سرمقاله مدیرمسوول

طبقه متوسط شهری و سفرهای شمالی

  1. ۴ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
طبقه متوسط شهری و سفرهای شمالی
نوآوران -

فیروز نعیم‌محبوبی- گاهی اوقات، به ازای فرو کردن هر 10 جوال‌دوز به چشم و بدن حکومت و دولت، زدن یک سوزن به بدن خودمان برای ارزیابی راه‌ها و بی‌راهه‌های پیش چشم‌مان بد نیست. یک مصداق این سوزن زدن‌ها، تشریح و بررسی برخی عادت‌های بعضاً نادرست یا روال‌های خطرناک در رفتارها و مناسبات اجتماعی است. مورخان عموماً بر این عقیده‌اند که مرز میان بود و نابودی تمدن‌ها یا پیشرفت و اضمحلال آن‌ها، در همین رفتارهای اجتماعی و توانایی یا ناتوانی تمدن‌ها در تشخیص زمان مناسب برای تغییر آن‌هاست. اجتماعات یا تمدن‌هایی که توانسته‌اند یا بتوانند بر اثر ساز‌و‌کارهای درونی پیچیده‌شان به موقع روال‌ها و رفتارها و عادت‌های نامناسب را تشخیص دهند و به تغییر آن‌ها همت بگمارند، از نابودی یا رکود خود در مسابقه با دیگر تمدن‌ها جلو گرفته و می‌گیرند؛ و‌گرنه مسیر و فرجامی جز نابودی نمی‌یابند.

این درست است که هم در تشخیص بیماری‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی، هم در چاره‌جویی آن‌ها و هم در پیشبرد مسیر درمان ناهنجاری‌ها نقش دولت‌ها و حکومت‌ها بی‌بدیل و بعضاً حتی تعیین کننده است، اما اولاً دولت‌ها و حکومت‌ها در تحلیل نهایی و در کلان قضییه چیزی جز تبلور اراده ملی در همه حوزه‌ها نیستند و ثانیاً؛ اصل نقش حکومت در سمت و سوی رفتارهای اجتماعی، به هیچ‌وجه نمی‌تواند نفی‌کننده و خنثی‌کننده اصالت نقش مردم در اصلاح امور باشد. به عنوان مثال، در ماجرای تصادفات جاده‌ای ایران که تا 10 سال پیش تلفات انسانی سالانه آن از تعداد شهدای عالی‌قدر سالانه  جنگ تحمیلی در طول 1200 کیلومتر مرز با عراق جلو زده بود، علاوه بر همه تدابیر حکومتی و قانونی و مهم‌تر و برتر از همه آن‌ها، این میل به صیانت از خود در ملت ایران بود که سرانجام تصمیم گرفت به این روند خودکشی غالباً بی‌خردمندانه لگام بزند و به روند فزاینده کشتار سالانه 25 تا 30 هزار نفر و تا200هزار نفر مجروح و معلول ابدی پایان دهد و آن را به کمتر از 15تا17 هزار نفر در سال کاهش دهد.

بر همین قیاس، به نظر می‌رسد اکنون زمان آن فرارسیده است تا در کنار دولت و حکومت، ملت ایران برای لگام زدن به ناهنجاری فزاینده و عمیق‌تر شونده مسافرت‌های مناسبتی بخوانید لشکرکشی تمام‌عیار- به دو استان شمالی کشور در هر تعطیلات عمومی، فکر و اقدامی اساسی بکند. اتفاقی که طی سه‌شنبه هفته قبل تا دیروز و حتی ظرف امروز و فردا در دو استان گیلان و مازندران و راه‌های مواصلاتی این دو استان به استان‌های همجوار به ویژه تهران رخ داد - با حفظ احترام به همه ملت ایران نشان‌دهنده آن است که ناهنجاری میل به سفر به «شمال»، دیگر از حالت حتی یک گرایش بیمارگونه خارج شده و به «هیستیری» تبدیل شده و می‌شود. نویسنده این سطور می‌تواند در کنار همه منتقدان ازلی ابدی دولت‌ها در ایران، ساعت‌ها به سرزنش کردن دولت‌ها در فراهم نیاوردن زیرساخت‌ها برای سفر راحت به شمال، «‌روشنفکرانه» قلم بفرساید و دل خود و خوانندگان خویش را خنک کند و بر رنج توقف شکنجه‌آسای صدها هزار ایرانی که تا بیست ساعت هر کدام از آن‌ها در جاده‌های رفت و برگشت شمال روح و جسم خود را تحلیل بردند، مرهمی بگذارد؛ اما این همان «جوال‌دوز» است و زمان آن فرارسیده تا به خود «مردمی» مان هم سوزنی بزنیم.

