یادداشت

فوتبال خودِ تئاتر است

رضا شجیع –سرپرست دفتر توسعه پایدار وزارت ورزش- می‌توان از ایده‌ مارشال مک لوهان کانادایی بهره گرفت و ادعا نمود که فوتبال، استمرار تئاتر است. غم و شادی تماشاگران پس از نتایج. درام تراژیک باخت در زمانی که تیم آنها لیاقت پیروزی را دارد؛ تنها و تنها در ورزش فوتبال رقم می‌خورد.

  1. ۵ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
فوتبال خودِ تئاتر است
نوآوران -

خروج بازیکنان از خطوط زمین و رفتن به نزدیکی جایگاه تماشاگران نیز به مثابه برخی میزانسن‌های بازیگران تئاتر در سن نمایش است. از سوی دیگر، می‌توان تأثیر فوتبال بر متون مهم نمایشی را مشاهده کرد. ویلیام شکسپیر، نمایش‌نامه‌نویس انگلیسی در تراژدی‌های خود به فوتبال نیز اشاره می‌کند. در نمایش‌نامه‌ی «شاه لیر» دیالوگی به این شرح وجود دارد: «نه ترایپت و نه شما حق بازی فوتبال را ندارید».

در واقع «شکسپیر» از دراماتیک ترین بازی و ورزش‌ها در نمونه‌ای ترین نمایش درام تاریخ تئاتر بهره می برد. مشخص نیست که اشاره ی شکسپیر بابت درک دراماتیزه بودن فوتبال بوده و یا به وجه تحقیرآمیز فوتبال در آن دوره اشاره داشته و یا این که نظری دیگر داشته است.

می توان گفت: فوتبال، گونه ای تئاتر ورزشی شده است. هنر نمایش که در عصر خود و تا پیش از سینما، بیش‌ترین مخاطب را به خود اختصاص می‌داد و تحت تأثیر آن، تراژدی‌های نمایشی جزئی از خاطره جمعی می‌شد، در ادامه گرچه توسعه پیدا کرد و ژانرهای جدید و تازه‌ای را پدید آورد، اما با گذشت زمان، خیل تماشاگران خود را از دست داد. فوتبال، گویی استمرار این هنر است و به گونه ای نمایش دایم تبدیل شده است که نحوه نمایش آن حتی تماشاگران بیشتری را به خود جلب کرده. از این تشابه می‌توان بهره برد و به گونه هرمنوتیکی بیان داشت که استادیوم فوتبال به سان نمایش، تئاتری را به اجرا در  می‌آورد که دو کارگردان در حال نگارش توأمان تراژدی آن تا پایان بازی و گاه تا پایان یک فصل لیگ فوتبال هستند. با این که بشر، ورزش‌ها و بازی‌های جذابی از دوران باستان تا عصر پست مدرن، خلق نموده است اما، هیچ کدام به مانند فوتبال، نتوانسته جمعیتی به این بزرگی را به خود متوجه کند. این توجه بیش از اندازه به دلیل وجوه بسیار دراماتیک یک مسابقه فوتبال است که هیچ گاه بحران، زد و خوردها، اوج و فرودها و حتی قدرت بیشتر، مشخص کننده برتری هیچ کدام از دو تیم نیست و در نتیجه برای تماشاگران فوتبال، وضعیت های تعلیق و هم‌ذات پنداری تراژدی واری شکل می‌گیرد.در واقع در میان بازی‌ها، البته فوتبال جذاب تر است، چون دراماتیک تر است. یازده بازیکن، مقابل یازده نفر دیگر قرار می گیرند، چالش حاصل از آن، درام اضطراب‌آوری شکل می‌دهد که آن هنگام که با ناسیونالیسم، مبارزه با نژادپرستی، برتری‌جویی گروه یا دولت و بسیاری چیزهای دیگر شبیه آنها پیوند بخورد، بر میزان تنش و چالش دراماتیک آن افزوده می شود. فوتبال از منظری دیگر نیز تأثیر یک درام نمایشی را بر تماشاگر خود عرضه می‌کند. اما با تمامی این اوصاف، فوتبال، بیش از تئاتر و سینما تأثیرگذار است و تماشاگر آن، گاهی تأثیر درام فوتبال را به سطح جامعه و تقابل های قومیتی، ملی، مذهبی و نژادی نیز می کشاند. فوتبال، تئاتر نمادین دعوت به مبارزه و هماوردی است.

تماشای فوتبال در استادیوم مانند رفتن به تئاتر یا سینماست؛ با این تفاوت که تماشاگر فوتبال، در متن دخالت بیشتری دارد تا تماشاگر سینما و تئاتر. برای همین بر خلاف تماشاگران تئاتر، تماشاگر فوتبال در متن مسابقه قرار گرفته و گاهی عربده می‌زند، چاقو می‌کشد، حتا مرتکب قتل می‌شود، فحش می‌دهد، سرود ناسیونالیستی می‌خواند، شعار فاشیستی سر می‌دهد و شیشه نوشابه پرت می‌کند. فوتبال و میدان بازی، همچون پرفورمانس آرت و تئاتر اجرایی است که حرکاتی در قالب بازی اجرایی دو تیم همراه با تماشاچی‌های طرفدار هر کدام صورت‌بندی می‌کند و از درون این فضای مفهومی، کنش دراماتیکی برخاسته می‌شود که به ورزش فوتبال، وجهی هنری و مفهومی می‌بخشد.