سه ماتم در فینال های بزرگ

داستان فینال‌هایی که قرار بود جشن ملی باشند اما به ماتم عمومی بدل شدند.

  1. ۴ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
سه ماتم در فینال های بزرگ
نوآوران -

۱۶ جولای ۱۹۵۰/۲۶ تیرماه ۱۳۲۹

۲۰۰ هزار جمعیت در ماراکانا در قلب ریودو ژانیرو گرد آمده اند تا قهرمانی برزیل را جشن بگیرند. فینال جام جهانی. همه چیز برای یک جشن بزرگ ملی آماده است. حریفشان اروگوئه است.روی کاغذ شانسی ندارند. برزیل در بازی های نهایی مرحله فینال که بین ۴ تیم برتر برگزار می شد ۶ بر یک اسپانیا را له کرده و ۷ بر یک از سد سوئد گذشته. حریفانش را خرد کرده. در آن سو اروگوئه  با گلی که در آخرین لحظات بازی زده شد با اسپانیا به زحمت مساوی کرده بود و سوئد را نیز با گل دقایق آخر ۳ بر دو شکست داده بود. نه. آنها شانسی نداشتند. ۲۰۰ هزار جمعیت آمده بودند خرد شدن آنها را ببینند. یک سال قبل از این مسابقات برزیل در کوپا آمریکا هم اقتدار مشابهی را نشان داده بود. به اکوادور ، بولیوی و پاراگوئه به ترتیب ۹، ۱۰ و ۷ گل زده بود و در نهایت همین اروگوئه را نیز ۵ بر یک شکست داده بود. آن برزیل توفانی اگر قهرمان جهان هم می شد نامش شاید حتی بالاتر از برزیلی که ۸ سال بعد در سوئد ظهور کرد، ثبت می شد. یاران  زی زینیو ،‌فریاکا ، آدمیر ، چیکو و…

اما در آن روز،  در هوای معتدل و کمی سرد شهر استوایی که ابتدای زمستان خودرا تجربه می کرد  ،‌ اروگوئه با سردارانش آمده بودند که غرور یک ملت را به بازی بگیرند. برزیل تنها به یک تساوی احتیاج دارد اما  ۲۰۰ هزار تماشاگر پرشور مطمئن هستند که اروگوئه خرد خواهد شد.

اروگوئه با تاکتیکی دفاعی به میدان آمده بود. بعد از یک نیمه مقاومت  آبی آسمانی های اروگوئه ،  در نهایت برزیل با گل دقیقه ۴۷  فریاکا پیش می افتد. گلی مشکوک به آفساید. تماشاگران حالا در انتظار ادامه سامبا هستند. اما اروگوئه شجاعانه به بازی بر می گردد .در دقیقه ۶۶  اسکافینیو مهاجم افسانه ای این تیم توپ را به تور  دروازه برزیل می دوزد.  هنوز هم برزیل قهرمان جهان است اما تماشاگران از شیوه بازی عصبی تیمشان کلافه هستند.برزیل آشکارا محتاطانه بازی می کند. دقیقه ۷۹ اروگوئه در میان بهت تماشاگران گل دوم را هم می زند. یازده دقیقه فشار خرد کننده برزیل و  درخشش حیرت انگیز ماسپولی دروازه بان اروگوئه  و در نهایت سوت داور انگلیسی به نشانه پایان بازی. قهرمانی اروگوئه در روزی که یک ملت گریست.

