علل مدرسه هراسی کودکان و راهکارهای مواجه با آن در گفت و گوی نوآوران با دکتر شفیع آبادی و دکتر قاسم زاده:

مدرسه مگه ترس داره؟

ترس غیر منطقی از مدرسه در واقع معادل واژه School refusal به معنی امتناع از مدرسه رفتن است و یکی از نشانه های اضطراب جدائی از والدین، خانه، خانواده یا شرایطی است که به آن دلبسته و وابسته شده بود. امتناع از مدرسه رفتن در هر سنی دیده می شود، اما معمولاً در ابتدای هر مقطع به صورت واضح تر و عینی تر خود را نشان می دهد. تقریباً این مسئله در بین پسرها و دخترها در سنین آغاز مدرسه به طور یکسان دیده می شود، اما در سطوح بالاتر با اندکی تفاوت از یکدیگر سبقت می گیرند. در خانواده هایی که بچه ها با فاصله های زیاد از یکدیگر متولد می شوند شایعتر بوده و همانطور که گفته شد شایع ترین دلیل ترس از مدرسه در بین کودکان و در بدو ورود به مدرسه ناشی از اضطراب جدایی از والدین بخصوص مادر است.

  1. ۱ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
مدرسه
نوآوران -

برای بررسی دقیق علل مدرسه هراسی کودکان  با دکتر عبدالله شفیع آبادی، دکترای مشاوره پدر علم مشاوره ایران و دکتر فاطمه قاسم زاده  پژوهشگر و مدرس دانشگاه، راجع به علل ترس کودکان از مدرسه و راهکارهای که برای تحفیف این ترس وجود دارد به گفت و گو نشستیم که در ادامه می آید.

   به نظر شما علت ترس کودکان از مدرسه و اضطراب آن ها از رفتن به مدرسه و دوری از خانواده چیست؟

دکتر شفیع آبادی : توجه داشته باشید که اصولا هر تجربه اولی برای هر کسی از جمله برای کودکان که انسان های بزرگی هستند با سن کوچک مقداری علی الاصول ترس آور است. فراموش نکنید که شخصیت، نگرش و دیدگاه کودکان نسبت به کل جامعه و حتی نسبت به مدرسه علی الخصوص در کلاس اول ابتدایی از طریق خانواده شکل می گیرد و هر نوع نگرشی که خانواده داشته باشند در کودکان نیز نمود پیدا می کند. اگر خانواده هر ترسی نسبت مسائل داشته باشد دیدگاهش به راحتی به کودکان منتقل می شود. مثلا ترس از عدم موفقیت یکی از مسائلی است که از خانواده به کودکان منتقل می شود. این ترس همان ابتدا و در روزهای نخست مدرسه با سفارش و توصیه و هشدار نسبت به گرفتن نمره بالا به کودکان منتقل می شود، لذا کودکی که در سن شش یا هفت سالگی وارد مدرسه می شود با  موضوع کاملا جدید و ناشناخته ای به نام نمره بالا آشنا می شود. بسیاری اوقات مشاهده می شود که  والدین سعی دارند خواسته های قلبی خود را در کودکان و فرزندانشان عملی کنند و از طریق برخی توصیه ها آن را در کودکان تلقین می کنند و این مساله ترس کودکان را در پی دارد.

دکتر قاسم زاده: این موضوع دلایل متفاوتی دارد. نخستین و مهمترین آن وابستگی کودکان به محیط خانه است، طبیعی است که ارتباط محبت آمیز پررنگی باید بین پدر و مادر و کودکان برقرار باشد اما هنگامی که این رابطه طبیعی از حد و حدود و مرزهای  خود خارج شد و منجر به این شد که آزادی کودک سلب شود شکل ناسالم پیدا می کند و رشد کودک را دچار اختلال می کند.برای مثال اگر تحت عنوان دوست داشتن مسئولیت پذیری به کودکان یاد داده نشود، به جای دلبستگی بین والدین و بچه ها وابستگی پیش می آید و رابطه طبیعی خوب بین پدر و مادر و کودک از بین می رود و استقلال وتوانایی اش را تحت الشعاع قرار می دهد. بعنوان مثال بسیار می بینیم که که کودکانی هستند در سن شش و هفت سالگی توانایی تنها غذا خودرن، لباس پوشیدن و غیره را ندارد. بنابراین این کودکان در اثر روش تربیتی که والدین در پیش می گیرند هراس جدایی از خانه را دارند و در نهایت برای رفتن به مدرسه با مشکل مواجه خواهند شد.

   نقش آموزش های پیش از دبستان در این میان چیست؟ آیا آن ها می توانند زمینه سازگاری کودک را محیط مدرسه فراهم کنند؟

دکتر شفیع آبادی: البته که تاثیر دارد، به وضوح مشاهده می شود که اکثر که کودکانی که مستقیما از کودکی وارد محیط مدرسه نشده اند و آموزش های پیش دبستانی را دیده اند ارتباط سالم تر، مثبت تر و راحت تری با مدارس و نهاد آموزش برقرار می کنند.

