متخصص اعصاب و روان در گفت و گو با «نوآوران» عنوان کرد

دید مثبت داشتن از اضطراب و افسردگی جلوگیری می کند

اهمیت بیماری‌های اعصاب و روان کمتر از بیماری‌های جسمی نیست ولی متاسفانه ما زمانی به متخصصین اعصاب و روان مراجعه می کنیم که ناراحتی‌های روحی ما از حد گذاشته و گاهی بر جسم ما هم اثر گذاشته است. در این باره با یکی از روانپزشکان کشورمان به گفت و گو نشسته ایم. دکتر کوروش هرمزی، متخصص اعصاب و روان که در سال 82 در رشته روانپزشکی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدند. ماحصل این گفت و گو را با هم می خوانیم.

  1. ۳ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
دید مثبت داشتن از اضطراب و افسردگی جلوگیری می کند
نوآوران -

    معمولا چه افرادی و با چه مشکلاتی به دکتر اعصاب و روان مراجعه می کنند؟

در خانم‌ها بیشتر مشکل اختلالات اضطرابی داریم که آن هم به چند دسته طبقه‌بندی می شود. نوعی از آن اضطرابی منتشر است که این افراد مدام بدون علت در مورد کوچک ترین چیزی دچار اضطراب می‌شوند. نوعی دیگر فوبیا یا همان ترس غیرمنطقی است. یکسری اختلالات« پی تی اس تی »هم هست که جزو اختلالات اضطرابی است که بعد از مواجه شدن با اتفاقات یا صحنه‌های خیلی ناراحت کننده، فرد دچار وسواس فکری و عملی می‌شود. نوعی دیگر، پانیک است که بدون علت، حمله همراه با اضطراب به فرد دست می دهد که همراه با درد قفسه سینه است و فرد احساس مردن پیدا می کند. مثلا با صدای زنگ تلفن، فرد دچار نگرانی یا استرس می شود.

در مورد آقایان، بعضی از کسانی که به بیماری اعصاب و روان دچار می شوند، به مواد‌مخدر به خصوص شیشه و تریاک روی می‌آورند و پس از مدتی استفاده، برای درمان به ما مراجعه می کنند. بعضی از مراجعه کنندگان ما هم جوانانی هستند که درگیر مسائل عاطفی می شوند و به دلیل اینکه نمی توانند این رابطه را مدیریت کنند، غرق در مشکلات و مسائل این رابطه می شوند و وقتی این رابطه تمام می شود، بعضا دچار سرخوردگی یا افسردگی می شوند.

گاهی هم ممکن است بیمارانی مراجعه کنند که یکسری علائمی دارند که دلیل بر ناراحتی‌های اعصاب و روان است. به طور مثال، خواب یا اشتهای فرد دچار مشکل شده باشد، یا تحرکات و فعالیت‌هایی که قبلا فرد داشته، کم شده باشد که اینها دلایل افسردگی است که خود فرد ممکن است متوجه آن نباشد.

    برای درمان این بیماران فقط دارو تجویز می کنید؟

روانپزشکان بیشتر دارو تجویز می‌کنند. ولی روانشناس‌ها با مشاوره و صحبت، شرایط بیمار را می سنجند. روانپزشکان در کنار دارو توصیه‌هایی هم برای بیمار دارند. چون بیمار در وهله اول ممکن است نزد روانپزشک نرود. معمولا در ابتدا به روانشناس مراجعه می کند و اگر نتیجه ای نبیند به روانپزشک مراجعه می کند. روانپزشک دارو تجویز می کند و توصیه‌هایی از جمله ورزش کردن به بیمار می کند. توصیه خود من، دو بار پیاده روی 30 دقیقه‌ای در روز است. برای کسانی که اضطراب دارند، موسیقی ملایم هم پیشنهاد می شود و اینکه ارتباط خود را با افراد بیشتر کنند، در جمع صحبت کنند و دوستان صمیمی داشته باشند.

