیاد، اشخاصی است که بارها برای ترک اقدام کرده اند ولی موفق نشده اند. در اصل اینها جزو 10 درصد باقیمانده هستند چون ما متوجه آن 90 درصد نمی شویم. نیمی از این 10 درصد هم سالیانه طبق آمار ترک می کنند ولی متاسفانه 5 درصد دیگر جای آنها را می گیرند.

 

در رابطه با کسانی که چندین بار ترک کرده اند و باز به این روی آورده اند، چه باید کرد؟

کسانی که می مانند و ترک نمی کنند حتما مشکلی دارند که نمی توانند این عادت را کنار بگذارند که این باید ریشه یابی شود و درمان این افراد هم گاها طولانی مدت است. فردی که در کنار این اشخاص است باید صبر و حوصله زیادی داشته باشد.

 

در مورد فردی که به شیشه اعتیاد دارد، چه می گویید. بعضا دیده شده این افراد از همسر یا مادر خود به قدری متنفر هستند که هیچ گونه کمک از طرف آنها را نمی پذیرند.

یک پدیده بسیار مهم در اعتیاد است به اسم انکار. ما یک سری مکانیزم های دفاعی داریم. یعنی هر وقت دچار استرس می شویم مکانیزم هایی در ما به وجود می آید که می خواهد ما را حفظ کند که ما در اثر این استرس از پا درنیاییم.

یکی از این مکانیزم های دفاعی، انکار است. فردی که شیشه مصرف می کند، تغییر رفتار و پرخاشگری و بی اعتمادی خودش را نمی بیند حتی تغییرات ظاهری مثل لاغر شدن و ضعیف شدن که ما در او می بینیم را هم متوجه نمی شود که اگر می دید لحظه ای در دام اعتیاد نمی ماند.

افراد ضعیف معمولا برای فرار از مشکلات به اعتیاد پناه می برند و به قول حضرت مولانا:

تا دمی از هوشیاری وا رهند

ننگ خمر و زمر بر خود می‌نهند

می‌گریزند از خودی در بیخودی

یا به مستی یا به شغل ای مهتدی

نفس را زان نیستی وا می‌کشی

زانک بی‌فرمان شد اندر بیهشی

 

یعنی از نفس یا به قولی کودک درون فرار می کنند یا به بیان علمی انکار می کنند تا مشکلات را نبینند و مصرف این مواد هم باعث می شود وارد سیکل معیوبی از انکار شوند. به خاطر همین اکثر کسانی که در کار روان درمانی اعتیاد هستند، اولین قدم آنها این است که فرد را از انکار بیرون بیاورند.

مثلا در گروه های ان ای که 12 گام است، اولین گام این است که زانو بزنی در برابر یک قدرت برتر. زانو بزنی و گریه کنی و اعتراف کنی که دارای چنین مشکلی است.

در تضرع جوی و در افنای خویش

کز تفکر جز صور ناید به پیش

پس اولین قدم، غلبه بر انکار است. در گروه های شناخت رفتار درمانی که معروف ترین آن اسمارت ریکاوری است، اولین قدم این است که بپذیری تو دچار این مشکل هستی. حال که پذیرفتی، می آموزی که چه باید بکنی.

 

.... و حرف آخر

یک جمع بندی از صحبت هایم داشته باشم. به محض اینکه نسبت به نزدیکانتان شک کردید، به همراه فرد بیمار، به مشاور یا کسانی که در زمینه اعتیاد آگاهی دارند، مراجعه کنید. در هر عادت مخربی که بخواهد ترک شود، پشتیبان خیلی مهم است؛ کسی که رفتارها و تغییرات فرد بیمار برایش مهم باشد و ناظر بر این تغییراتش باشد. اگر این شخص بتواند نقش پشتیبانی کننده داشته باشد، در تغییر عادت یا ترک اعتیاد موثر است.

در ترک اعتیاد کسانی خیلی موفق هستند که عشقی در زندگی داشته باشند. مثلا همسری دلسوز و عاقل داشته باشند. یا فرزندان یا پدر و مادر و یا شغلی که برایشان ایجاد انگیزه کند.

اکثر کسانی که در اعتیاد باقی می مانند کسانی هستند که انگیزه ای برای ترک ندارند. وقتی از زندان اعتیاد بیرون می آیند، کسی منتظر آنها نیست. نه دوستی و نه پشتیبانی. پس این افراد دوباره به اعتیاد برمی گردند.