افشای راز قتل دختر جوان با گذشت 4 سال

اعتراف به قتل داروساز قلابی

مرد جوانی که بامعرفی خودش به عنوان دکتر داروساز اقدام به اغفال دختران جوان می کرد، سال 91 دختر بیگناهی را به قتل رسانده و با قرار دادن جسد دختر جوان داخل خودروی سواری اش از تهران فرار کرده بود .

  1. ۴ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
اعتراف به قتل داروساز قلابی
نوآوران -

آزاده خانی: متهم مهرماه سال گذشته در مخفیگاهش شناسایی شد و 8 ماه بعد از دستگیری سرانجام به قتل اعتراف کرد .

پرونده قتل دختر 31 ساله ای که به طرز وحشتناکی کشته و در داخل خودروی سواری اش جا سازی شده بود آبان ماه سال 91 روی میز بازپرس کشیک قتل پایتخت قرار گرفت . ساکنین خیابان ابراهیمی در غرب تهران، پس از اینکه 5 روز از توقف خودروی 206 عجیب در محله‌شان می گذرد، مجاب می‌شوند که ماجرا را با پلیس در میان بگذارند تا شامگاه روز جمعه راز جنایتی برملا شود که در سطل زباله داخل خودروی پارک شده مخفی شده بود.

بدین ترتیب با رسیدن ماموران به محدوده خیابان فردوس، معلوم می‌شود که ماجرا فراتر از آن چیزی است که پیشتر همسایگان تصور می‌کردند چراکه سرقتی بودن یا نبودن خودرو فرضیه‌ای است که تحت الشعاع جسد کشف شده در آن قرار خواهد گرفت.

یکی از ساکنین محله گفت : پنج روزی است که این خودرو 206 در کنار خیابان پارک شده بود و سطل زباله زرد رنگ داخل آن عجیب به نظر می رسید تا اینکه توقف طولانی مدت آن سبب شد که ماجرا را به پلیس اطلاع دهند.

با حضور قاضی کشیک در محل جرم، پلیس درسطل  زباله را باز کرد تا بوی تعفن جنازه دریده شده فضا را پر کند. جسد مقتول که ظاهرا زنی 31 ساله بوده در شرایطی یافت می شود که دستانش بسته شده بوده و پس از تکه تکه شدن در پلاستیک مشکی رنگ زباله بسته بندی شده و در سطل زباله ای قرار گرفته که در خودرو بوده و توجه عابران را به خود جلب می کرده است.

دخترم گمشده است

هفدهم آبان ماه  که زنی به دلیل مفقودی دخترش به کلانتری باغ فیض مراجعه کرد  و گفت  دخترم امروز عصر بیرون رفته و دیگر بازنگشته است. حالا نیز هرچه با او تماس می گیرم به من جواب نمی دهد. فکر می کنم بلایی سرش آمده باشد. چرا که یک ساعت بعد از رفتن او مردی را دم در دیدم که به من گفت دخترت در خانه دوستش است و گفته نگرانش نباشی. مرا هم به اینجا فرستاد که برایش اسناد و مدارک ماشین را ببرم. از این مرد غریبه ترسیدم و سریع در را برویش بستم و او را از خانه بیرون انداختم. اکنون نیز هرچه زنگ می زنم دخترم جواب نمی دهد.

راز قتل در سینه نسخه پیچ داروخانه

در این حین ماموران به رابطه او با فردی نسخه پیچ پی بردند که خود را به دیگران با مدرک پزشک معرفی می کرد.

پس از کشف این موضوع پیگیری ها برای دستگیری این مرد شروع شد بررسی های پلیسی نشان می داد نازنین با همان دکتر قلابی رابطه صمیمی داشته است  بعد از آخرین دیدار با او دیگر به خانه برنگشته است . تحقیقات پلیسی  برای شناسایی مرد نسخه پیچدر حالی ادامه داشت که از او هیچ سرنخی در دست نبود . 3سال از زمان کشف جسد نازنین می گذشت  تا اینکه سرانجام کاراگاهان رد متهم فراری را در یکی از استان های جنوبی زدند و فرشید را دستگیر و به تهران منتقل کردند . متهم دستگیر شده ابتدا منکر قتل بود اما سرانجام با گذشت 8 ماه از زمان دستگیری لب به اعترف گشود و به قتل دختر 31 ساله با ضربات متعدد چاقو اعتراف کرد . 

