کارشناس ارشد گفتاردرمانی در گفت و گو با «نوآوران»:

خانواده‌ها باید با گفتار درمانی و خدمات آن آشنا شوند

به احتمال زیاد شما با کودکانی مواجه شدید که با لکنت صحبت می کنند و یا به خاطر استرسی که دارند، کلمات را درست تلفظ نمی کنند. شاید تصور کنید به خاطر بچه بودنشان است که این‌گونه صحبت می کنند در حالی که ممکن است خیلی از آنها دارای مشکلاتی باشند که اگر مورد توجه قرار نگیرد قطعاً در آینده تحصیلی آنها تاثیر بدی خواهد داشت. به این منظور با «الهام مستقیم زاده» کارشناس ارشد گفتاردرمانی به گفت و گو نشسته ایم که با هم می خوانیم.

  1. ۳ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
خانواده‌ها باید با گفتار درمانی و خدمات آن آشنا شوند
نوآوران -

        منظور از گفتاردرمانی چیست؟

گفتاردرمانی به مجموعه خدماتی گفته می شود که برای ارتقای سطح گفتاری و زبانی مراجعینی که در این مقوله اختلال دارند، ارائه می شود.

        مراجعین شما معمولا چه کسانی هستند؟

کلا خدمات گفتاردرمانی برای بچه‌ها شناخته شده تر است تا برای بزرگسالان. ولی هر طیفی که به هر نحوی در گفتار مشکل داشته باشند، گفتاردرمانی این خدمات را به آنها ارائه می‌دهد.

        چه تجویزی برای این بیماران دارید؟

باید دید در هر طیفی چه مشکلی وجود دارد. گاهی این مشکل در دایره گفتار است، گاهی در دایره درک و شناخت زبان است. گاهی مهارت‌هایی که توجه و تمرکز فرد پایین است که باعث اختلال در گفتارش می شود. هر جا اختلالی احساس شود، خدمت در همان راستا ارائه می‌شود.

        لطفا چند نمونه را برای ما بازگو کنید.

به طور مثال، یکی از مراجعین من کودکی است که در تلفظ صدای ک و گ مشکل دارد و به جای کلماتی مثل کلاه، سگ، گیلاس و ... حروف دیگری را جایگزین می کند. در ابتدا خانواده تصور می کردند این مشکل به مرور زمان برطرف می‌شود. تا اینکه این کودک به سن پیش دبستانی و دبستان می رسد و مشکل او برطرف نمی شود و چون ممکن است این مساله روی دیکته کودک تاثیرگذار باشد، از طریق خانواده و یا کادر مدرسه به اینجا ارجاع داده می شود.

ولی مشکل اصلی این بچه‌ها صرفا تلفظ آنها نیست. مشکل اصلی، تمرکز و دقت شنیداری اوست که دقت او پایین بوده حروف را به خوبی یاد نگرفته. ما در کنار اینکه روی تلفظ او کار می کنیم باید روی دقت شنیداری او هم کار کنیم. توجه کودک که بالا برود، ناخودآگاه یکسری از حروف اصلاح می شود.

یکسری از حروف هم هست که بچه جایگاه آن را اصلا بلد نیست. مثلا «کیف» را «تیف» تلفظ می کند. این بچه مشکل شنیداری ندارد فقط باید جایگاه تلفظ را به او آموزش داد.

یک دسته از بیماران هم هستند که مشکلات شنوایی دارند. مثلا بچه به خاطر بیماری‌هایی که داشته و یا به خاطر اختلالات مادرزادی، دچار افت شنوایی و یا ناشنوایی شده. این بچه حروف را نشنیده و باید درمان شود. یکسری از این بچه‌ها در این حیطه کاشت حلزون می شوند. یعنی حلزون شنوایی این بچه که از بین رفته را به نحوی ترمیم و بازسازی می کنند. به این بچه، علاوه بر اینکه جایگاه حروف را باید داد، بلکه باید آموزش دهیم که بشنود. این بچه باید روی صداها تجربه پیدا کند، صداها را بشنود و تشخیص دهد، جهت صداها را تشخیص دهد. باید از سطح پایین تربیت شنیداری شود، تا به سطوح بالاتر برسد. بچه‌هایی که از سمعک استفاده می کنند و یا کاشت حلزون شده اند، تجربه استفاده از گفتار را دارند و باید به آنها آموزش داده شود. باید حروف و کلمات را به بچه یاد داد و به او آموزش داد تا این کلمات را با هم جمع کند و در قالب جمله کنار هم بگذارد. جمله را یاد بگیرد و در نهایت بتواند یک محاوره خوب انجام دهد. در کنار اینها برنامه تلفظ را هم داریم.

یکسری از بچه‌ها، بچه‌های لکنتی هستند که می توانند صحبت کنند ولی به دلیل اضطراب و استرسی که ناشی از ترس و یا موقعیت‌هایی است که بچه در آن موقعیت‌ها اضطرابش بالا می رود، سرعت و ریتم گفتارش دچار ناروایی می شود. حروف را می کِشد و یا روی بعضی از حروف تکرار دارد. به این بچه‌ها باید آرام صحبت کردن و روان صحبت کردن آموزش داده شود.

