سوء مدیریت کلان عامل عقب ماندگی صنعت گردشگری

پیمان ماهور/ کارشناس ارشد کارآفرینی گردشگری

  1. ۱ هفته،۲ روز قبل
  2. ۰
1
نوآوران -

گردشگری در جهان امروز به‌عنوان یک صنعت شناخته می‌شود. صنعتی که علاوه‌بر تاثیر مستقیم و غیرمستقیم در اقتصاد، فعالیتی اشتغال‌زا محسوب می‌شود. براساس گزارش‌های سالانه WTTC در سال 2016 ، 292 میلیون نفر به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم در این صنعت مشغول به کار بوده‌اند. این آمار بیانگر این مساله است که 10 درصد از تمامی افراد شاغل در جهان و به‌طور میانگین در کشورهای توریستی بیش از 10 درصد از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است .

درباره اهمیت گردشگری می‌توان اضافه کرد که براساس میانگین کشورهای موفق در این حوزه، بیش از چهار درصد از ارزش کل سرمایه‌گذاری‌های داخلی آن کشورها، بر صنعت گردشگری متمرکز بوده است که حاصل آن علاوه‌بر رشد اقتصادی و اشتغال‌زایی، سهم هفت درصدی از صادرات سالانه به‌واسطه خرید و تهیه اقلام توسط گردشگران خارجی بوده است .

حال اگر با پیش فرض مطرح شده، به اوضاع و احوال گردشگری در کشورمان نگاه کنیم به وخامت اوضاع گردشگری که در اثر سوء مدیریت در دهه‌های گذشته ایجاد شده ،پی خواهیم برد. طبق آمار اعلام شده توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی، جذب گردشگر خارجی در سال گذشته کمتر از 6 میلیون نفر بوده است که برای ایران که از لحاظ جاذبه‌های گردشگری، جزو 10 کشور برتر جهان است و همچنین با توجه به وسعت و شرایط آب و هوای ویژه می‌تواند گزینه مناسبی برای سفر باشد، آماری بسیار ضعیف است .

گردشگری، فرصتی برای کارآفرینی است که این ارزش توسط جامعه و اشخاص تکمیل می‌شود. اما نقش دولت برای ایجاد زمینه لازم برای این فعالیت، حیاتی محسوب‌می‌شود؛ نقشی که تا به امروز بسیار ضعیف ایفا شده است . با نگاهی به آمار گردشگران داخلی به این نکته پی می‌بریم که در سال‌های گذشته، سازمان‌های برنامه‌ریز و دولت حتی در جذب این تعداد اندک گردشگر خارجی نیز نقش بسزایی نداشته‌اند. بخش بسیاری از این آمار، مربوط به گردشگرانی است که برای زیارت به ایران می‌آیند و نزدیک به نیمی از آن، گردشگران عراقی و افغان و پاکستانی هستند که شاید برنامه‌ریزی خاصی برای جذب آنان صورت نگرفته باشد.به‌طوراساسی جذب این نوع گردشگر، تاثیر مثبت مطلوبی بر اقتصاد و فرهنگ و اشتغال زایی ندارد. بخش دیگری از این آمار، مربوط به افرادی است که برای انجام تجارت و امور اقتصادی به ایران سفر کرده‌اند که هرچند در تعریف رایج گردشگر محسوب می‌شوند ، اما آیا می‌توان این گردشگران را به حساب برنامه‌ریزی سازمان‌ها برای جذب گردشگر و پول خارجی به کشور دانست ؟ هرچند در چهار سال گذشته، تلاش خوبی برای بهبود اوضاع گردشگری صورت گرفته و آمار، وضعیت رو به رشد را نشان می‌دهند اما کماکان با وضعیت مطلوب، فاصله‌ای طولانی وجود دارد .

آن‌‌گونه که آمار‌ نشان می‌دهد، در کشورهای بزرگ مانند آمریکا ، چین و کشورهای اروپایی بیش از 70 درصد سفرها داخلی بوده و تنها 28درصد از این صنعت، مختص به گردشگران سایر کشورها ست.درحالی‌که که بسیاری از ایرانیان ترجیح می‌دهند با صرف هزینه‌های سنگین، تعطیلات خود را در خارج از کشور بگذرانند. این نشان‌دهنده ضعف مدیریت داخلی است که نتوانسته تفریحات جذاب ، هتل‌های با کیفیت با قیمتی مناسب و امکانات لازم جهت حمل و نقل با قیمتی مناسب را ایجاد کند.همان‌گونه‌که دیده می‌شود، گاهی هزینه سفر به کشورهای خارجی بسیار ارزان‌تر از گردشگری داخلی است. عوامل گرانی سفر در ایران، حضور افرادی سودجو در چرخه گردشگری و همچنین عدم برنامه‌ریزی‌های صحیح برای تقسیم سفرها در طول سال و ایجاد پیک‌هایی با قیمت های کاذب است که بحث در این موضوع خود موضوعی مفصل است .

نه‌تنها در گردشگری که به‌طور کل در بازاریابی، نیز بسیار موثر است زیرا افراد مختلف، تصویر متفاوتی از سفر دلخواه خود دارند؛ بنابراین لازم است در ابتدا به بخش‌بندی خدمات قابل ارائه در کشور بر اساس مناطق پرداخته و مناطق گردشگری را بر اساس امکانات ، ویژگی‌های جغرافیایی و تاسیسات موجود تقسیم‌بندی کرده و پس از آن به جذب گردشگر داخلی و خارجی بپردازند. این جذب گردشگر می‌تواند براساس عوامل تاثیرگذار مانند میزان درآمد، سن، فرهنگ، جنسیت و هدف از سفر باشد. در مرحله بعد باید به روش‌های نوین گردشگری به زمینه‌سازی‌، معرفی مکان‌های گردشگری و امکانات تفریحی ، از بین بردن باورهای غلط درباره محدودیت‌های گردشگری ایران و در نهایت جذب گردشگر پرداخت؛چرا که در زمانی زندگی می‌کنیم که حتی فرض بر اینکه با برگزاری همایش و چاپ بروشور و پوستر می‌توان برای محصول هر آنچه که باشد، جذب مخاطب کرد، بسیار ساده انگارانه و به دور از حقیقت است،که متاسفانه در بالاترین سطح تصمیم‌گیری این حوزه، شاهد این طرز فکر عقب‌مانده بوده‌ایم

بی‌توجهی به صنعت گردشگری در دهه گذشته ، استفاده از مدیران نا کارآمد ، عدم توجه به تجربیات کشورهای موفق ، عدم به کارگیری افراد متخصص در اتاق‌های فکر و عدم جوانگرایی، باعت عقب‌گردی گردشگری در ایران شد. هرچند خوشبختانه در دولت یازدهم تا حدی از این مشکلات کاسته شد ، اما کماکان با شرایط آرمانی فاصله بسیار زیادی وجود دارد که امید است در دولت دوازدهم با استفاده از مدیران جوان و با تجربه در این زمینه که پیش از این تجربه لازم را کسب کرده اند و علاوه بر آشنایی با علم روز این حوزه توان و اراده کافی برای بهبود امور را دارند، خون تازه ای به رگ‌های صنعت گردشگری ایران تزریق شود و به گونه‌ای محسوس، شاهد تاثیرات مثبت آن در اقتصاد و اشتغال و فرهنگ جامعه باشیم .