بررسی افزایش خشونت در ایران

امکان درگیری هر ایرانی 25 برابر هر هندی

کافیست پشت چراغ قرمز حواستان پرت شود و تنها چند ثانیه دیرتر از سبز شدن چراغ حرکت کنید. در این شرایط لازم است چشم هاستان را ببندید،‌سعی کنید هیچ چیز نشنوید و به سرعت از محل دور شوید.اگر نگاهی به اطراف خودمان بیندازیم خواهیم دید که هرچه زمان می گذرد مصداق های خشونت با ظاهر متفاوت اما مخرب تر به جان جامعه ایران افتاده اند. نزاع های خیابانی معمولا بر سر موضوعات بی اهمیتی چون جای پارک ماشین،‌تنه زدن و حتی یک نگاه طولانی رخ می دهند اما به بهای ارزشمندی چون جان انسان خاتمه می یابند. آخرین نمونه ابراز افراطی خشونت در ایران کشته شدن 3 محیط بان ایرانی به دست شکارچی ها تنها در دو روز بود. نکته قابل توجه این است که طبق آمار رسمی با گذشت زمان جامعه ما به سرعت به سمت خشونت رفته است. در ادامه سعی کردیم این موضوع را با دکتر محمدرضا سرگلزایی روان پزشک و روانکاو ریشه یابی کردیم.

  1. ۵ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
امکان درگیری هر ایرانی 25 برابر هر هندی
نوآوران -

فضای عمومی جامعه در حال حاضر تا چه اندازه خشن است؟

آماری که در رسانه های رسمی در این خصوص منتشر شده است نشان می دهد که ما وضعیت خوبی نداریم. برای مثال قوه قضاییه آماری مبنی بر این اعلام کرده است که تعداد پرونده های قضایی ایران در سال دو برابر پرونده های قضایی در هند است. در حالی که جمعیت کشور هند تقریبا دوازده برابر جمعیت ایران است. این به این معنی است که هر ایرانی تقریبا 25 برابر هر هندی ممکن است که درگیری شدیدی با همشهری خود داشته باشد که به دخالت قوه قضاییه منجر شود.

هم چنین آمار دیگری که در این خصوص می توان به آن اشاره کرد سخنان نایب رئیس کمیسیون قضایی وحقوقی مجلس با انتقاد ازحجم بسیار پرونده‌های قضایی درکشوراست: درکشورما ۲ برابراستانداردجهانی پرونده دردستگاه قضایی است که هر قاضی ماهانه به ۱۰۰ تا ۱۲۰ پرونده رسیدگی می‌کند. (خانه ملت)

این اعداد و ارقام نشان می دهند تصور ما از خودمان که  سبک زندگی ایده آلی داریم که باید سرمشق ملّت های دیگر قرار گیرد اشتباه است و ما  در مقایسه با دیگران از وضعیت خوبی برخوردار نیستیم.

حالا باید ریشه این مساله را بررسی کنیم. ما معمولا رفتار انسانی را از سه وجه بررسی می کنیم؛ زیستی، روانی و اجتماعی. به هر حال بخشی از رفتار انسان زیستی است و اساسی ترین محور رفتارهای زیستی ما هم ناقلین عصبی و هورمون هایی هستند که بر مبنای الگوی ژن های ما ساخته می شوند. بنابراین ممکن است فردی یا قومی از لحاظ زیستی و بیولوژیک خشن تر باشند. نوروترنسمیتر  (ناقل عصبی) ترس وخشم نوراپی نفرین یا نورآدرنالین نام دارد ومرکزترشّح آن در «ساقه مغز» لوکوس سرلئوس یا مرکز «ستیز-گریز» یا Reptile Brainنامیده می شود. که این ممکن است در فردی به صورت ژنتیکی یا به دلیل بیماری بیشتر باشد. اما به نظر نمی رسد مسئله خشونت در ما یک مسئله ژنتیکی باشد به خاطر اینکه آمار نشان می دهد در 30 سال گذشته جمعیت ما دو برابر شده است در حالی که جمعیت زندانی های ما 10 برابر شده است! تغییرات ژنتیکی هیچ وقت در 30 سال رخ نمی دهند. پس باید به دنبال عوامل دیگری باشیم. و به نظر می رسد سازوکار های اجتماعی و فرهنگی منجر به این شده است که خشونت در ما افزایش پیدا کند و باید به دنبال ریشه های فرهنگی و اجتماعی باشیم که هم می توانند مستقیم باشد و هم به صورت غیر مستقیم رخ دهند. تاثیرات مستقیم مثل همانند سازی فرد با رسانه است. اگر رسانه ها مدل های خشونت را به مردم نشان دهند مثلا اگر قهرمان فیلم هاهمیشه مسائل را با تفنگ یا خنجر حل کنند به تدریج  این تبدیل به یک «سرمشق» Role Model می شود و ما هم زمانی که تصادف رانندگی می کنیم با قفل فرمان از ماشین پیاده می شویم. ولی گاهی اوقات این فرهنگ سازی به صورت غیر مستقیم در رسانه انجام می گیرد. در واقع رسانه فضایی را برای ما ایجاد می کند که اقتضای آن جنگیدن و خشونت است. مخاطبی که رسانه فراگیر  را باور می کند که همیشه به نوعی در حال نواختن شیپور جنگ است  تاثیر خوبی از این رسانه نمی گیرد و امکان این که حل مساله این فرد در موقعیت استرس به صورت خشونت باشد خیلی بیشتر می شود. اضطراب هم یکی از دلایل مهم و اساسی برای قرار گرفتن در موقعیت خشونت آمیز است. بی ثباتی اقتصادی منجر به وضعیت ترس و وحشت در مردم می شود و در وضعیت وحشت احتمال خشونت بیشتر می شود. چون یک مرکز واحد در مغز ما مسئول ترس و خشم است.