یک سری دیگر از مراجعین ما، بچه‌های اوتیستیک هستند که دچار اختلال اوتیسم هستند که یا در گروه‌های شبه اوتیسم قرار می‌گیرند یا در گروه‌هایی که هم خانواده با اوتیسم، سندرم‌های آسپرگر یا سندرم‌هایی که در این حیطه قرار می گیرند، هستند.

یک دسته از مراجعین ما کسانی هستند که یا در کودکی یا در بزرگسالی گفتارشان را از دست می دهند. مثلا کودکی بوده که گفتار داشته ولی در حادثه تصادف گفتارش را از دست می دهد و یا بزرگسالی که سال‌ها به خوبی صحبت می کرده ولی در اثر یک ضایعه مغزی، گفتارش را از دست می دهد که این بیماران، بیماران آفازی هستند که ممکن است بخشی و یا تمام گفتارشان را از دست بدهند و حتی ممکن است در کنار گفتار، درک و شناخت را هم از دست بدهند. بسته به اینکه ضایعه در کجای مغز وارد شده باشد و چقدر ضایعه به مغز وارد شده باشد، روند کار با اینها فرق دارد. برخی از بیماران روان صحبت می کنند ولی توانایی درک یک کلمه معنادار را ندارند. این یعنی مناطق درکی این بیماران آسیب دیده. ولی برخی از بیماران فقط مناطق گفتارشان آسیب دیده و خیلی راحت می توان با اینها کار کرد. ولی متاسفانه چون خودشان می فهمند که مشکلشان چیست، خیلی زود افسرده شده و از ادامه درمان خسته می شوند، ناتوانی خودشان را احساس می‌کنند. در کنار این بحث‌ها، یک سری کارهای روانشناسی روی آنها انجام می شود تا امید به زندگی در اینها برگردانده شود. مثلا خانمی بود که استاد دانشگاه بود و تدریس می کرد، به یکباره توانایی گفتاری اش را از دست داده. این بیماران باید حمایت عاطفی شوند حال چه از طرف خانواده و چه از طرف درمانگر. دسته دیگری از بچه‌ها هستند که در گفتار مشکلی ندارند بلکه از مدرسه تحت عنوان ناتوانایی‌های یادگیری ارجاع داده می شوند. شاید برای شما سوال پیش بیاید که چرا ناتوانایی یادگیری در حیطه کار گفتاردرمان قرار می گیرد. چون توانایی‌های نوشتاری، خواندن و کلا توانایی‌های ریاضی و یادگیری مراکزشان در نزدیکی مراکز گفتار قرار دارد و هر چقدر که توانایی‌های گفتاری فرد بیشتر باشد، ما آسیب کمتری روی توانایی‌های خواندن و نوشتن بچه‌ها می بینیم.

برای این مراجعین ما با آموزش حروف الفبا و آموزش بالا بردن دقت شنیداری بیماران، می توانیم تاثیر مثبتی بر گفتارشان داشته باشیم که روی نوشتارشان هم تاثیر را ببینیم. در کنار تمام تمرینات گفتار درمانی خیلی از مراجعین ما نیازمند کار تیمی هستند. یعنی گفتار درمان روی بیمار کار می کند و در کنار آن، کاردرمان در ادامه درمان کمک می کند.

یک دسته دیگر از مراجعین ما بیماران فلج مغزی هستند که اکثرا از جانب کاردرمان‌ها به ما ارجاع داده می شوند. چون اولین چیزی که در بدن ظهور پیدا می کند مشکلات جسمی این بچه‌هاست. از زمان گردن گرفتن، نشستن، راه رفتن و ... این مراحل شروع می شود. چون این بچه‌ها تاخیر در حرکت دارند و به همان نحو عضلات صورت، گفتار و لب‌ها هم همین ضعف را دارد. کار درمان روی عضلات بدن مثل دست و پا کار می کند و در کنار او، گفتار درمان هم روی مهارت‌های گفتاری و تنفسی بیمار کار می کند. چون همانطور که عضلات صورت ضعف دارد، عضلات تنفسی مربوط به دیافراگم و ریه‌ها هم ضعف دارد و این باعث می شود گفتارشان شل و ضعیف باشد که باید روی عضلات تنفسی آنها هم کار شود تا باعث پیشرفت در زمینه‌های گفتاری آنها شود.

