علت افزایش طلاق‌های توافقی در گفت‌و‌گوی نوآوران با کارشناسان بررسی شد

افزایش طلاق توافقی زنگ خطر آسیب اجتماعی

اگرچه طلاق به عنوان راه‌حلی برای زندگی‌هایی که به پایان خود رسیده‌اند مطرح شده اما چیزی که نگران‌کننده است عجله زوجین برای جدایی و طلاق از یکدیگر است و نتیجه آن بالارفتن آمار طلاق در کشور است.

  1. ۷ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
طلاق
نوآوران -

 به نظر می رسد رویکرد جامعه ما نسبت به طلاق همیشه یک رویکرد افراطی و قطبی شده بوه است. در گذشته به علت قبح طلاق زوجین سال‌ها با زجر و عذاب در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند و این روابط ناسالم تا فرارسیدن مرگ با تلاش خود زوجین و اطرافیان بدون توجه به آسیب‌های روحی و روانی که هم به زوجین و هم فرزندان در خانواده تنش‌زا وارد می‌شد، ادامه پیدا می‌کرد. زن با وجود خیانت همسر، با وجود خشونت جسمی و روحی که به او اعمال می‌شد سال‌های سال در رابطه‌ای که فقط به استهلاک سریع جسم و روحش منجر می‌شد می‌ماند چون روز اول ازدواج با قبول اصطلاح «با لباس سفید به خانه بخت رفته‌ام و باید با کفن سفید از آن خارج شوم» مجبور به تحمل سخت‌ترین عذاب‌ها بود. در نقطه مقابل این رویکردها به طلاق امروزه زوجین در نخستین مشکل و بحران کوچک در زندگی با فرار از قبول بار مسؤولیت به سراغ طلاق می‌روند و راه‌حل نهایی را به عنوان راه‌حل نخستین انتخاب می‌کنند. این قطبی شدن نگاه به طلاق خبر از آسیب جدی در روابط و کیان خانواده می‌دهد که اگر مدیریت نشود می‌تواند آسیب‌های اجتماعی را به بار بیاورد. نقطه بحث این‌جا ازدواج‌هایی است که با شناخت و با علاقه آغاز می‌شود اما به راحتی و در سریع‌ترین زمان از هم پاشیده می‌شود. روشن است که عدم داشتن مهارت‌های زندگی و مدیریت روابط هم در ازدواج‌های گذشته وجود داشته و هم ازدواج‌های حال حاضر و این ناتوانی ربطی به میزان و شدت علاقه افراد به هم ندارند چراکه نداشتن مهارت‌های زندگی می‌تواند بهترین روابط را به بدترین روابط تبدیل کند.

در کنار بالارفتن آمار طلاق، بالابودن و افزایش آمار طلاق توافقی تبدیل به مسأله‌ای حاد شده است. طلاق‌هایی که گاهی در کمتر از یک روز صادر می‌شود و با زد‌و‌بندهایی که زوجین پیش‌تر با هم داشته‌اند به راحتی انجام می‌شود. روشن است که طلاق یک توافق دوطرفه است اما مسأله نگران‌کننده عدم تحمل و صبوری برای پیداکردن نقطه مورد مناقشه یا ریشه بحران است که شاید منجر به بهبود رابطه شود و همسران با عدم قبول این‌که خود آن‌ها هم از نداشتن مهارت زندگی رنج می‌برند فقط در پی خلاصی از دست یکدیگر هستند و به احتمالاً بسیار مدتی بعد هم با پشیمانی که در دوران سوگ تجربه می‌کنند سعی دارند رابطه‌ای دیگر بیازمایند اما باز به همان علت نداشتن مهارت نتیجه منفی می‌گیرند و در نتیجه دچار سرخوردگی می‌شوند. این در صورتی است که اگر مهارت مدیریت روابط و زندگی زناشویی را داشته باشند یا بعد از بحران آغاز به یادگیری و گرفتن راهنمایی از متخصصین می‌کردند شکست‌های پی‌در‌پی را تجربه نمی‌کردند.

برای بررسی افزایش طلاق توافقی و علت پشیمانی دوران سوگواری بعد از جدایی به سراغ کارشناسان رفتیم و با آن‌ها گفت‌و‌گویی داشتیم، شرح این گفت‌و‌گوها با دکتر کوروش محمدی رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران، دکتر مهدی قاسمی و دکتر سمیرا یزدانی‌نژاد در ادامه خواهد آمد.