واقعیت این است که هیچ منطقه توریستی در جهان را به باریکی شمال ایران به عرض چند تا چند کیلومتر و راه‌های دسترسی تماماً کوهستانی حتی در کشورهای پیشرفته نمی‌توان یافت که در مدت سه‌ چهار روز چنین حجم هجوم‌آسایی از خودروی سواری و انسانی در ابعاد میلیونی را بپذیرد و اصطلاحاً قفل نشود و به تنش در همه ابعاد خود دچار نیاید. سال‌های طولانی است که به ویژه تهرانی‌ها در سفرهای خود به شمال در تعطیلات نیم‌سال اول، همواره به چنین مشکلات و ناهنجاری‌هایی بر‌می‌خورند؛ اما عموماً حاضر نیستند مثلاً یک بار هم که شده، به جای «شمال» در تعطیلات به «شرق»، «غرب» یا «جنوب» ایران مسافرت کنند که به همان اندازه زیباست و البته هزار بار دست نخورده‌تر، ارزان‌تر، سهل‌الوصول‌تر و البته این اواخر بهداشتی‌تر.

اگر منتقدان به نویسنده این سطور خرده بگیرند که در دیگر نقاط ایران« امکانات و زیرساخت‌ها» به اندازه استان‌‌های شمالی فراهم نیست، پاسخ روشن این خواهد بود که مگر امکانات موجود در شمال ایران به ویژه مراکز اقامتی و پذیرایی را دولت فراهم کرده است؟ این امکانات در شمال، در اثر ده‌ها سال مسافرت تهرانی‌ها به آن‌جا و به تدریج فراهم آمده است؛ چنان که مثلاً اکنون در شهر کویری بسیار خشک و بسیار گرم یزد، بر اثر مسافرت دائمی توریست‌های خارجی، امکانات بسیار خوب اقامتی ایجاد شده است. اگر ما مردم به جای تمرکزی دائمی، شبه ایدئولوژیک و بعضاً بیمارگونه بر شمال، اندکی به دیگر نواحی ایران پهناور و زیبا نظر بیافکنیم، همه آن مراکز اقامتی در آن جا هم شکل خواهد گرفت و  نهایتاً به توسعه توریستی متوازن کشور خواهد انجامید.

در هفته گذشته، نه هوای شمال بهتر از دیگر استان‌ها حتی بندرعباس و بوشهر بود، نه امکانات پذیرایی گیلان و مازندران ارزان‌تر، تمیزتر و سهل‌الوصول‌تر از یزد و کرمان و سیستان و خراسان جنوبی بود و نه راه رسیدن به این دو استان در مجموع کوتاه‌تر از سفر زمینی حتی به جهرم و نورآباد ممسنی و جیرفت تمام می‌شد.

به نظر می‌رسد ظرف سال‌های 1368 تا 1390، در مجموع رشد اقتصادی و فربه شدن طبقه متوسط به لحاظ اقتصادی، بسیار سریع‌تر از رشد فرهنگی – اجتماعی این طبقه در ایران اتفاق افتاده است. افزایش تولید سالانه خودروی سواری به همراه واردات آن، از 6 هزار دستگاه در سال 1368 به بیش از 6/1 میلیون دستگاه در سال 1390، شمار خودروهای سواری کشور را به بیش از 17 میلیون دستگاه رسانده است. در همین مدت، متوسط رشد اقتصادی سالانه کشور 5/5 درصد متوسط افزایش قدرت خرید سرانه مردم بین 3 تا 4 درصد بوده است. همگام و همزمان با این رشد در مقدارها، رشد فرهنگی و اجتماعی رخ نداده است که البته مسوولیت دولت‌ها و حکومت‌ها در آن روشن است.

زمان آن فرارسیده است تا بر اساس حوادث ناگوار هفته اخیر که تعطیلات ملی عید بزرگ فطر را به آمیزه‌ای از رنج و فرسودگی روحی و جسمی و اعتراض صدها هزار مسافر در راه مانده با صدها میلیون لیتر سوخت هدر شده و تخریب بی‌سابقه محیط‌زیست و استهلاک چند صد میلیارد تومانی وسایل نقلیه و هزاران میلیارد تومان وقت و انرژی نابود شده تبدیل کرد، ما (طبقه متوسط شهری عمدتاً تهران‌نشین) هم بر این روند هفتگی انهدام منابع مادی و معنوی مهر پایان بزنیم و هم با اکتشافات تازه‌ای از سرزمین مهربانمان ایران، توسعه متوازن را به گوشه‌های دورافتاده و مهجور آن ارمغان ببریم و بر ناهنجاری‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی در همه نوارهای مرزی ایران  شامل صدها هزارکیلومتر مربع سرزمین بکر با میلیون‌ها ساکن خون‌گرم و با‌محبت آن‌ها غلبه کنیم. در غیر این‌صورت، مانند همه تاریخ و همه جغرافیای تاکنون بشر، دست طبیعت و بازار، کار خود را با هر هزینه‌ای خواهد کرد. یگانه موضوع مسلم این است که آن‌چه در هفته گذشته در شمال ایران تجربه شد، دیگر قابل تحمل و تداوم نیست. با توجه به لشکرکشی روزافزون پایتخت‌نشینان به گیلان و مازندران، حتی با احداث و به کارگیری بزرگراه تهران/ شمال – شما بخوانید احداث چندین بزرگراه - مشکل توریستی شمال کشور برطرف نخواهد شد و به جای فرهنگ‌سازی در این زمینه بیهوده دلمان را به احداث بزرگراه‌ها خوش نسازیم و تا زمان باقی است فکری به حال این ناهنجاری بیشتر روحی و روانی تا فنی و امکاناتی بنماییم.

نوشتارهای مرتبط

تازه های گردشگری