آن ها به انسانیت شلیک می کنند

تجارت تلخ جنین مادران اجاره ای

در بلبشوی اقتصادی کشور و اجتماعی کشور و در میان آگهی های عجیب و ناراحت کننده فروش کلیه و غیره که در گوشه و کنار خیابان، بیمارستان ها و درمانگاه ها دیده می‌شود در سال‌های اخیر آگهی جدید و عجیب تری به چشم می خورد که آن هم فروش جنین در رحم است. به زبان صریح تر فروش انسان در بازار به‌عنوان کالا. در دنیایی که هرچیزی را از علم و دانش و آگاهی تا نیروی کار را به کالا تبدیل کرده و برای فروش عرضه می کند این روزها دیگر انسان است که خود تبدیل به کالایی قابل عرضه شده است. فروش جنین به‌عنوان یکی از نتایج فقیرتر شدن هرچه بیشتر بخش عظیم فرودست جامعه در پرتو نظام بازار که هر چیزی را به کالای قابل فروش تبدیل کرده این روزها در شبکه های دلالی گسترش یافته است. حتی اگر عامدانه از عللی که روز به روز موجب فقیرتر شدن طبقه فرودست جامعه می شود بگذریم و از پرداختن به ریشه های چنین عملی که چگونه یک انسان مجبور می شود برای ادامه حیات فرزند خود را بفروشد حذر کنیم باز هم نمی شود نسبت به آسیب‌های اجتماعی چنین اتفاقی گذشت.

  1. ۱ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
جنین
نوآوران -

طبیعی است در حالی که حدود پنج میلیون از جمعیت زوج‌های کشور نابارور هستند، تقاضا برای داشتن فرزند و استفاده از روش‌های جایگزین بالا باشد. به‌طور کلی چهار نوع اهدا در کشور انجام می‌شود که شامل اهدای تخمک، اهدای رحم جایگزین، اهدای اسپرم و اهدای جنین است. نکته ای که در این میان وجود دارد مفهوم و معنای «اهدا» است که تفاوت آن با «فروش»جنین و چیزی که این روزها در آگهی ها می بینیم، محسوس است. طبقه اقتصادی و وضعیت مالی و نیت کسی که تخمک، جنین و یا رحم خود را برای اینکه کسی را صاحب فرزند کند بسیار با کسی که از روی فقر مالی و احتیاج و بدون شک اجبار اقدام به فروش تخمک یا جنین می کند، تفاوت دارد.

ثریا عزیزپناه، فعال اجتماعی در این خصوص به نوآوران می‌گوید :« چیزی که قدر مسلم است این است که خرید و فروش جنین ربط زیادی به مساله ناباروری و میزان آن در جامعه دارد. درصد قابل توجهی از زنان و مردان جامعه ما با مشکل ناباروری روبرو هستند و این شیوه راه حلی است که جامعه برای حل مشکل به آن متوسل شده. به‌هرحال باید بپذیریم در این عرصه باروری در جامعه نقصی وجود دارد و باید برای رفع این نقص ابزارها و شیوه‌های مناسب آن تعریف و اجرا شود.»

دقیقا نکته اینجاست که نمی توان جلوی مشکل ناباروری را گرفت، اگرچه با ارتقای سطح سلامت جامعه و بالابردن آگاهی افراد بتوان درصدی از آن را که ناخواسته و طبیعی نیست کاهش داد اما ریشه کن نخواهد شد. همانند بیماری که با پیدا کردن درمان برای بیماری های مختلف اما باز هم افرادی هستند که خواسته یا ناخواسته بیمار می شوند داستان ناباروری هم خاتمه نخواهد یافت، حداقل با امکاناتی که امروزه علم در اختیار ما قرار داده برای همیشه ریشه کن نخواهد شد اما می توان برای آن دسته از افرادی که با این مشکل درگیرند شیوه های دیگری برای صاحب فرزند شدن در اختیارشان گذاشت. البته این شیوه ها، مسیرها و نظارت های دقیق و شفاف را می طلبد تا به مسیری نیفتد که اکنون وجود دارد و یکی از آن ها همین فروش جنین به زوجین نیازمند توسط افرادی فقیری است که به پول نیاز دارند و فرآیند اهدای جنین، تبدیل به فرآیند خرید و فروش جنین شود. این فعال اجتماعی در رابطه با تجاری شدن اهدای جنین و تبدیل آن به تجارت می گوید:« اگر قوانین اهدای جنین روشن و  شفاف نباشد به راحتی می تواند دست آویز یک آسیب اجتماعی و برداشت ناسالم و غلط در درازمدت شود. وقتی قوانین روشن باشد و فرآیندهای دخیل به وضوح تعریف شده باشد، یعنی طرفین بدانند که دست به چه کاری می زنند، عواقب پزشکی، روحی روانی و عاطفی آن چیست و با آگاهی دست به این کار بزنند پیامدهای بعدی آن تا حد زیادی کاهش پیدا خواهد کرد. مساله تاسف برانگیز حل درمان ناباروری در ایران درواقع روشن نبودن ساز و کارهای قانونی و خلاء تعاریف درست و اصولی از چنین اقدامی است که بسیار آسیب زا خواهد بود.»