چه راهکار هایی برای دور کردن یک جامعه از خشونت پیشنهاد می کنید؟

با وجود همه دلایل اجتماعی هیچ گاه نمی توان مسوولیت را از شانه فرد برداشت. و نمی توان گفت کسی که که رفتار خشونت آمیز داشته تقصیری ندارد و از حیث حقوقی و  روان شناسی اعلام کنیم که این آدم هیچ مسوولیتی ندارد. هرچقدر یک آدم از حیث روان شناختی قوی تر باشد احتمال اینکه فضای عمومی جامعه او را وادار به خشونت کند کمتر می شود. پس قسمت هایی از مغز که می توانند ترس و خشم را کنترل کنند باید قوی شوند. مغزعالی ما که قرار است این مرکز خشونت را کنترل نماید کورتکس پره فرونتال Pre-frontal نام دارد. این کورتکس با روش هایی فعال می شود که یکی از آن ها تمرینات ریاضی است. همین طور تمرینات تفکر انتزاعی است. یعنی افرادی که با معادلات ریاضی یا تجزیه تحلیل ها و استدلال های فلسفی سروکار دارند به علت فعال شدن این قسمت از مغز احتمال ارتکاب خشونت در آن ها کمتر می شود. همین طور بازی های استرتژیک مثل شطرنج هم این قسمت را تقویت می کند. تمرین مهم دیگر هم مدیتیشن یا همان مراقبه است. همچنین موسیقی کلاسیک هم همین تاثیر را در مغز انسان دارند. و متاسفانه این ها در فرهنگ ایرانی خیلی رایج نیستند. فرد علاوه بر انجام این ها می تواند چیزهایی که باعث تحریک خشم در مغزش می شود را حذف کند مثل فیلم های اکشن، بازی های کامپیوتری که در آن سرعت مهم است ( مثل subway surf) وقسمت خشونت مغز را فعال می کنند. هم چنین افراد باید مواد غذایی که باعث خشونت می شوند را کمتر مصرف کنند، مثلا کافئین زیاد که در نوشابه های انرژی زا وجود داردهمچنین داروهای استروئیدی (هورمونی) که متاسفانه هم کافئین دوز بالا و هم استروئیدها  مورد استفاده بدنساز ها قرار گرفته اند و متاسفانه با مد شدن بدنسازی بین جوان ها مصرف این دارو هم افزایش یافته است. این ها راهکار های فردی است. اما این مقرون به صرفه نیست که به همه آدم های یک جامعه که دچار خشونت عمومی شده است نسخه بدهیم و تک تک آن ها را در مطب روان پزشکی درمان کنیم. در این شرایط بیشتر باید به راهکارهای فرهنگی و رسانه ای توجه کنیم. باید گفتمان رسانه ای را کمی تلطیف کنیم. و متاسفانه گفتمان رسانه فراگیردر حال حاضر به مردم ضربه می زند و باعث می شود خشونت بیشتری از خود نشان دهند.

یکی از عرصه های رفتار اجتماعی در حال حاضر شبکه های اجتماعی است؛ به نظر شما دلیل اینکه در این فضا خشونت بیشتری از افراد می بینیم چیست؟

ببینید درذهن ما اتاق های جداگانه ای وجود ندارند که ربطی به هم نداشته باشند. ذهن ما یک مجموعه به هم پیوسته است. وقتی فضای عمومی جامعه خشونت را در ذهن ما تحریک می کند زمانی که در اینستاگرام گفتمان عاشقانه هم داریم ذهن ما همچنان یک ذهن جنگجو است. این آدم ها در هر حالتی واکنش خشونت آمیز از خود نشان می دهند. در نتیجه تنها به این دلیل ظهور خشونت در فضای مجازی بیشتر است که هزینه ی ابراز خشونت در این فضا کمتر از فضای فیزیکی است. برای مثال در فضای واقعی اگر به کسی آسیب فیزیکی برسانید بلافاصله از طرف آن فرد واکنش می بینید یا از شما شکایت می کند. اما حمله شما در فضای مجازی معمولا هزینه ای برایتان به دنبال نخواهد داشتچرا که اغلب هویت ها کاذب هستند و کمتر هم پیش می آید که فرد از شما شکایت کرده و برایتان به خاطر خشونت در فضای مجازی پرونده بسازد.در نتیجه در فضای مجازی پدیده ی جداگانه ای برای تحلیل وجود ندارد. بلکه فقط فضایی است که کاربرانبه واسطه هویت مجازی خود با هزینه کمتری ابراز خشونت می کنند. ریشه خشونت در فضای مجازی در دنیای واقعی قرار دارد. زمانی که در جامعه افراد برای خشونت تحریک می شوند تعداد کمی از آن ها خشم خود را در فضای حقیقی جامعه تخلیه می کنند و اکثر آن ها در فضای مجازی با هویت مجازی ابراز خشونت می کنند. و این فضا فقط زمینه ای برای تخلیه و سرریز شدن خشونت های رسانه ای و عمومی جامعه است.