دکتر قاسم زاده: البته، آموزش هایی که کودک در پیش از دبستان و مهد می بیند می تواند بسیار کمک کننده باشد. برخی از کودکان هستند که پیش از مدرسه هیچ محیط اجتماعی دیگری را تجربه نکرده اند، توجه داشته باشید که کودکانی که به مهد می روند یا کودکستان، با تجربه ای که از آن جا بدست می آورند، عادت می کنند که دیگران و محیط و آداب اجتماعی را بشناسند. این کودکان شاید یک یا دو روز اول فقط تا پیش از آشنایی با کلاس و معلم به مادر نیاز پیدا کنند  اما در نهایت که با محیط و آدم ها آشنا شدند و تعامل پیدا کردند با محیط مدرسه و فضای آن کنار می آیند. اینجاست که تاثیر آموزش های پیش از دبستان برای کودکان نقش پراهمیت خود را نشان می دهد و به کودک کمک می کند که از محیط راحت خانه به محیط سخت و خشک مدرسه پرت نشوند و در نتیجه راحت تر با این فضا سازگار شوند.

   مدرسه و معلمان و اولیای آن چه مسئولیتی دارند؟ فضای مدرسه چگونه فضایی باشد؟

دکتر شفیع آبادی: گفتیم که دو عامل اساسی در ایجاد ترس و ناراحتی نسبت به مدرسه وجود دارد، یکی نقش تربیتی والدین که توقع بیش از حدشان از کودکان می تواند هراس ایجاد کند و گاهی شاید ناخواسته سعی می کنند آرزوهای خود را توسط فرزندان عملی کنند که این شیوه را حتی تا سنین بالا و در مقاطع بالاتر با تلقین به اینکه در رشته های تحصیلی یا شغلی که خود دوست دارند ادامه می دهند و  م دوم مدرسه و پرسنل مدرسه هستند. اولیای مدرسه می توانند با رفتاری مادرانه فضا را برای بچه ها فراهم کنند، معلم ها و مربیانی ورزیده که بسیار در این زمینه توانمند هستند فضای پرمهر و منعطف را برای کودکان آماده کنند تا سازگاری داشته باشند. بهتر است مدرسه فضایی باشد که کودکان هر کاری که دلشان می خواهند انجام دهند و فقط آن ها را نسبت به رفتارهای پرخطر آگاه کنند تا دلهره و استرس شان کاهش پیدا کند. راه کار اجرایی آن هم تغییر رفتار والدین و معملان و مربیان است، مربیان به جای اینکه تلاش داشته باشند که انضباط سفت و سخت را در روزهای اول به کودکان یاد دهند اجازه دهند آن ها به مرور با مقررات مدرسه سازگاری پیدا کنند.

دکتر قاسم زاده: فراموش نکنیم که شوق یادگیری به طور طبیعی و ذاتی در کودکان وجود دارد و کودکان دوست دارند که درباره مسائل بیشتر بدانند و یاد بگیرند برای همین آن ها نسبت به مدرسه دیدگاه مثبتی خواهند داشت و اگر ترس و استرسی ایجاد می شود ناشی از رفتار اشتباه ما است. اگر معلمان ندانند که با کودکان چگونه برخورد کنند این شوق به بی میلی تبدیل خواهد شد. راهکار اصلی در آموزش والدین است، متاسفانه در جوامعی مثل جامعه ما نقش آموزش خانواده و تربیت پدر و مادران آینده بسیار کمرنگ است و تقریبا می توانم بگویم در این زمینه ما هیچ برنامه ای نداریم و دچار خلاء آموزشی هستیم در صورتی است که نقش والدی یک نقش اکتسابی است که به مرور و با آموزش در مدرسه و دانشگاه به دختران و پسران یاد داده می شود.

   در نهایت

در نهایت برای مقابله با مدرسه هراسی کودکان والدین و اولیای مدرسه باید با هم همکاری کنند. والدین تجارب افکار بازخوردهای منفی خود را به کودکان و نوجوانان انتقال ندهند، با تأکید بر مراحل مختلف رشد کودکی و نوجوانی و تغییرات هر مرحله والدین رفتارهای خود را متناسب با این تغییرات، تغییر دهند. در سنین ابتدایی از ترساندن بچه ها، ایجاد رعب و ترس از معلم، خودداری کنند. خاطرات، یادواره ها و تجارب مثبت، شاد و جالب خود با معلم های دوره ابتدایی را با بچه ها در میان بگذارند، از معلم ها با القاب خوب  یاد کنند. آنها را مهربان و دلسوز بدانند و به بچه ها انتقال دهند، پیش از آغاز مدرسه آنها را با مسئولین، معلم ها و محیط مدرسه آشنا کنند، به هیچ وجه به خاطر ضعف در فهم یا انجام تکالیف، تنبیه یا توبیخ نکنند. بچه ها را در دوره ابتدایی به خود وابسته نکنند. اولیای مدرسه نیز به جای ترس افکندن در دل کودکان سعی داشته باشند فضای مثبت و آرام و راحتی برای آن ها فراهم کنند تا کودکان سریع تر با فضای مدرسه و مقررات آن سازگار‌شوند.


خبرنگار: آسو