        همه این بیمارانی که راجع به آنها صحبت کردید، فقط با گفتار، درمان می‌شوند؟

همانطور که در صحبت‌های قبل اشاره کردم، درمان هر بیمار، بسته به نوع مشکلی که دارد، متفاوت است. مثلا برای بچه ای که جایگاه تلفظ را بلد نیست کار فرق می کند. در مواقعی بچه، جایگاه تلفظ را می تواند ببیند. مثلا بچه ای که «ب» را «م» تلفظ می کند و به طور مثال، «گربه» را «گرمه» ادا می کند، به این بچه می توانم «ب» را نشان دهم و بگویم وقتی می گویم «گربه» برای حرف «ب» لب‌ها را به هم فشار می دهم. یا بچه ای که برای تلفظ حرف «ف» مشکل دارد، این «ف» را بچه می تواند با حرکت لب‌های درمانگر ببیند ولی در حروفی مثل «ک»، «گ»، «ق» شما حرکتی روی لب‌های من نمی بیند. این را با ابزارهای خاصی به کودک آموزش می دهند. کلینک‌های مجهزی هستند که با مانیتورهای خاصی که دارند، بچه می‌تواند کلمه ای که خودش تلفظ می کند را با علامت‌هایی که روی مانیتور نشان داده می شود ببیند و بچه دقیقا می تواند ببیند که کجا را اشتباه تلفظ می‌کند و با اپس لاین می توان به بچه گفت که کجاها را زبان بزن و کجاها را نزن. در بیماران فلج مغزی یا سیستمی بیماری که ضعف روی عضلاتش داشته باشد، در بلع هم مشکل دارد، در جویدن و قورت دادن هم مشکل دارد، که حتما یکسری ماساژ داخل دهانی لازم دارد، بسته به اینکه کدام سمت مشکل دارد. بعضی‌ها هستند که یک طرف بدنشان این ضعف را دارد. دامنه حرکات این بچه ضعیف است. مثلا اگر قرار است زبانش را بیرون بیاورد، تا دندان‌ها بیشتر نمی تواند بیرون بیاورد، این بچه نیاز به ماساژ دارد. حال یا با استفاده از دست یا ماساژور و یا مسواک‌های مخصوص ماساژ.

        آیا این بیماری پایه ارثی هم دارد؟

بله. مثلا در بیماران اوتیستیک که خدمت شما عرض کردم، بچه در ارتباط مشکل دارد. خیلی از مراجعین هستند که بچه اولشان مشکل دارد و بچه بعدی مشکل مضاعف دارد و یا لکنت و اختلال تلفظ، ممکن است چند نفر در خانواده لکنت داشته باشند یا ممکن است دیده شود که پدر خانواده اختلال یادگیری در دیکته را داشته و فرزندان این خانواده به تبع این مشکل را پیدا کرده اند.

        چه توصیه ای به خانواده‌ها دارید؟

خیلی از خانواده‌ها هنوز گفتاردرمانی را نشناخته اند. درست است که گفتاردرمانی حالت کلاسیک و جلسه بندی شده است، ولی اینطور نیست که بگویند بچه ما نمی تواند سر کلاس بنشیند. خیلی از مراجعین ما بیماری دارند که توان حرکت ندارد، درمانگر به منزل این بیماران می رود. یا بچه دو ساله ای که نمی تواند سر کلاس‌ها بنشیند، برای این بچه جلسات بازی درمانی گذاشته می شود که در خلال بازی با بچه‌ها، آموزش‌هایی در زمینه درک گفتار و بیان هست، به بچه‌ها آموزش داده می شود. خیلی از خانواده‌ها به خاطر عدم شناخت این گفتاردرمانی، نسبت به مشکلات فرزندشان دیر اقدام می کنند و ممکن است مشکل ذهنی که فرزندشان داشته، تا قبل از پیش دبستانی با مدتی کار کردن از بین برود ولی حالا بچه موقع مدرسه رفتن با این مشکل مواجه می شود و متاسفانه طرح سنجشی که قبل از کلاس‌های اول می گذارند، این بچه را در مدرسه عادی پذیرش نمی کنند و این بچه باید به مدرسه استثنایی برود. چون زمان طلایی دوره گفتار و زبان آموزی این بچه از دست رفته و الان این بچه دچار اختلال گفتار و زبان شده و نمی تواند از خدماتی که به بچه‌های عادی داده می شود، استفاده کند. پس خانواده‌ها باید گفتاردرمانی را بشناسند و از خدمات آن مطلع باشند. تقریبا در خیلی از بیمارستان‌ها و درمانگاه‌هایی که مربوط به بهزیستی، شهرداری یا آموزش و پرورش است، گفتاردرمانی وجود دارد که خانواده‌ها می توانند از خدمات آنها استفاده کنند. و در آخر اینکه، خدمات گفتار درمانی چون شامل بیمه نمی شود، خیلی از خانواده‌ها از پس هزینه‌های آن برنمی آیند و برای بعضی از خانواده‌ها واقعا سنگین است که هر جلسه سی، چهل هزار تومان و شاید بیشتر هزینه کنند. به همین خاطر مشکلات این بچه را نادیده می گیرند و در آینده مشکلات این بچه بیشتر می شود و ممکن است دوره درمانی که به دو، سه جلسه نیاز داشت، در آینده به بیست، سی جلسه نیاز پیدا کند. بچه‌هایی که مشکلات ذهنی و ضایعات مغزی دارند، سالیان سال این بچه تحت نظر گفتاردرمان قرار می گیرد و به مرور تغییرات مثبت در این‌گونه بچه‌ها ظاهر می شود. چون روند پیشرفت بسته به همکاری بچه و خانواده و نوع مشکلی که بیمار دارد، تفاوت دارد. پس باید خانواده‌ها صبور باشند و روند به بهبود فرزندشان را پیگیری کنند.