دکتر فیاض؛ نتیجه افشای فیش های حقوقی را بررسی می کند

شعله ور شدن آسیب های اجتماعی

فائزه مومنی- ماجرا از یک افشاگری تلگرامی با انتشار تصویر حقوق شصت میلیونی رئیس بیمه مرکزی و دیگر مدیران آن در شبکه های مجازی شروع و کمی بعد به بمب خبری تبدیل شد واعتراض گسترده مردم و برخی از مسئولان را در پی داشت. با وجود اینکه دوماه ازماجرای فیش‌های حقوقی میگذرد اما هنوزیکی از اصلی‌ترین سوژه‌های رسانه ها و افکار عمومی است.هنوز بحث بر سر این است که چرا یک مدیر دولتی بیش از ۷ برابر پایه حقوق یک کارمند عادی حقوق دریافت می‌کند و همزمان پای دیگر مدیران دولتی در حوزه بانک، نفت و صندوق توسعه ملی به ماجرا باز شد.

  1. ۵ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
شعله ور شدن آسیب های اجتماعی
نوآوران -

بعد از این بود که دولت با چالشی جدید و سونامی فیش های نجومی مواجه شد و پس‌ از فشارهای رسانه ای و نگرانی‌ افکار عمومی نسبت به فیش های چند ده میلیونی مدیران دولتی، مطالبات اجتماعی برای پیگیری، برخورد و اقدام قاطع دولت با این موضوع شکل گرفت .این در حالی است که جامعه‌شناسان و کارشناسان آسیب‌های اجتماعی نگرانی خود را درباره تاثیر افشای فیش‌های حقوقی بر سلامت روانی مردم جامعه و اقشاری که با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند ابراز کردند و خواستاربررسی  این تاثیر برای جلوگیری از وقوع بحران‌های اجتماعی در جامعه ایران هستند.در این باره با دکترابراهیم فیاض جامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه به تهران به گفتگو نشستیم.

پیامدهای اجتماعی افشاگری های اقتصادی مشابه اختلاس هایی که در سالیان گذشته صورت گرفته و حالا فیش های حقوقی مسئولان از نظر شما چیست؟

_از بحث تخلف قانونی صورت گرفته و سوءاستفاده‌های حقوقی که بگذریم افشای میزان دریافتی برخی مدیران تبعات و آسیب‌های اجتماعی بسیاری به همراه خواهد داشت که در برخی موارد قابل جبران نبوده و اثرات آن به مراتب از تخلفات صورت گرفته بیشتر است. این موضوع نه تنها تبعات فردی و اثراتی مانند سرخوردگی، یاس و دلسردی را برای کارمندان و افرادی که زیر خط فقر حقوق دریافت می‌کنند به دنبال دارد بلکه شعله آسیب‌های آن دامن زندگی خانوادگی این افراد را هم خواهد گرفت.
سیاست یک بام و دو هوای دولت درباره پرداختی کارمندان خواسته یا ناخواسته به زندگی خانوادگی فرد منتقل خواهد شد و شأن افراد را در نگاه افراد خانواده تحت تاثیر قرار می‌دهد و حس آزاردهنده تبعیض می‌تواند زندگی خانوادگی این افراد را به مخاطره بیندازدمهم‌ترین سرمایه هر کشور نیروی انسانی است، زمانی که در سیستم پرداخت‌های دولت چنین تبعیض هولناکی نمایان می‌شود چگونه می‌توان از ارزش کار و تلاش و فرهنگ کار سخن به میان آورد؟ و شاید رسیدگی به این تخلف از بار روانی منفی که بر جامعه گذاشته است تا حدودی بکاهد.اما باید در نظر داشت که اگر حقوق کافی به مدیران بلند مرتبه داده نشود،دچار فساد اخلاقی در درون خود سازمان می‌شوند وآنگاه به طور مستقیم به اموال مردم دستبرد می‌زنند.
فکر میکنین که ریشه این تخلفات را باید کجا جستجو کرد؟

_بنظر من یکی از دلایل این فساد تک بعدی بودن اقتصاد جامعه ما و متکی بودنش به درآمد نفت است که این مسئله باعث می‌شود جامعه تبدیل به یک جامعه مصرفی شود و تولید معنی نداشته باشد.در این حال دیگر نمی‌توان نام اقتصاد را برآن گذاشت زیرا مبنای اقتصاد اخلاقی بودن و مخالفت با مصرف گرایی است.این درحالی است که اگر درآمد نفت بجای استفاده در مصارف عمومی جامعه صرف تولید و زیر ساخت سازی می‌شد دولت،حکومت و در نهایت جامعه به همین راحتی سرمایه و پول بدست آمده از فروش نفت را به دستمزد‌ها اختصاص نمی‌داد.
یکی از پیامدهای این فیش های حقوقی نجومی افزایش فاصله طبقاتی است و در جامعه اینگونه تلقی می شود که حقوق آن ها توسط اقلیتی چپاول می شود،آیا این فرایند منجر به افزایش آسیب های اجتماعی و کاهش مشارکت اجتماعی نمی شود؟