چند سال داری؟

32 سال.

چطور شد به فکر قتل و جعل عنوان و کلاهبرداری افتادی؟

من هیچکدام از این کارها را نکرده ام. تنها برای اینکه بتوانم اعتماد دختران جوان را جلب کنم با عنوان پزشک و مهر پزشکی که قبلا کنار او در داروخانه کار می کردم خودم را دکتر داروساز معرفی می کردم. بعد هم با دختر خانم هایی که وضعیت مالی خوبی داشتند دوست میشدم و بعد ترهم از هم جدا می شدیم لبدون اینکه کار به شکایت و دعوا و پلیس و دادسرا کشیده شود .

انگیزه ات از قتل چه بوده؟

هیچ. من با نازنین، مقتول حدود یک ماهی بود که رابطه داشتم. قصد بدی هم نداشتم و فقط با هم دوست بودیم.  روز حادثه با هم بحثمان شد . نازنین خیلی اخلاقش تند بود سر هر اتفاقی که به وجود می آمد دعوا راه مکی انداخت من هم از کوره در رغفتم و با چاقو کشتمش .

روز حادثه چه اتفاقی افتاد ؟

آن روز مشروب زیادی خورده بودم. کلا رابطه مان خیلی با هم خوب بود. به من گفت باید 300 هزار تومان قرضی به من بدهی چون پول لازم هستم. یادم نبود چه قدر نقد در خانه دارم و به او گفتم بیاید پول را بگیرد. آمد و نشستیم با هم اولش مشروب خوردیم. اصلا آن روز را یادم نمی ید فقط می دانم که در حال و هوای مستی بودم و هر اتفاقی هم که افتاده در حال و هوای مستی رخ داده است . نازنین آمده بود که پول بگیرد . من دست در کیفم کردم و دیدم 150 هزار تومان بیشتر ندارم. خیلی عصبانی شد. به من گفت که چرا سر کارم گذاشتی. گفتم به خدا یادم نبود 150 هزار تومان بیشتر ندارم. به آشپزخانه رفت و یک چاقو برداشت. آنجا خانه مجردی من بود و چاقو زیاد داشتم. سپس گفت رگم را می زنم از زندگی خسته شده ام. به نزدیکش که رفتم چاقو را به دستم کشید و دستم زخمی شد. سریعا چاقو را از او گرفتم. جیغ و دادش بالا رفت. خیلی ترسیده بودم که همسایه ها بفهمند و درباره من فکر بدی بکنند و یکدفعه چاقو را در شکمش فرو کردم.

بعد با جسد چکار کردی؟

در یک سطل آشغال قدی پلاستیکی سیاه رنگ انداختم و پس از آن جسد را داخلش انداختم و پلاستیک را گره زدم تا بوی گندش به زودی بیرون نزند. سطل آشغال را نیز به پشت ماشین منتقل کردم و در گوشه ای رهایشان ساختم.

بعد با چه انگیزه ای به سراغ مادر مقتول رفتی تا مدارک ماشین را از او بگیری؟

می خواستم ماشین را به بیرون از شهر منتقل کنم و در جایی به دره پرتاب کنم که نشد. امکانش نبود بدون کارت ماشین از شهر خارج بشوم.

خانواده ات در جریان پرونده ات و کاری که انجام داده ای هستند ؟

نمی دانم اما اگر پدرم بفهمد خودش را خواهد کشت. او فردی بسیار مذهبی است .البته توبه کرده بودم. قبول دارم یک زمانی دست به کارهایی زدم که هر کسی به سمتشان نمی رفت. دخترهای زیادی را گول زدم و اعتمادشان را جلب کردم. با این حال باور کنید توبه کرده بودم. مرا خانه مجردی ام بدبخت کرد. در آن موقع که در تهران زندگی می کردم یک خانه اجاره کردم همانی که در باغ فیض بود و نازنین به آنجا آمد. در آن خانه لعنتی همه کار کردم جز مواد کشیدن. ماهواره هم در همین خانه مجردی نصب کردم و با دیدن فیلم حریم سلطان جوگیر شدم. فکر می کردم که می توانم دل هر دختری را به دست بیاورم . الان هم خودم به ته خط رسیده ام .