تیر بی‌توجهی مسئولان بر قلب تیراندازی!

درست در لحظه‌ای که نفس‌ها حبس شده بود تا مادر المپیکی تیراندازی بتواند کام کاروان ایران را با مدال شیرین کند نشد. نشد که بشود و تیراندازی تاوان نداشته‌هایش را در سرزمین قهوه چشید.

  1. ۳ ماه قبل
  2. ۰
تیر بی‌توجهی مسئولان بر قلب تیراندازی!
نوآوران -

سریال زنجیره‌ای لغو اردوها و اعزام های تیراندازی همان موقع هم خیلی راحت زنگ هشدار چشیدن طعم شکست در رقابتهای المپیک ریو را به صدا در آورده بود و همه دلخوش به استعدادهای این رشته فکر می کردند با دست خالی هم می شود در المپیک مدال گرفت!

تیراندازی به نوبه خود ورزش پراسترسی است. شاید از آن جهت که برای دقایقی باید تمام استرس هایت را یخ زده نگه داری، بر افکار مختلف غلبه کنی، آرام باشی و بعد شلیک … حالا به تمام اینها فشار روانی توقع کسب مدال را هم اضافه کنید. از آن بدتر اینکه آغازگر کار کاروان ورزشی یک کشور باشی. بار سنگین امید یک کاروان و روشن شدن شعله انگیزه ورزشکاران روی شانه هایت بنشیند و بعد خودت را در میان رقبایی ببینی که یک دهم آنها هم امکانات نداشته ای!

این شاید وصف کوتاهی از حال و روز الهه احمدی، نجمه خدمتی و یا سایر تیراندازان ایرانی باشد. همانهایی که برای کسب ۵ سهمیه المپیک جنگیدند اما کسی سلاح خوب جنگیدن در المپیک را به آنها نداد. در حالی که رقبای المپیکی روزی ۳۰۰ تیر می زدند، تیراندازان ایرانی در بهترین حالت هفته ای ۳۰۰ تیر شلیک می کردند.

الهه احمدی که عنوان موفق ترین بانوی المپیکی تاریخ ورزش ایران را یدک می‌کشید بعد از روزها دوری از فرزند راهی ریو شد بی خبر از اینکه قرار است کامش در سرزمین قهوه نیز تلخ شود. او که در لندن تا رتبه ششمی بالا آمده بود این‌بار شرایطی به مراتب بهتر داشت. قهرمان جهان شده بود و تا ماه ها در رنکینگ فدراسیون جهانی در صدر جدول بود. شاید خیلی ها حداقل مدال برنز المپیک ریو را برای او کنار گذاشته بودند. شروع خوب او در مرحله مقدماتی و کسب رتبه سوم امیدها را برای کسب مدال وی پررنگ‌تر کرد اما استرس فینال تا حدی زیاد بود که احمدی شلیک اولش را خراب کرد و بعد هرچه تلاش کرد موفق نشد که نشد!

نجمه خدمتی هم بعد از الهه احمدی دومین شانس بزرگ تیراندازی ایران برای کسب مدال بود. او که در تفنگ ۱۰ متر بادی راهی به فینال پیدا نکرد در تفنگ سه وضعیت راهی فینال شد و البته در این مرحله به رتبه آخر رسید. “فشنگ نداریم” جمله‌ای که نجمه خدمتی در سفرهای بین المللی به خارجی ها می گفت و برای آنها بیشتر شبیه یک شوخی بود. مگر می شود یک فدراسیون ورزشی هنوز برای تامین ابتدایی ترین تجهیزاتش مشکل داشته باشد؟!

نواب نوری دبیر فدراسیون تیراندازی اما عدم کسب مدال در ریو را با واژه بدشانسی تعبیر می کند. او به خبرنگار مهر گفت: تیراندازان بانوی کشورمان در بخش مقدماتی عالی ظاهر شدند. خدمتی با تنها اختلاف ۰/۳ از رسیدن به فینال بازماند و احمدی نیز به عنوان نفر سوم با رکوردی عالی فینالیست شد. هرچند در المپیک تنها مدال دیده می شود اما مهم این است که ورزشکاران ما با تمام توان ظاهر شدند. این برای دومین بار است که ما از طریق کسب سهمیه المپیک در این رقابتها مسابقه می دهیم و خودمان را به عنوان تیراندازانی صاحب سبک به جهانیان اثبات کردیم. تیرهای خوبی توسط بانوان ما شلیک شد اما شانس با ما یار نبود.

اما به راستی چه کسی مسئول عدم نتیجه گیری تیراندازان ایرانی در المپیک ریو است؟ همه چیز گویای آن است که تیراندازی می توانست چراغ مدال آوری در ریو را روشن کند اما این اتفاق نیفتاد!

    تیر بی توجهی مسئولان بر قلب تیراندازی!

برای همه تقریبا یک عادت شده بود که هر اعزام تیراندازی پای پرواز لغو شود. دیالوگ تکراری هاشمی رییس فدراسیون تیراندازی هم این بود که پولی به ما نرسید. برخی مواقع این جنجال های رسانه ای بود که مسئولان ورزش را مجاب می کرد تا اعزام های کم تعداد تیراندازی را راه بیاندازد.

بازدیدهای سرزده مسئولان ورزشی کشور و آگاهی آنها از مشکلات تیراندازانی که به واقع شانس کسب مدال در ریو بودند ناراحتی ها را بیش از پیش می کند. فاصله کم تیراندازان ایرانی تا مدال ثابت کرد اگر کمی بیشتر حمایت می شدند حالا چه بسا تعداد مدال هایمان بیش از ۸ بود و جایگاهمان بالاتر از ۲۵ بعید به نظر می رسد با این شرایط قرار باشد تغییری در وضعیت تیراندازان ظاهر شود. مشکل فشنگ با قدرت پابرجاست. هاشمی هم باوجود وعده های انتخاباتی اش برای رفع مشکلات ، همچنان کاسه را جلوی وزارت ورزش و جوانان و کمیته ملی المپیک دراز کرده است. خبری از اسپانسر نیست و نگرانیم. نگران اینکه آیا قرار است دوباره در المپیک ۲۰۲۰ هم از شانس‌های تیراندازی برای کسب مدال بگوییم، از رویاهایی که محقق نشد و از هر یک از مسئولانی که به نوبه خود در ناکامی این رشته سهم داشتند و قلب آن را نشانه گرفتند! شاید همه در ناکامی تیراندازی سهیم بودند از مسئولانی که می توانستند بیش از اینها به این رشته توجه کنند. فدراسیونی که می توانست موفق تر عمل کند و حتی ورزشکارانی که در توانشان بود با تمرکز بهتر حتی با همین امکانات هم مدال بگیرند به راستی فاصله آنها با رقبای سرسخت جهانی خیلی کم بود و شاید اگر از لحاظ روحی-روانی آماده تر بودند امروز ورزش ایران بیش از یک «کیمیا» در ریو داشت.