از آینده نهراسید

ترس؛ فرصتی برای معنا بخشی بیشتر به زندگی

«موفق میشوم؟»، «آینده چه میشود؟»، «اگر تا آخر عمر تنها بمانم چه؟» اینها سئوالاتی است که همه ما بارها در تنهایی به آن اندیشیده ایم

  1. ۴ ماه قبل
  2. ۰
ترس؛ فرصتی برای معنا بخشی بیشتر به زندگی
نوآوران -

در وجود هر انسانی، ترسی از آنچه در آینده رخ خواهد داد ریشه دوانده است. اگر چه این ترس به عنوان تجربهای هستیشناسانه در بین انسانها مشترک است و نمیتوان آن را به کلی از زندگی حذف کرد. شناخت علل این پدیده و راهکارهای کنترل و کاهش آن به ما کمک میکند از تبدیل این ترس طبیعی به افسردگی و اضطراب مزمن جلوگیری کنیم و حتی از آن به عنوان فرصتی برای معنا بخشی بیشتر به زندگی‌‌مان بهره ببریم.  

        ترس از ناشناختهها

همیشه از آنچه نمیشناسیم میترسیم و آینده سرشار از ناشناختهها و اتفاقات غیرقابل پیشبینی است. صرفنظر از بعد عمومی و همیشگی این نگرانی، تغییر شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، وضعیت زندگی خصوصی و خصوصیات شخصیتیمان نیز بر میزان این ترس تأثیرگذار است.

         ترس از تنهایی

این موضوع یکی از عمیقترین نگرانیهای مشترک انسانهاست. حتی در زمانی که خانوادهای مستحکم و شبکه کارآمد و صمیمی از دوستان در کنار ما هستند، نگرانی از دست دادن آنها، گاه و بیگاه آزارمان میدهد.

به طور طبیعی در شرایطی مانند بیماری شدید یا مرگ یکی از اعضای خانواده، قطع رابطه با دوستان، طلاق، این ترس حالت جدیتری به خود میگیرد. افراد مسیرهای گوناگونی را برای فرار از تنهایی امتحان میکنند. ازدواج یکی از این راههاست. اگرچه یکی از دستاوردهای آن، کاهش ترس از تنهایی به خصوص در سنین سالمندی است، نمیتوان انتظار داشت این نگرانی، به کلی برطرف شود.

        ترس از شکست

کسب موفقیت، خواه ناخواه، تبدیل به بزرگترین هدفزدگی امروزی اکثر انسانها شده است. در هر مقطع زندگی، موفقیت در عواملی مشخص، جایگاه اجتماعی و به دنبال آن رضایت فردی از خود و زندگیمان را شکل میدهد. شکستهای شغلی و تحصیلی همچنین نگرانی درباره شکستهای عاطفی و طلاق ترسهایی است که زندگی در سالهای جوانی را در برمیگیرد.

        زندگی بدون هدف پر از نگرانی است

زندگی بدون هدف، فلسفه و معنای تعریف شده پر از نگرانی است. اگر ندانیم از زندگی چه میخواهیم و خوشبختیمان را در چه چیز خواهیم یافت، آینده در دید ما چیزی جز یک تصویر مبهم و تار نخواهد بود و نتیجه این بلاتکلیفی و نداشتن چشمانداز نگرانیهایی است که در درازمدت تبدیل به اضطراب فراگیر و عمیق میشود.

هر چه باور ما به آنچه به عنوان معنای زندگی خود برگزیدهایم عمیقتر باشد و خود را بیشتر در مسیر این معنا بیابیم، نگرانی ما از آینده کمتر خواهد بود.

        ترس از مرگ

بیشک عمیقترین ترس آدمی در طی نسلها و در همه فرهنگها ترس از مرگ است. اگر چه شیوه بروز و مصادیق این هراس بسته به نوع و میزان اعتقادات و دینمداری افراد، شرایط اجتماعی و فرهنگی، سن و شخصیت متفاوت است و طیف گستردهای شامل ترس از نیستی و فنا، گناهکار بودن و عقوبت الهی، دردناک بودن مرگ و حتی ناراحتی و مشکلات نزدیکان پس از مرگ فرد را دربرمیگیرد، یک نگرانی بین همه آنها مشترک است؛ «اگر فردا نباشم چه؟» با وجود این که بیشتر ما این ترس را در طول زندگیمان نادیده میگیریم و از فکر کردن درباره آن خودداری میکنیم در زمانهایی مانند از دست دادن یکی از نزدیکان و شرکت در مراسم عزاداری یا هنگام بیماری سایه آن را بر زندگی خود احساس میکنیم.

