آخرین جزئیات قتل وحشتناک دندانپزشک مشهدی

پسر دکتر برای قتل پدرش آدم کش اجیر کرده بود

با دستگیری و اعترافات تکان دهنده دومین متهم،که ادعا می کند از سوی پسر دکتر برای قتل اجیرشده است جزئیات تازه ای از پرونده قتل فجیع دندانپزشک مشهدی آشکار شد.تحقیقات از هر دو متهم همچنان ادامه دارد

  1. ۴ ماه،۴ هفته قبل
  2. ۰
حوادث
نوآوران -

ساعت 12 نیمه شب چهارشنبه گذشته پلیس 110 مشهد در تماسی از سوی پسری جوان در جریان زورگیری خونینی در خیابان الهیه قرار گرفت.

دقایقی بعد مأموران کلانتری 23 مشهد خود را به محل رسیدند و دیدند در یک خودروی شاسی بلند سیاهرنگ، مرد 61 ساله ای کشته شده و پسر 32 ساله اش از ناحیه بازو هدف چاقو قرار گرفته اما از مرگ جان سالم بدر برده است.

همزمان با انتقال پسر جوان به نام بهزاد به بیمارستان طالقانی مشهد، حسینی قاضی ویژه  قتل عمد دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، از ماجرا باخبر شده و به همراه اکیپی از کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی استان، پزشکی قانونی و عوامل بررسی صحنه جرم در صحنه جنایت حاضر شده و بدین ترتیب تحقیقات وسیعی برای حل معمای پیچیده این پرونده آغاز شد.

در تحقیقات اولیه مشخص شد قربانی به نام حبیب یکی از دندانپزشک‌های مشهد است و با اصابت دهها ضربه شئی نوک تیز و برنده شبیه چاقو که همگی به قسمت‌های بالای بدن وی اصابت کرده بود، به قتل رسیده است.

بهزاد (پسر 31 ساله دندانپزشک مقتول) که در بیمارستان بود، وقتی تحت بازجویی قرار گرفت، ادعا کرد یک زورگیر نقابدار پدرش و وی را داخل خودرو غافلگیر کرده و پدرش را با ضربات چاقو کشته و با سرقت کیف حاوی پول و مدارک او پا به فرار گذاشته اند.

این در حالی است که مقام قضایی  نسبت به اظهارات این پسر جوان با توجه به آثار و شواهد موجود در صحنه جنایت، به ادعاهای او مشکوک شده و با طرح چند سؤال تخصصی پی به دروغ پردازی‌های وی برد.

این مرد جوان که دید رازش فاش شده است، در اعترافات تلخی به قاضی ویژه قتل عمد و کارآگاهان گفت: از مدتها پیش با پدرم اختلاف مالی داشتم تا اینکه نقشه قتل او را طراحی کردم و شب جنایت وقتی با هم بودیم به بهانه زدن بنزین ابتدا وارد بلوار معلم شدم و در گوشه ای توقف کرده و با چاقویی که همراهم بود، به پدرم حمله کردم.

وی افزود: وقتی پدرم کشته شد، ضربه ای نیز به بازوی خودم زدم. بعد چاقو را داخل کیف دستی ام گذاشته و به بلوار الهیه رفتم و پس از انداختن کیف، با پلیس 110 تماس گرفته و ادعا کردم من و پدرم از سوی فرد زورگیر مورد حمله قرار گرفته و زخمی شده ایم.

درهمین حال باوجود این اعترافات متهم، از آنجایی که شواهد از دست داشتن فرد دیگری نیز در این جنایت حکایت داشت، قاضی سید جواد حسینی با صدور قرار بازداشت موقت برای بهزاد، او را در اختیار کارآگاهان قرار داد تا تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام دهند. در نتیجه این تحقیقات و بازجویی‌های علمی، کارآگاهان پس از جمع آوری اسناد و مدارک انکارناپذیر به سرنخ‌هایی رسیدند که هنگام خرید چاقو و تبر توسط متهم از فروشگاه، فرددیگری نیز در کنار وی حضور داشته است.