      جای پای اقتصاد در آسیب‌های اجتماعی

موضوع ناباروری زوجین و راه کارهای حل این مشکل در غیاب نظارت های قانون و صریح نبودن ساز و کار آن دو مسیر پر خطر خواهد افتاد، یکی اجتماعی و تبدیل شدن به تجارت جنین و دیگری فردی و به وجود آمدن مشکلات بهداشتی و ناراحتی های روحی روانی که در اثر ناآگاهی رخ خواهد داد، هرچند که پایه چنین آسیبی نیز اجتماعی است چرا که ریشه گرفته از همان مشکل تجاری سازی و جبری است که افراد را به این کار وا می دارد. بی راه نیست که مارکس نقش مسائل مادی را در جزیی‌ترین رخدادهای اجتماعی و سیاسی می دید. شاید اهدای جنین، تخمک و راه های دیگر شاید با مفهوم اهدا یک موضوع کاملا انسان دوستانه باشد اما هنگامی که پای معاوضه در مقابل پول به میان می آید و تبدیل به تجارت می شود می توانیم بفهمیم که فقر و ناتوانی اقتصادی تا کجا می تواند انسان را به ورطه سقوط بکشاند که فرد بخشی از وجود خود را، فرزندی که از اوست را برای سیرکردن شکمش بفروشد یا از جسمش برای تولید جنین استفاده کند و با جان یک انسان کسب و کار راه بیندازد.

      آب گل آلود فقر که به دلالان ماهی می دهد

مساله فروش جنین به صورت انفرادی برای امرار معاش و سیر کردن شکم از یک سو تاسف انگیز است و تبدیل شدن آن به کسب و کار باندهای دلالی که حاضرند هرچیزی را تبدیل به سود کنند. این افراد با استفاده از فقر افراد از یک سو نیاز زوج های نابارور از سوی دیگر برای خود بنگاه سودجویی راه انداخته و از آب گل آلود ماهی می‌گیرند. افرادی سودجو و دلال دست به خرید و فروش تخمک می‌کنند و در قبال آن هزینه‌های میلیونی طلب می‌کنند. اقدامی که از نظر قانونی مانند خرید و فروش سایر اعضای بدن مثل فروش کلیه تخلف محسوب می‌شود. این دلالان در لباس به ظاهر خیرخواهانه و با انتشار آگهی‌های مختلف در مناطق پرتردد شهری یا در کنار مراکز درمان ناباروری به کمین می‌نشینند و از زوجینی که در انتظار بچه‌دار شدن هستند میلیون‌ها تومان درخواست می‌کنند. طبق گزارش‌های مستند در این خرید و فروش ها حدود 3 تا 12 میلیون تومان رد و بدل می‌شود.

متاسفانه این اعمال در غیاب نظارت های قانونی رشد و گسترش پیدا می کند. عزیزپناه در این باره اینچنین توضیح می دهد:« اگر ما فرآیندهای این عمل را از لحاظ قانونی، شرعی و اخلاقی برای طرفین روشن نکرده باشیم و برای منع تجاری شدن آن محدودیت قائل نشویم پیامدهای دیگری خواهد داشت و آن هم در حوزه بیماری ها و انتقال آن است. هنگامی که  قانون تمام مسیرهای یک پدیده را پیش بینی کرده باشد و برای آن تعریف ارائه کرده باشد و دستگاه های ناظر و مجری اختصاص داده باشد یعنی این عمل از ابتدا شفاف است، برای مثال افرادی که نیازمند فرزند هستند می دانند که باید به کجا مراجعه کنند و از چه طریقی این مسیر را طی کنند. با نظارت دستگاه‌های بهداشتی و پزشکی در این روند نظارت داشته باشند این کار به شیوه درست آن اجرا می شود. شما تصور کنید زوجی به شیوه پنهانی و فردی اقدام به خرید جنین از کسی کنند که هیچ شناختی از او ندارند. چه کسی از بیماری هایی که احتمالا از مادر به فرزند می رسد یا اعتیاد که از همه مهمتر است مطلع است؟ و مشکلاتی از این قبیل. پس می بینید که این ساز و کارها اگر در نظارت دستگاه ها و قانون اجرا نشود تبعات بسیار وسیعی دارد»

عزیزپناه نسبت به خوب یا بد بودن موضوع اهدای جنین که تبدیل به فروش جنین شده اظهار نظر نمی‌کند و معتقد است که خوب یا بد بودن آن منوط به تعریف دقیق آن است :«‌من در مورد خوب یا بد بودن این عمل فعلا نظری ندارم چرا که به نظرم این‌ها را باید قانون، شرع و عرف تعیین و مشخص کند و همه این‌ها در گرو تعریف دقیق آن است. تا وقتی جا پای آن در قانون ما، شرع و عرف ما روشن و شفاف نشده باشد، تا وقتی ندانیم که علم پزشکی و روان شناسی و علمای اجتماعی نسبت به آن موضع گیری شفاف نداشته باشند و ابعاد آن را روشن نکنند نمی شود آن را ارزیابی خوب یا بد کرد.»

دقیقا نکته اینجاست که اگر قرار است در اختیار گذاشتن جنین به عنوان راه حلی برای فرزنددار شدن زوج های نابارور اتفاق بیفتد پیش از آن همه حوزه ها ابعاد این موضوع را مطالعه و بررسی کنند تا اگر پیامدهای سویی دارد ممنوع شود و اگر می توان به عنوان یک راه حل جایگزین از آن استفاده کرد با نظارت دقیق باشد تا در بیراهه نیفتد و اما پیش از آن مهمترین موضوع بحث ساختار اقتصادی کشور است که ضعف و فساد سرتاپای آن را فراگرفته و سیاست های غلط یکی از مهمترین ریشه های آسیب های اجتماعی است.


خبرنگار: آسو جواهری

نوشتارهای مرتبط

تازه های آسیب های اجتماعی