       نهادهای اجتماعی‌کننده به فکر آموزش مهارت‌های زندگی به افراد باشند

دکتر کوروش محمدی رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران علت اصلی افزایش طلاق‌های توافقی را در ناتوانی زوجین برای کنترل خشم و نداشتن مهارت زندگی می‌داند. او معتقد است که چون زوجین توانایی مدیریت روابط‌شان را ندارند در اولین راه حل به سراغ طلاق توافقی می‌روند. «نکته‌ای که این جا مطرح می‌شود این است که پروسه طلاق بر اساس قوانین موجود پروسه طولانی و زمان‌بری است اما از آنجایی که این افراد هیچ امیدی به بازگشت و حل مسائل ندارند به سمت طلاق توافقی گرایش پیدا می‌کنند تا هرچه سریعتر این پروسه را به انجام برسانند.» دکتر محمدی از وضعیتی می‌گوید که به زعم او بسیار نگران‌کننده است و آن هم زد و بند افراد برای سریع‌تر کردن پروسه طلاق است. «متأسفانه زوجین امروزه با استفاده از خرده فرهنگی که در جامعه باب شده است در کمال امنیت و آرامش توافقاتی را از قبل انجام می‌دهند و حتی مبالغی را به طور مثال جای مهریه و حق طلاق بین هم رد و بدل می‌کنند و نتیجه این می‌شود که در دادگاه زن مهریه را می‌بخشد و مرد در ازای آن حق طلاق را به او می‌دهد».

رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران معتقد است «این درواقع نشان از نوعی بی‌برنامه‌گی در کنترل و مدیریت مربوط به مسائل خانواده است که افراد را به بن‌بست می‌رساند و در نهایت چون راهکارها را نمی‌شناسند و از توان کافی برای حل مشکلات برخوردار نیستند. بنابراین به سراغ راهکارهای ناکارآمد مثل طلاق آن هم به این شکل می‌روند. باید قبول کنیم نه تنها همیشه ادامه زندگی راه کار درست نیست، همیشه طلاق هم راه کار موثر برای حل مشکلات بین زوجین نخواهد بود».

او ادامه می‌دهد: به طور مثال یکی از علت‌های اصلی سرد شدن روابط در حین ازدواج عدم داشتن اعتماد متقابل به یکدیگر است و در پاره‌ای از اوقات حتی روابط خیانت‌گونه از سوی زوجین قبل از صدور طلاق و جدا شدن از یکدیگر از سوی آن‌ها مشاهده می‌شود که این خود موجب دلزدگی آن‌ها می‌شود و افراد بسیاری با پرداخت هر هزینه‌ای هر چه سریعتر از آن زندگی و رابطه خارج شوند.

دکتر محمدی معتقد است که در پدیده طلاق نباید به دنبال فرد یا افرادی به عنوان مقصر اصلی بود: «چراکه معتقد به این هستیم که نگرش بنیادین در جامعه ما مبتنی بر زندگی بدون مهارت‌هاست و بنابراین اعتقادی به پرورش افراد در جامعه وجود ندارد. این موضوع به نظام پرورش و تعلیم و تربیت که افراد را برای ورود به زندگی مشترک و روابط زناشویی آماده کند بر‌می‌گردد. در واقع می‌بینیم که نظام تعلیم و تربیت ما در این زمینه کاملا ناکارآمد است و زوجینی را تربیت می‌کند که اگر ازدواج خودشان به سرانجام رسیده اما فرزندان بی‌مهارتی را تربیت کرده‌اند که قربانی همین عدم مهارت‌ها هستند. مسأله طلاق در این جا مسأله فرار و پاک کردن صورت مسأله به جای حل کردن آن است. این سبک تربیتی و فرزندپروری که در جامعه وجود دارد توسط دو نهاد متولی این امر یعنی خانواده و نظام آموزش و پرورش که باید پاسخگوی این فرآیند ناقص باشند و تحول ایجاد می‌کردند رواج پیدا کرده و اکنون آن‌ها باید پاسخگو و درصدد جبران برآیند».