پیگیری این سرنخ کارآگاهان را به سوی جوانی به نام محمدامین  رساند که روابط نزدیکی با خانواده مقتول داشته و در محل زندگی خانواده مقتول سکونت دارد. بنابراین وی با صدور دستور قضایی و در حالی که در مجالس ترحیم مقتول هم شرکت می‌کرد، با شگرد خاصی در پارکینگ مجتمع مسکونی واقع در بولوار‌هاشمیه مشهد دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل شد. این جوان 29 ساله که ابتدا سعی می‌کرد همه ماجرا را انکار کند، وقتی در برابر شواهد مستند قرار گرفت، به ناچار لب به اعتراف گشود و گره کور این پرونده جنایی را گشود.

او گفت: بهزاد (پسر مقتول) از چند ماه قبل قصد کشتن پدرش را داشت و از من خواست به او کمک کنم. او حتی شیشه‌های خودرو شاسی بلندش را دودی کرد تا هنگام جنایت کسی داخل خودرو را نبیند. روز حادثه به من گفت: قرار است امشب پدرم را به منزل عمه ام ببرم تا بخیه‌های دندان او را بکشد. تو هم ساعت 21 به نزدیکی منزل عمه ام بیا! البته قبل از این حادثه او مرا به منطقه قاسم آباد برده و منزل عمه اش را نشانم داده بود. حدود 3 هفته قبل با هم به فروشگاهی در اطراف میدان 17 شهریور رفتیم و بهزاد چاقو و تبر خرید تا این که روز حادثه من در موعد مقرر و با خودروی پراید خودم به محل قرار رفتم و آن را در مقابل فضای سبز نزدیک منزل عمه بهزاد پارک کردم.

 

او درهای خودروی شاسی بلند را باز گذاشته بود، من هم طبق خواسته بهزاد، در صندوق عقب خودرو دراز کشیدم و منتظر ماندم تا این که حدود ساعت 23 بهزاد و پدرش سوار شدند. قرار بود من با اشاره بهزاد از مخفیگاهم بیرون بیایم. وقتی به بلوار معلم رسیدیم، با اشاره بهزاد از صندوق عقب به صندلی‌های عقب ماشین جابجا شدم و لحظاتی بعد با اشاره دست او به طور غافلگیرانه ضرباتی را با چاقو به پدرش زدم. در این هنگام بهزاد هم تبرزین را از صندلی عقب برداشت و با آن ضرباتی به نقاط مختلف بدن پدرش وارد کرد. همه جا خون آلود شده بود که من کیف دستی را برداشتم و از خودرو پیاده شدم. پیراهن خونینم را در زیر پلی واقع در بولوار اندیشه پنهان کردم و کیف را هم به منزل یکی از دوستانم در بولوار امامیه بردم.

وی در باره چگونگی آشنایی و ارتباط خود با بهزاد گفت که حدود هشت سال پیش از زاهدان به مشهد آمدم و چون بهزاد در یک فروشگاه پوشاک شریک دایی من بود و من برای او کار می‌کردم، با وی از همان زمان آشنا شدم.

وی افزود: بهزاد از ماهها پیش تصمیمش برای قتل پدر را با من در میان گذاشته بود و معتقد بود چون یک برادر بیشتر ندارد، بعد از مرگ پدرش ارثیه میلیاردی نصیبش می‌شود. او حتی مرا مأمور کرد تا مراقب رفت و آمدهای پدرش باشم و اگر فرصتی پیدا کردم، او را بکشم. در عوض او مرا به لحاظ مالی تأمین خواهد کرد.

محمدامین ادامه داد: من هم که دانشجو بودم و خانواده ام وضع مالی خوبی نداشتند، اغفال شدم و چندروزی به تعقیب مقتول از منزل تا محل کارش پرداختم و حتی روز قبل از جنایت طبق نقشه از پیش طراحی شده قرار بود در محدوده بلوار اقدسیه تصادف ساختگی ایجاد کنم و وقتی دندانپزشک از خودرو خود پیاده شد، او را با چاقو بکشم، با آنکه فرصت مناسبی پیدا کردم، اما به خاطر ترس و استرس فراوانی که داشتم، نتوانستم او را بکشم.

به گفته قاضی سید جواد حسینی با اعترافات تکاندهنده این متهم گروهی از کارآگاهان  را به نشانی های اعلام شده فرستاد و ماموران موفق شدند به کیف حاوی 500 هزار تومان وجه نقد و مدارک به همراه پیراهن خون آلود متهم را کشف کردند.با صدور دستور بازداشت موقت، این متهم را در اختیار کارآگاهان قرار داد تا تحقیقات بیشتری در این باره صورت گیرد.