گفت‌وگوی «نوآوران» با قهرمان سابق وزنه برداری

کوروش باقری: حسود نیستم و دلم برای وزنه برداری می‌سوزد

کوروش وزنه‌‌برداری ایران درباره همه چیزهایی که می‌شد حرف زد، صحبت کرد. به خصوص المپیک و بلاهایی که سر بهداد سلیمی و کاروان وزنه‌‌برداری ایران آمد.

  1. ۲ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
کوروش باقری: حسود نیستم و دلم برای وزنه برداری می‌سوزد
نوآوران -

باقری می‌گوید: «من یک سری حرف‌ها را می‌زنم که باید بزنم اما دوستان‌مان می‌آیند و می‌گویند حسود است. آخر به چه چیزی باید حسودی کنم؟» او اما بیشتر حرف هایش را در سینه اش نگه داشت تا شاید در شرایطی بهتر فرصت صحبت درباره آن باشد.

    وزنه‌‌برداری با دو طلا در المپیک ریو به نظرتان موفق بوده؟

به نظر من نتیجه خوبی است. البته اگر سه سال پیش از من می‌پرسیدی من می‌گفتم ۶ سهمیه باید بگیریم و از این ۶ تا باید حداقل ۵ تا مدال داشته باشیم، با این حال چون آن زمان خودم کنار تیم بودم و زحماتی که در این ۴ سال کشیده شده بود را دیده بودم و سه تایی که شانس مدال داشتند المپیک قبلی هم بودند. بهداد که طلا گرفت و کیانوش که در حرکت آخر ۲۱۴ شد دو بار فرصت داشت و موفق بود و باید طلا می‌گرفت که تبدیل به نقره شد. سهراب مرادی هم که خیلی‌ها نمی‌دانند و خیلی‌ها هم می‌خواهند نادیده بگیرند و داستان‌های دیگر بسازند. اردوی آخر ما بجنورد بود، دستش پاره و یک عفونت وارد بدنش شده بود و سه، چهار روز در بیمارستان خوابید و فقط آنتی‌بیوتیک مصرف می‌کرد. یعنی شما رکوردهای سهراب را در اردیبهشت و مسابقات قهرمانی آسیا که اول شد و کیانوش دوم، اگر در خاطرتان باشد او ۲۱۶ را در دوضرب زد. اینجا ۲۱۷ اول شده در المپیک در ۸۵ کیلو، ۴ سال پیش ۲۱۶ زده بود. یعنی اوج بدشانسی اول من سهراب بود که آنجا نتوانست مدال بگیرد و بعدش آن اتفاقات برایش افتاد. حالا به صحت و سقمش کار ندارم که دوپینگش به چه صورت بوده است، یکی، دو سال کنار رفت و واقعاً حقش هم بود و قابل پیش‌بینی بود. بهداد هم که پایش پاره شده بود من حقیقتاً پارسال که در بیمارستان عمل کرده بود از نزدیک رفتم دیدم و به نظرم شاهکار کرد که رسید. یعنی خیلی سخت است که پا به آن شکل بشود و به المپیک برسد. یک ضرب فوق‌‌العاده عالی کار کرد. وزنه‌ای که زد خیلی سبک زد. البته این را هم بگویم بعضی‌ها که آن طرف بودند، ۱۰-۱۲ روز قبل از اعزام می‌گفتند بهداد تا ۲۲۰ کیلو یک ضرب زده. البته ممکن است الان بشنوند انکار کنند. ۲۴۰ کیلو در دوضرب بالا زده و ۲۵۰ را هم روی سینه کشیده، من اینها را شنیده‌ام. من فکر می‌کنم سر بهداد یک مقداری جای بحث زیاد است و چند تا نکته است. اصلاً اینکه که حرکتش درست بود یا غلط، من راجع به آن خیلی صحبت نمی‌کنم. فقط می‌گویم یک مقدار سختگیرانه بود ولی درباره آن بالا زدن شما را به جام فجر خودمان در خرداد ارجاع می‌دهم. یادتان باشد دو بار ۲۳۵ بهداد را خطا دادند و تقریباً همین جوری زد. من فکر می‌کنم که می‌شد به حرکت دوم بهداد قبولی داد ولی به جای اینکه راجع به این مسائل بحث کنیم دو، سه تا نکته دیگر را بگوییم.