دکتر کوروش محمدی نهاد دیگری را که در زمینه آموزش و پرورش موثر می‌داند نهاد رسانه است. او بین طلاق توافقی و طلاق‌های معمولی که پروسه حقوقی و معمولی طی می‌کنند تفاوت می‌گذارد و معتقد است: «در دیگر شکل‌های رایج طلاق که پروسه طولانی حقوقی دارند افراد بیشتر تلاش می‌کنند به زندگی برگردند یا این که با تهدید به طلاق طرف مقابل را وادار به اصلاح رفتار بکنند اما در طلاق‌های توافقی دلزدگی هر دو و عدم تحمل یکدیگر است که ریشه اصلی است. قانونگذار در موارد مربوط به طلاق توافقی پیش‌بینی کرده است که هنگامی که زوجین به طلاق راضی هستند و هر دو تمایل به جدایی دارند کاری از دست دادگاه و قوانین ساخته نیست. به اعتقاد من این کاری ساخته نبودن نشانه ضعف در قوانین است. قانون باید این‌جا مجازاتی را برای کسانی که کانون یک خانواده را از هم می‌پاشند در نظر بگیرد تا به راحتی با نهاد خانواده این‌گونه برخورد نکنند. البته من معتقد به این نیستم که همه چیز به عهده قانون است، حرف اول من این است که هنگامی که نهادهای اجتماعی به وظیفه جامعه‌پذیری خود به خوبی عمل کنند ما اصلا نباید شاهد طلاق در این ابعاد باشیم اما حالا که آن‌ها در این زمینه ناکام بوده‌اند نهادهای قانونی دیگر کمک‌کننده و تقویت‌کننده این افزایش نباشند».

       پشیمانی بعد از جدایی در دوران سوگواری بروز می‌کند

دکتر مهدی قاسمی روانشناس معتقد است که به طور معمول زوجینی که پشیمانی را تجربه می کنند این حس را در دوران سوگواری خواهند داشت. او می‌گوید پروسه طلاق چه سخت باشد و چه به آسانی طی شود بعد از این پروسه افراد معمولاً مرحله سوگ را تجربه می‌کنند، این مرحله دقیقا شبیه به مرحله‌ای است که افراد با از دست دادن و مرگ عزیزی آن را تجربه می‌کنند. در این زمان افکاری چون عدم تحمل تنهایی و یادآوری روزهای خوب گذشته به سراغ این افراد می‌آید و بنابراین دچار پشیمانی‌های مقطعی خواهند شد. این روان‌شناس می‌گوید: « با سخت کردن پروسه طلاق مطمئناً هیچ نتیجه مثبتی به‌دست نمی‌آید، چه در هر حال طلاق یک توافق بین دو نفر است و وقتی دو نفر به پایان راه رسیده باشند، حال چه با تشخیص درست یا اشتباه، مایل به ادامه زندگی نیستند و سخت بودن طلاق آن‌ها را به فهم تصمیم اشتباه‌شان رهنمون نمی‌کند. او می‌گوید اگرچه همه تصمیمات طلاق درست نیستند و افراد بسیاری با بی‌اطلاعی از عواقب یا با کم تحملی و ناتوانی در مدیریت رابطه زناشویی با نخستین مشکل به سراغ طلاق می‌روند اما پشیمانی و فکر بازگشت اغلب مربوط به دوران سوگواری بعد از جدایی هر رابطه‌ای است که با طی این مرحله و پایان دوران سوگ این تصور هم  از بین می‌رود».

       عدم دلبستگی به زندگی مشترک علت طلاق توافقی

دکتر یزدانی‌نژاد هم علت اصلی طلاق توافقی را در عدم دلبستگی همسران و زوجین به زندگی مشترک می‌داند و معتقد است طلاق توافقی مربوط به زمانی است که زوجین هیچ راه بازگشت و شروع مجددی را برای زندگی مشترک نمی‌توانند ترسیم کنند. او می‌گوید: «‌به طور معمول بعد از طلاق افراد دچار یک نوع پشیمانی نسبت به عمل خود می‌شوند که گاهی با خود فکر می‌کنند که ای کاش بهتر بود به زندگی ادامه می‌دادند و گاهی تصور می‌کند که شاید آنقدرها هم تصور می‌کرد زندگی مشترک بدی نداشته‌اند که این ناشی از دوران سوگ است و با گذر از این مرحله این حس هم از بین می‌رود». یزدانی‌نژاد علت طلاق‌های اشتباه را در نداشتن مهارت زندگی می‌داند، او می‌گوید:« اگر زوجین توانایی حل و گذر از مشکلاتشان را داشته باشند دیگر با اولین تنش‌ها یا اولین مشکلات به فکر جدایی نمی‌افتند. اگرچه بسیاری از طلاق‌های اشتباه می‌تواند منجر به پشیمانی شود اما به زعم من توافقی بودن آن علت پشیمانی نیست، بلکه این حس مربوط به دوران گذار از مرحله بعد از جدایی تا زمان قبول و پذیرش جدایی است»

.

خبرنگار: آسو جواهری