اعتراف متهم به قتل

پدر در آتش کینه پسر سوخت

: آتش اختلافات خانوادگی این بار دامن پدر را گرفت و او را به کام مرگ فرستاد. اولین روز مردادماه سال جاری وقوع یک فقره آتش‌سوزی در منطقه یافت آباد - خیابان زندیه به کلانتری یافت آباد اعلام شد. بعد از آن کارآگاهان در محل حادثه حضور یافته و به بررسی صحنه آتش سوزی پرداختند.

  1. ۲ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
قتل
نوآوران -

در بررسی‌های اولیه مشخص شد که جوانی به نام فرامرز به دلیل اختلافات خانوادگی اقدام به ریختن بنزین روی یک دستگاه پژو 206 و آتش زدن آن کرده است. در تحقیقات اولیه به نظر می‌رسید پدر متهم به نام محمود برای جلوگیری از این اقدام او با پسرش رو به رو شده و قصد منصرف کردن او از این کار را داشته که او هم دچار سوختگی شدید شده بود. با وجود انتقال مصدوم حادثه آتش سوزی به بیمارستان و انجام اقدامات درمانی بر روی او، محمود به علت شدت سوختگی فوت کرد.

تشکیل پرونده و آغاز تحقیقات

بعد از آن در دادسرای ناحیه 27 تهران پرونده‌ای برای رسیدگی با موضوع «قتل عمد» تشکیل شد و در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.

در گام اول تحقیقات،‌ کارآگاهان با حضور در محل جنایت به تحقیق از خانواده مقتول و متهم پرداختند. در همان مراحل اولیه ی تحقیقات مشخص شد که فرامرز (متهم پرونده) از حدود دو ماه پیش از وقوع حادثه با خانواده اش به ویژه پدر خود اختلاف پیدا کرده و همین موضوع باعث شده تا پدر فرامرز (مقتول پرونده) پس از گذشت مدتی اقدام به گرفتن خودرو ۲۰۶ شخصی اش از او کند.

دستگیری متهم

با آغاز تحقیقات برای دستگیری متهم، کارآگاهان با انجام اقدامات پلیسی اطلاع پیدا کردند که متهم پس از متواری شدن از محل جنایت به تازگی و به صورت مخفیانه مجددا به محل کارش در یک کارگاه خیاطی مراجعه کرده است.

با شناسایی دقیق مخفیگاه متهم در کارگاه خیاطی واقع در منطقه یافت آباد، این محل تحت مراقبت نامحسوس پلیسی قرار گرفت و سرانجام،‌ کارآگاهان با اطمینان از حضور متهم در مخفیگاهش او را دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل کردند.

اعترافات متهم

فرامرز پس از انتقال به اداره پلیس آگاهی به ایجاد حریق عمدی و آتش زدن خودرو ۲۰۶ منجر به مرگ پدرش اعتراف کرد.

متهم درباره علت اختلاف خود با پدرش به کارآگاهان می‌گوید: از چندماه پیش با دختری آشنا و پس از مدت کوتاهی به او علاقه مند شدم. موضوع را با اعضای خانواده در میان گذاشتم اما پدرم با این موضوع به شدت مخالفت کرد و همین موضوع سرآغاز اختلاف من با او شد.

فرامرز بعد از این‌که اختلافش با پدرش شدید می‌شود شب‌ها در کارگاه خیاطی می‌ماند. اما بعد از مدتی برای پس گرفتن ماشینش به خانه بازمی‌گردد که پدرش از دادن آن سرباز می‌زند و این در حالی بوده که فرامرز خودرو را پول خود خریداری کرده بود. همین موضوع باعث شدت گرفتن اختلاف او با پدرش شده و او را وادار به قتل پدر خود می‌کند.

متهم درباره شب حادثه می‌گوید: شب حادثه طی یک تماس تلفنی اعلام کردم که ماشین را به آتش خواهم کشید. ساعت ۳ بامداد اولین روز از مرداد، پس از تهیه چند لیتر بنزین به در منزل پدرم که ماشین پژو ۲۰۶ من نیز مقابل آن پارک بود، رفتم؛ با عصبانیت زیاد اقدام به ریختن بنزین روی ماشین خود کرده بودم که پدرم با شنیدن صدای فریادهای من، از خانه بیرون آمد؛ پدرم قصد داشت تا بطری بنزین را از من بگیرد که مابقی بنزینِ داخل بطری را به روی صورت و بدنش پاشیدم. یک فندک همراه خود داشتم؛ آن‌ را روشن کرده و به سمت ماشین پرتاب کردم؛ ناگهان ماشین شلعه ور شد؛ پدرم نزدیکی ماشین ایستاده بود که باعث شد او نیز آتش بگیرد. بسیار ترسیده بودم و به سرعت از محل متواری شدم؛ پس از چند روز متوجه شدم که پدرم در بیمارستان فوت کرده است.