_ دارندگان اینگونه فیش‌ها به فرهنگ کشور لطمه زده‌اند، چرا که این افراد فساد را به طور سیستماتیک به نظام بروکراسی کشور وارد کرده‌اند. این اتفاق باعث می‌شود که فرصت طلبان توجیه مناسب برای تخلفات خود پیدا کنند و در نتیجه فساد در جامعه افزایش پیدا می‌کند و حتی این فساد ممکن است در نظام‌های کوچک کاری نیز نفوذ کرده و در نتیجه بهره‌وری اقتصادی کاهش پیدا کند. جالب اینجاست که حس تبعیض شکل گرفته در ماجرای فیش‌های حقوقی می‌تواند سرمنشأ بسیاری رفتارها و ناهنجاری‌های دیگر باشد. زمانی که فرد احساس کرد نادیده گرفته می‌شود یا خواسته‌هایش لگدمال می‌شود اما دیگری از همه مواهب برخوردار است، زنگ خطر عقده‌گشایی‌ها به صدا درمی‌آید و عواقب خطرناک آن خیلی زود خودنمایی می‌کند.اقدامات این اخلالگران به همبستگی اجتماعی آسیب وارد کرده زیرا مردم به مدیران دولتی که شعار تحول اقتصادی قشر ضعیف جامعه را می‌دهند اما خود حقوق‌های ملیونی دریافت می‌کنند اعتماد نمی‌کنند و جبران این موضوع تنها با برخورد جدی و انقلابی میسر است
بخش عمده این افشاگری ها ریشه در اختلافات و رقابت های سیاسی، انتخاباتی و رسانه ای دارد،بنظر شما رسانه ها باید چه رویکردی را دنبال کنند که بیانگر نقش واقعی و رسالت آن ها باشد؟

_یکی از را‌ه‌حل‌های این مشکل تعمیم آن به اجتماع و حل آن با توجه به مبناها و معیار‌های جامعه شناسی است.بنظر من نباید مسئله پیش‌آمده را با سیاست حل کنیم بلکه باید ریشه مشکل را در زمینه‌های اجتماعی جستجو کرد.اینکه هر موضوعی پیش می‌آید،بجای حل آن در حوزه خود آن را سیاسی می‌کنیم و در نتیجه تبدیل به یک بحران می‌شود کار اشتباهی است و بنظر من یک رسالت رسانه این است که موضوع‌ها و بحران‌های بوجود آمده را به سمتی هدایت کند که در زمینه و حوزه‌ی خاص خود بررسی و در نتیجه حل شود.
 یکی از پیامدهای این ماجرا کاهش اعتماد عمومی به مسئولان است، برای اینکه اعتماد مردم به نهادها و سازمانهای دولتی برگرده چه باید کرد؟

_ بنظر من رسیدگی حقوقی و برخورد با فرصت‌طلبان تنها راهکار جبران خسارات ناشی از این پرداخت‌های تبعیض‌آمیز مورد است و افراد جامعه که تا به حال صبورانه مشکلات را تحمل کرده‌اند توقعی جز برخورد با متخلفان ندارند و منتظر اقدام در این باره هستند.  آنها توقع دارند همانطور که قانون برای شهروندان عادی لازم‌الاجراست برای مدیران دولتی متخلف هم لازم‌الاجرا باشد.وشاید با برقراری عدالت حس اعتماد بار دیگر به مسئولان بازگردد.
آیا به اصل شفاف سازی در ارتباط با زمینه ها و تخلفات اقتصادی در ارتباط با کل جامعه اعتقاد دارید و بنظرتون این اصل تا چه اندازه باعث مشارکت مردم و یا شاید انزجار آن ها از دستگاه های دولتی می شود؟ 

_اینکه گفتم اگر سیاست را در اجتماع حل کنیم خود دلیلی بر اعتقاد به اصل شفاف سازی است،سیاست به معنی پنهان کاری است،با پنهان کردن مسئله‌ای عمومی به تشدید بحران کمک کرده ایم و اگر ناگهان عمومی شود افکار عمومی به این پنهان کاری دهن کجی می‌کنند و علاوه بر از بین رفتن حس اعتماد به درست کاری حکومت باعث می‌شود به مرور زمان مشکل به عمق جامعه و ساختار حکومت نفوذ کرده و حل آن مدتها طول بکشد.برای مثال اگر آموزش‌های لازم در خصوص اعتیاد به جامعه داده شود و جامعه در این مورد هشیار باشد به مراتب از میزان اعتیاد به جامعه کاسته می‌شود اما با پنهان کاری به گسترش آن دامن زده‌ایم.پس اصل بر شفاف سازی است با هدف افزلیش آگاهی و هشیاری جامعه.
برخی رسانه ها ی منتقد دولت به دنبال این هستند که در ماجرای فیش های حقوقی فقط دولت  را مقصر جلوه بدهند و سایر قوا و نهادها در این ماجرا تقصیری ندارند ، این نوع برخورد رسانه ای چه تأثیری بر أفکار عمومی دارد؟

_با توجه به ریشه این فسادها که بنظر من تک بعدی بودن اقتصاد و در نتیجه مصرف‌گرایی است نمی‌توان مسبب این اتفاق را فقط دولت دانست بلکه تمام جامعه و قوا عامل به وجود آمدن چنین فسادی در اقتصاد ایران هستند و برای حل آن بهتر است که به جای مقصر دانستن دولت و یا هر قوای دیگری به حل آن در جامعه اهتمام ورزند.

بنظر شما آیا به این شکل افشاگری آیا کاردرستی است؟باعث نمیشود که به جای نظر کارشناسی استفاده تبلیغاتی و سیاسی از این موضوع شود؟

_چون که این مسئله یک مسئله اجتماعی و عمومی است طرح آن در جامعه اشکالی ندارد اما اینکه گروه ها از این موضوع بجای دادن راه‌حل مناسب در جهت منافع سیاسی و حزبی خود استفاده می‌کنند به نظر من نشان از فساد اخلاقی و سیاست غیر اخلاقی در جامعه است.

نوشتارهای مرتبط

تازه های آسیب های اجتماعی