    تغذیه در ابتلا یا بهبود بیماری اعصاب و روان موثر است؟

ممکن است برای درمان بعضی از بیماری‌ها، برخی از خوراکی‌ها نقض شود که بیمار از خوردن آن پرهیز کند. مثلا در اختلالات اضطرابی، توصیه می شود مواد کافئین دار استفاده نشود. به‌خصوص قهوه و نسکافه و کاکائو و نوشیدنی‌های تیره رنگ.

البته سوء تغذیه ممکن است یکی از علت‌های بیماری باشد. به طور مثال، کمبود برخی ویتامین‌ها ممکن است فرد را دچار مشکل کند. کمبود ویتامین B12 ممکن است حتی علائم سایکوز و جنون در فرد به وجود بیاورد. این حالت در کسانی که گیاهخوار هستند هم احتمال بروز آن وجود دارد. چون در هیچ گیاهی ویتامین B12 وجود ندارد. با دادن آزمایش خون متوجه می شوید که این ویتامین را کم دارید یا خیر. اگر حجم گلبول قرمز بالا رود، یکی از علت‌های آن کمبود B12 یا اسید فولیک است. البته کمبود این ویتامین به سادگی در فرد به وجود نمی آید. مگر اینکه فرد گیاهخوار باشد یا سن بالایی داشته باشد. در افراد با سن بالا جذب این ویتامین در آنها کم می‌شود و اینها به فاکتور داخلی که در معده ترشح می شود احتیاج دارند که این فاکتور در بدن افراد مسن کمتر ترشح می‌شود و ممکن است به آمپول‌های B12 نیاز پیدا کنند.

    معمولا مردم در برخورد با بیماری‌های جسمی سریع تر واکنش نشان داده و به پزشک مراجعه می کنند تا بیماری‌های روحی و روانی. علت این موضوع چیست؟

بله. یکی از علت‌هایش این است که چون بیماری‌های جسمی معمولا با علائمی همراه است، مثلا سردرد، دل درد، سرگیجه و ... درد خودش را نشان می دهد و فرد برای کاهش یا از بین بردن این درد به پزشک مراجعه می کند ولی خیلی وقت‌ها بیماری‌های روحی حالت مزمن داشته و به تدریج در فرد به وجود می آید و ممکن است فرد متوجه این تغییرات تدریجی نباشد.

دلیل دیگر این مساله این است که فرد ممکن تصور کند با مراجعه به پزشکان اعصاب و روان، به او انگ روانی بودن، جنون داشتن و ... زده شود و از طرف همسر و یا دوستان و آشنایان مورد تمسخر واقع شود که او را به چشم یک دیوانه نگاه کنند. بنابراین سعی می کند بیماری اش را پنهان کند و برای درمان تلاشی نکند و متاسفانه این مساله در جامعه ما زیاد است.

    دوره‌هایی مثل تی ام، مدیتیشن و ... تا چه اندازه به درمان مشکلات روحی کمک می کند؟

البته این دوره‌ها نقش مثبتی در روحیه دارد و در زمانی که فرد آنها را اجرا می کند، در آرامش و خودسازی او موثر است ولی به شرطی که در او نهادینه شود. ولی معمولا زمانی که فرد این کلاس‌ها و این آموزش‌ها را رها می کند، پس از گذشت مدتی با روبه رو شدن با سختی‌ها، به حالت قبلی خود برمی گردد.

    آیا افسردگی پایه ارثی دارد؟

بله 100درصد. ممکن است در یک خانواده پدر و مادر دچار افسردگی باشند و ژن افسردگی در فرزند هم وجود داشته باشد. پس این فرزند مستعد افسردگی است. ولی عقیده خود فرد است که تا چه حد روی خودش کار کند و بخواهد زندگی اش را عوض کند.

حتی در دوقلوهای یکسانی که یکی از آنها مبتلا به جنون یا اسکیزوفرنی باشد، احتمال ابتلای قل دیگر 50 برابر یک فرد عادی است. ولی با تمام این صحبت‌ها، محیط و دید مثبت فرد، نقش بسیار زیادی در تغییر زندگی او دارد.