 بچه‌های وزنه‌‌برداری می‌گویند کلاً بهداد حرکات دوضربش را این‌طوری می‌زند.

من این را قبول ندارم. بهداد با ۲۳۹ کیلو قطعی نقره می‌گرفت. خب چرا نقره را قطعی نکرد و بعد به سراغ وزنه بالاتر برای طلا برود؟ دو تا نکته دیگر هم هست. بهداد طبق گفته خود آقایان که الان ممکن است زیرش بزنند، در یک ماه آخر فقط قیچی کار کرده. حتماً شنیدید که می‌گفتند چون پایش آسیب دیده نمی‌توانسته قیچی کار کند. شما با علم به این داستان به چه دلیل برای بهداد با ۲۴۵ شروع کردید؟ نکته دوم در رقابت اصلاً فرض کنیم که بهداد آماده است. رقیبش ۲۴۲ زده در نهایت ۲۴۳ بردار، تازه در یک‌ضرب یک کیلو جلو است. حالا بعضی از دوستان می‌گویند که اگر ۲۴۳ هم زده بود خطا می‌دادند، من می‌گویم که منطق وزنه‌‌برداری ببینید ‌چه می‌گوید. اصلاً مسابقات استانی است، وقتی دو تا رقیب تقریباً به هم نزدیک هستند، یک مربی آگاه و یک کادر فنی آگاه لزومی ندارد ۱۰ کیلو بیشتر از طرف بزند، حداقل اضافه کردن در وزنه‌‌برداری یک کیلو است. وقتی او ۲۴۲ زده منطق وزنه‌‌برداری می‌گوید ۲۴۳ بگذار. شما وقتی ۲۴۵ می‌گذارید بعد کوروش باقری این را می‌گوید حسود می‌شود. من به ‌چی باید حسودی کنم؟ کیانوش رستمی که می‌گوید من خودم تمرین کردم مدال گرفتم، سهراب مرادی را که اصلاً در اردو راه نمی‌دادند، این ماه‌های آخر آمده است بهداد هم که آن‌طور. آخر من به چه باید حسودی کنم؟

     آقای علی مرادی می‌گویند ما باید کاری می‌کردیم که رقابت داغ شود. بهداد تا ۲۵۵ کیلو هم می‌توانسته بزند و یک سری‌ها هم می‌گویند ما می‌خواستیم رقیبش را بترسانیم که بد وزنه انتخاب کند.

این حرف‌ها برای کسانی خوب است که وزنه‌‌برداری نکرده باشند و مربی نبوده باشند. منطق وزنه‌‌برداری به این استدلال می‌خندد و این استدلال برای من خوب نیست. دوستان بهتر است دلایل بهتری بیاورند یا قبول کنند که اشتباه کرده‌اند. هر چند شهامت می‌خواهد قبول اشتباه که بعضی دوستان ندارند. خیلی شهامت می‌خواهد که اشتباه می‌کنی بگویی اشتباه کردم. محمد بنا تیمش دو تا برنز گرفته، می‌گوید هیچ‌کس مقصر نیست، من مقصرم. این آقایان دنبال این هستند که هر کس یک اشتباه فاحش را می‌گوید بگویند حسود است. من مانده‌ام یعنی منتقد فقط باید به‌به و چه‌چه کند و نکات مثبت را بگوید؟ این منتقد نیست که این پاچه‌خوار است.

   بعضی‌ها می‌گویند این رکوردها برنامه‌ریزی شده است و از قبل تعیین می‌شود. این درست است؟

نه واقعاً این‌طور نیست و هرکس این حرف‌ها را می‌زند دنبال راه دررو است. من می‌گویم با آمادگی‌ای که بهداد داشت، اگر پایش مشکل نداشت، راحت می‌توانست با رقیبش رقابت کند. او در یک‌ضرب فوق‌‌‌العاده عمل کرد و هیچ‌وقت آنقدر آماده نبود و این جای تقدیر دارد از کسانی که او را به مسابقات رساندند؛ چه دکترها و چه مربی‌اش. مربیانی که اسم حسود را روی ما می‌گذارند، بالاخره در این زمینه تلاش کردند و من قبول دارم که کادر فنی در بخش آماده کردن تیم خوب عمل کرده است ولی نمی‌خواهند بپذیرند که در بحث کوچینگ اشتباه داشته‌اند.