۴جولای ۲۰۰۴/۱۴ تیرماه ۱۳۸۳

۶۲ هزار نفر در استادو لوز لیسبون  گرد آمده اند تا قهرمانی نسل طلایی فوتبالشان را از نزدیک شاهد باشند. نسلی که بیش از یک دهه در کنارهم توپ زده اند: فیگو ، دکو ، روی کاستا ، پائولتا ، نونو گومژ  و البته یک جوان تکنیکی با استعداد به نام کریستیانو رونالدو که ۱۹ سال بیشتر ندارد. حرفشان یونا است. شاگردان شگفتی ساز اتو ری هاگل که در روز آغاز بازی ها در مراسم افتتاحیه به شکل غافلگیر کننده ای پرتغال را شکست داده بودند و حالا در فینال بازهم گذرشان به تیم میزبان آمده بود. پرتغالی ها مطمئن بودند که هم انتقام غافلگیری بازی افتتاحیه را خواهند گرفت و هم قهرمان خواهند شد. نمی شود که مقابل تیمی مثل یونان آن هم در جلوی تماشاگران خودی ، دوباره شکست بخورند!  یونانی ها  در دور اول به جز پیروزی عجیبشان بر پرتغال نتایجشان چنگی به دل نمی زد. به روسیه دوبریک باختند و با اسپانیا به تساوی یک بر یک رسیده بودند و در نهایت به عنوان تیم دوم به دور حذفی رفته بودند. اما در یک چهارم و نیمه نهایی تازه موتورشان روشن شد. در دوبازی دفاعی و موذیانه با نتایج مشابه یک بر صفر از سد مدعیانی مثل فرانسه و جمهوری چک گذشتند و پای به فینال گذاشتند. آنها در سه بازی اول ۴ گل خورده بودند اما در شور و هیجان عجیب مراحل حذفی ر یک ۹۰ دقیقه و یک ۱۲۰ دقیقه دروازه شان را بسته بودند. انها مثل جنگجویان اسپارت دوره باستان بودند. منسجم ، متحد ، پرتلاش ،‌غیر قابل نفوذ و فرصت طلب .

در فینال اما تراژدی دوباره تکرار شد . یونان برای سومین بازی پیاپی دروازه اش ر به روی یاران فیگو بسته نگه داشت و با گل کاریسته آس بر روی یک ضربه کرنر قهرمان اروپا شدند. در روزی که یک  نسل  از ستارگان پرتغالی به آخر خط خود رسیدند. در روزی که یک  ملت گریست

۱۱جولای ۲۰۱۶٫ ۲۰ تیرماه ۱۳۹۵

تکرار شگفت انگیز تاریخ.  پرتغال با بازیکنانی که در اندازه های ستارگان ۲۰۰۴ خود نیستند ماموریت غیر ممکن خودرا انجام می دهد. فرانسه میزبان ، فرانسه پرستاره و فرانسه پرامید  آمده است تا مقدمات یک جشن بزرگ ملی را فراهم کنند. ۷۰ هزار جمعیت در استادو فرانس و صدهزار تماشاگر در فضای باز مقابل برج ایفل خودرا برای جشن ملی آماده کرده اند . شواهد و مدارک و نشانه ها همه حاکی از این است که فرانسه قهرمان می شود.  اما رب النوع فوتبال بی رحمانه باز هم به یاد همه آورد که فوتبال چگونه آیینی است.  فرانسه با با بداقبالی جام را به پرتغالی هایی می دهد که  در روندی مشابه یونان۲۰۰۴  ، یاد گرفته بودند  در چنین مسابقاتی ابتدا باید دروازه خودرا بسته نگاه داشت. په په ،‌فونته ، ویلیام کاروالیو و البته پاتریسیو چون سیم خاردار ، چون میدان مین ، رسوخ به دروازه را غیر ممکن کرده بودند. جایی هم که کم می آورند این رب النوع شانس و اقبال است که به کمکشان می آید.   آنها ستارگان اصلی پرتغال در یورو ۲۰۱۶ بودند نه کریستیانو رونالدویی که آسیب دید و تاآخر بازی جلوی دست و بال فرناندو سانتوش وول می خورد تا عرق خودرا به همه ثابت کند. پرتغالی ها در ۴۵۰ دقیقه بازی های مرحله حذفی و فینال تنها یک گل خوردند. آماری حیرت انگیز و البته تحسین آمیز است.  در ۴ بازی سنگین که  سه بار هم به وقت اضافه کشیده شد.  از آن طرف یادمان باشد که  آنها در ۷ دیدار تنها توانستند در یک دیدار طی ۹۰ دقیقه به پیروزی برسند! این ضعیف ترین آمار برای یک تیم قهرمان در تورنمنتی چنین بزرگ است. آن هم در تورنمنتی که آلمان،‌ ایتالیا، فرانسه،‌ اسپانیا، انگلیس و بلژیک با تمام قوا آمده بودند . در روز اشک و آه فرانسوی ها ، در روز دفاع آهنین دژ پرتغالی،‌ شواهد دال بر این است که یکی آن بالا  شاگردان فرناندو سانتوش را دوست دارد.