        چگونه ترس خود را از آینده کاهش دهیم؟

1ـ ترسهایمان را بشناسیم و پذیرای آنها باشیم

گام اول در غلبه بر هر مشکلی در محدوده روان آدمی، خودشناسی است. اگر بتوانیم حجابهایی که بر روی علت ترسهایمان افتاده است کنار بزنیم و به علت اصلی هراسمان از آینده، پی ببریم، نیمی از راه را برای کنترل این ترس پیمودهایم. این نکته را نباید فراموش کنیم که روان انسان به طور ناخودآگاه سعی در انکار وجود و علل این ترس دارد و پی بردن به آن و پذیرش این موضوع نیازمند جستوجو و تفکر درونی و عمیق است.

2- تصمیم بگیریم و مسئولیت تصمیمهایمان را قبول کنیم

گاهی اوقات، برای فرار از عواقب شکست و سرزنش دیگران، از گرفتن تصمیمهای مهم خودداری میکنیم و اجازه میدهیم زندگیمان منفعلانه ادامه پیدا بکند، یا دیگران به جایمان تصمیم بگیرند. نتیجه اینگونه رفتار، بیمعنایی و بیانگیزگی در زندگی خواهد بود که به ترس از آینده دامن خواهد زد. همچنین رفتار منفعلانه به ترس ما از شکست نیز دامن میزند. تجربه کردن، حتی اگر با شکست همراه باشد، توان ما را  در رودررویی با آینده مجهول افزایش میدهد.

3- در هر مرحله و هر یک از اتفاقات زندگی، معنا و فلسفهای برای خود بیابیم

زندگی همواره جاری و بسیاری از حوادث زندگی اجتنابناپذیر است. آنچه ما را از غرق شدهای بر امواج به سکاندار کشتی در دریا تبدیل میکند، معنایی است که برای زندگی خود برگزیدهایم. منابع سازنده معنا، در هر دوره زندگی و در هر شخص متفاوت است اما این منابع باید به کلیت زندگی ما جهت دهند و بهانهای برای زیستن و فراتر از آن، برای بهزیستی ما فراهم آورند.

4- برنامههای کوتاهمدتمان را در راستای اهداف و معنای زندگیمان تنظیم کنیم

اگر چه بیشتر مردن اهداف بلندمدتی را در ذهن خود دارند و از منابع معنای متعددی بهرهمندند، کمتر کسی برای رسیدن به این اهداف برنامهریزی میکند و در تنظیم برنامههای کوتاهمدت خود، اهداف بلندمدتش را در نظر میگیرد. زمانی که هر روز و هر ساعت میدانیم برای چه تلاش میکنیم و قرار است که به کجا برسیم، آینده برایمان روشن خواهد بود، معنای زندگیمان پر رنگ میشود و هر شکست را دستاندازی گذرا در مسیر نیل به اهداف بلندمدتمان خواهیم یافت.

5- در عین واقعگرایی، مثبتاندیش باشیم

دو عامل ترس از آینده را شدت میبخشد. انکار وضعیت فعلی و ناامیدی از بهبود شرایط در آینده. داشتن برآوردی واقعبینانه از جایگاهی که امروز در آن قرار گرفتهایم، توقعات ما را از آینده تغییر و ترس از شکست را کاهش میدهد. از سوی دیگر نگاهی امیدوارانه و نگرش مثبت راه را بر اضطرابهای بیبنیانی که هر روز ما را درگیر خود میکند؛ میبندد. فراموش نکنید این ما هستیم که نگرشهایمان را در زیباترین حالتی که میتوانیم تصور کنیم، ایجاد کنیم تا ترس از آینده را به زانو درآوریم.