ممکن است در بدن هر کدام از ما هم همین اسکیزوفرنی وجود داشته باشد ولی با خوب زندگی کردن، با مثبت بودن و دید روشن، با انتخاب دوستان خوب و مثبت اندیش و با کار کردن روی شخصیت خودمان می توانیم از مبتلا شدن به این مشکلات جلوگیری کنیم. بهره هوشی یا همان« آی کی یو» هم در پیشگیری از این بیماری موثر است. با تقویت حافظه و به‌کارگیری ذوق و استعدادمان می توانیم از مسائل منفی و ناامیدکننده دوری کنیم.

    چگونه متوجه شویم نیاز داریم به پزشک اعصاب و روان مراجعه کنیم؟

اگر نسبت به کارکرد قبلی تان، دچار افت شده باشید یا روابط اجتماعی شما دچار مشکل شده باشد و دیگر تمایلی به این روابط نداشته باشید، یا بازدهی کاری یا تحصیلی که قبلا داشتید را دیگر ندارید، در این مواقع بهتر است با پزشک اعصاب و روان صحبت کنید. البته ضعف بدنی یا پرخاشگری هم ممکن است یکی از علت‌های ابتلا به سایکوز یا افسردگی باشد مثلا اضطراب زیاد، فرد را دچار خستگی می کند ولی باید شما علائم دیگر اضطراب را هم داشته باشید تا مشخص شود با مشکل روحی مواجه شده اید.

مشکلات خواب هم یکی دیگر از علائم افسردگی است. افراد مضطرب معمولا دیر به خواب می روند ولی افراد افسرده معمولا در شروع خواب مشکلی ندارند فقط خیلی زود از خواب سیر می شوند. اگر الگوی خواب شما تغییر کرده باشد و علائم دیگر افسردگی را هم داشته باشید، در این صورت هم بهتر است نزد پزشک بروید.

    برای اینکه محکم تر با مشکلات مواجه شویم و به بیماری‌های روحی و روانی مبتلا نشویم چه باید بکنیم؟

مشکلات در همه جای دنیا وجود دارد و همه ما در زندگی با مسائل و مشکلاتی مواجه شده‌ایم و یا خواهیم شد. در درجه اول دید ما مهم است. اینکه چقدر دید ما مثبت باشد. مثلا اگر در برخورد با اتفاقات ناخوشایندی که از دست ما خارج است و تقصیری در به وجود آمدن آن اتفاق نداریم (مثل مرگ و میر) بگوییم که خواست خدا چنین بوده و با این مساله تا حد امکان منطقی برخورد کنیم، قطعا صدمه کمتری خواهیم دید تا اینکه با گریستن‌های بی حد و اندازه و فکر و خیال خودمان را نابود کنیم.

در مواجهه با هر مشکلی که خواسته یا ناخواسته در زندگی شما به وجود آمده، با محکم کردن اعتقاداتتان، با توکل به خدا و با صبر و درایت و مشورت گرفتن از افراد دانا با مشکلات مواجه شوید. دید مثبت داشتن از اضطراب و افسردگی جلوگیری می کند.

    ... و حرف آخر

در درمان بیماری‌های روانپزشکی سهل‌انگاری نکنید و علائم اضطرابی را جدی بگیرید. فشاری که مشکلات اعصاب و روان بر بدن ایجاد می کند، به مرور زمان به مشکلات جسمی تبدیل می شود. مثلا ممکن است 10 سال بعد، فرد به دلیل فشارهایی که به دلیل ناراحتی‌های روحی به او وارد شده، دچار دیابت شود یا کلسترول خونش بالا برود، عروق‌های قلب او دچار انسداد شود و به بیماری‌هایی دچار شود که منشأ آن اضطراب و فشارهای روحی سال‌های قبل او بوده.

از مراجعه به پزشک اعصاب و روان و استفاده از داروهایی که توسط این پزشکان تجویز می‌شود، هراس نداشته باشید. با پیشرفت علم، عوارض داروها خیلی کمتر شده و لزوما همه داروها وابستگی نمی آورند. پس با مداخله جدی پزشک، بیماری خود را درمان کنید.