    به نظر می‌رسد شاید انتخاب سرمربی اشتباه بوده است ولی خودشان سجاد را به عنوان سرمربی گذاشته‌اند و خودشان بر این باور بوده‌اند که سجاد هنوز برای برند سرمربی آماده نیست.

خوب این‌طوری گناه می‌شود دو تا. اگر هم چنین اعتقادی به او دارند چرا باید چنین کسی را المپیک ببرند؟ رضا توکلی که تا ماه آخر در کنار تیم بود و شاید آگاهی بیشتری هم داشت.

     درباره براری و سهراب به نظر می‌رسید که در انتخاب وزنه یک آشفتگی‌ای بود.

من موافقم. حتی اگر من را به حسادت متهم کنند، حرفم را می‌زنم. نمی‌دانم از نظر آنها من به چه چیزی باید حسادت کنم؟ کسی که پنج ماه آمده و دو طلا گرفته است، شده خوب! یک طلایش کیانوش رستمی است که می‌گوید من خودم تلاش کرده‌ام و ربطی به کادر فنی ندارد. سهراب هم که تا مدت‌ها در خانه تمرین می‌کرد و می‌گفت بیشتر از این رکوردها را در خانه زده است. من نمی‌دانم واقعاً به‌ چه حسادت کردم؟ در حالی که واقعاً حمایت کردم و آدمی هستم که سیاه و سفید نمی‌بینم. من می‌گویم سجاد همین الان هم بهترین گزینه است و اگر یک کار درست شورای فنی انجام داده باشد، همین انتخاب اوست ولی این اظهارنظرهایش یک مقدار از روی جوانی‌اش است و من مطمئن هستم بعداً به اشتباهش پی خواهد برد که اگر امثال کوروش باقری می‌آیند و دلسوزانه می‌گویند که در اینجا اشتباه کردی، باید بپذیرد که نقد آنها به خاطر وزنه‌‌برداری است و مطمئن باشید از این به بعد من می‌گویم. یک مدتی تصمیم گرفته بودم که حرفی نزنم ولی وزنه‌‌برداری گردن من حق دارد و دوستان از این پس ببینند که کوروش باقری جایی که ببیند ایراد دارد را حتماً می‌گوید و جایی که احساس کند خوب کار شده است را تحسین می‌کند. حالا برای‌شان اهمیت ندارد خب ناراحت نشوند و جوابیه هم ندهند، اگر هم اهمیت دارد پس گوش بدهند.

   وقتی سجاد انوشیروانی درتیم ملی جوانان پست گرفت، علیه کادر فنی پیشین یعنی علیه شما و حسین رضازاده مصاحبه کرد که این‌ها وزنه‌ها را با خودشان بردند. در حقیقت سجاد وقتی پست گرفت، علیه کوروش باقری موضع داشت.

او دیگر خودش می‌داند و خدای خودش. مثلاً کوروش باقری الان عقب نگاه می‌کند که ۱۰ سال پیش چه گفته و چه کارهایی انجام داده است. قطعاً نکاتی در زندگی ورزشی من است که به آنها می‌بالم و نکاتی هم هست که می‌گویم انجام نمی‌دادم، بهتر بود. من اگر امروز دارم به این جوان این‌ها را می‌گویم برای این است که اگر چهار روز بعد برگردد و به عقب منصفانه نگاه کند، نکات برجسته و مهمش بیشتر باشد. حالا برخی از دوستان نمی‌خواهند بپذیرند یا تحت تأثیر افراد دیگر هستند، مثل روز برای من روشن است. اینکه می‌گویند حرکت بهداد درست بود یا خطا، من کاری ندارم من می‌گویم وزنه را در دوضرب اشتباه انتخاب کردند.  

نوشتارهای مرتبط

تازه های منهای فوتبال