گفت‌وگوی «نوآوران» با لژیونر جوان ایران در آمستردام

علیرضا جهانبخش: مجردی سخت است اما نیاز به بلوغ فکری دارد

علیرضا جهانبخش، هافبک ۲۲ ساله تیم ملی یکی از ستاره‌های جوان ایرانی است که روزهای روشنی پیش رو خواهد داشت. جهانبخش سال گذشته به هلند رفت و حالا در تیم آلکمار حسابی درخشیده و بازیکن محبوبی در این تیم شده است. هافبک تیم ملی، فوتبال را از کوچه پس کوچه های قزوین شروع کرد و پس از آن در تمام رده های ملی برای ایران به میدان رفت. جهانبخش این روزها زندگی آرام، اما حرفه ای را در هلند پشت سر می گذارد.

  1. ۳ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
علیرضا جهانبخش: مجردی سخت است اما نیاز به بلوغ فکری دارد
نوآوران -

بازیکن جوان و باآتیه کشورمان که حالا در آمستردام زندگی می‌کند مصاحبه‌ای جذاب و خواندنی انجام داده و از زندگی در هلند و خاطرات دوران جوانی سخن گفته است. مصاحبه‌ای جذاب که آن را با هم می‌خوانیم:

      از شرایط زندگی ام در هلند راضی هستم

شرایط زندگی در هلند شاید اولین سئوالی باشد که باید از علیرضا جهانبخش پرسید و او هم به این شکل پاسخ می‌دهد: «خدا را شکر زندگی ام در هلند خیلی بهتر شده است و من راضی ام. دو سال در نایمخن برای من خوب گذشت، هم در شهر نایمخن و هم از نظر شرایط فوتبالی همه چیز خوب بود، الان همه به آلکمار آمده ام، وضعیت خوب است و رفته رفته شرایطم بهتر هم می شود. این مسائل خیلی روی فوتبال تاثیرگذار است. چون اگر شرایط زندگی خوب باشد، مطمئنا به دنبال آن با آرامشی که هست، فوتبال تان هم بهتر می شود.»

      از صبح در باشگاه هستیم

زندگی فوتبالیست ها در اروپا کاملا با آن چیزی که در ایران وجود دارد متفاوت است. باشگاه های اروپایی زندگی حرفه ای و بابرنامه ای را برای بازیکنان ترسیم می کنند. جهانبخش در این باره می گوید: «صبح که از خواب بیدار می شویم باید ساعت ۸:۳۰ به باشگاه برویم. صبحانه کنار هم هستیم و پس از آن تمرین بازتوانی داریم، جلسه فنی برگزار می شود و بعد هم بدنسازی می کنیم. تمرین فیزیوتراپی را هر روز داریم و از ساعت۱۲ هم تمرینات تاکتیکی مان آغاز می شود که تا ساعت ۱۳:۳۰ ادامه دارد. ادامه برنامه ما نیز این است که ناهار را باید کنار یکدیگر بخوریم و از ساعت ۱۴:۳۰ به بعد هم اگر تمرین نوبت عصر نداشته باشیم یا می توانیم در باشگاه بمانیم و سرگرم شویم و بیرون برویم یا اینکه به خانه برگردیم.»

        برای رانندگی گواهینامه هلندی گرفتم

محل زندگی جهانبخش تا محل تمرین آلکمار چندان هم دور نیست و او می گوید: «من نزدیکی های آمستردام زندگی می کنم و باید برای تمرین به آلکمار بروم. این مسیر را هر روز نزدیک به ۳۰ تا ۴۰ دقیقه در راه هستم و رانندگی می کنم. اینجا گواهینامه هلندی گرفته ام تا مشکلی برای رانندگی نداشته باشم. البته می توانستم گواهینامه ایرانی را هم بین المللی کنم، اما اعتبار آن شش ماه دیگر تمدید می‌شود. به همین دلیل اینجا امتحان رانندگی دادم و گواهینامه گرفتم.»

      دانشگاه می روم و زبان می خوانم

ادامه تحصیل شاید یکی از بهترین راه های پیشرفت یک فوتبالیست باشد که همزمان با فوتبال، او را بالا می کشد. این همان مسأله ای است که جهانبخش آن را رعایت کرده و ترجیح داده است در هلند به جای حاشیه به درس خواندن ادامه بدهد. جهانبخش می گوید: «من در ایران دیپلم گرفتم و بعد لژیونر شدم، دوست داشتم ادامه تحصیل بدهم و به همین دلیل هم در هلند در دانشگاه ثبت نام کردم و قبول شدم. اکنون در دانشگاه های هلندی زبان انگلیسی می‌خوانم تا هم درس خوانده باشم و هم اینکه زبانم را تقویت کنم.»

      امکانات در هلند، محرومیت در ایران

بعضی مواقع برخی چیزها شما را یاد کودکی تان می‌اندازد، حتی اگر در آن سر دنیا باشید. جهانبخش می‌گوید: «در هلند چیز خاصی نیست که من را یاد بچگی‌هایم بیندازد. اینجا امکاناتی که برای تیم های پایه وجود دارد و اهمیتی که برای این رده سنی قائل می شوند تا آنها به تیم اول برسند و پیشرفت کنند، کار کردن مربیان با تیم های پایه و… همه من را یاد ایران می اندازد. اینکه ما در بچگی و در رده های پایه از تمام این امکانات محروم بودیم و شرایط مان سخت بود. همین سال گذشته آکادمی آلکمار در هلند بهترین شد و وقتی این امکانات و شرایط را با دوره ای که خودم در رده پایه بودم مقایسه می کنم و دوران بچگی ام یادآوری می شود، فقط افسوس می خورم. اینکه اینجا همه چیز پیشرفت می کند و در ایران هنوز چیزی خوب نشده است.»

      به لطف پدرم از 3 سالگی دوچرخه داشتم

معمولا همه پسرها در کودکی یک دوچرخه داشته اند یا دوچرخه سواری کرده اند. این موضوع برای جهانبخش کمی ویژه تر بوده است. او می گوید: «قطعا یکی از آرزوهای همه ما در بچگی، داشتن یک دوچرخه بود و از آنجا که پدر من در شرکت دوچرخه سازی کار می کرد به لطف او من از سه، چهار سالگی دوچرخه داشتم. در بچگی بیشتر کار من فوتبال بازی کردن و دوچرخه سواری بود که با هم محله‌ای‌ها تورنمنت می گذاشتیم و فوتبال بازی می کردیم تا به اینجا رسیدم. بیشتر بچگی من در فوتبال خلاصه می شد و در تیم‌های پایه پیشرفت می کردم و بالا می آمدم. همیشه همین موضوع در ذهنم بود.»

      به چرخ های دوچرخه ام گلپر و شبرنگ می‌زدم، مثل همه بچه ها

بچه هایی که دوچرخه باز بودند عشق این را داشتند که به چرخ های آن گلپر و شبرنگ وصل کنند و هافبک تیم میلی فوتبال کشورمان هم از همین مسائل حرفم زند؛ «من هم خیلی دوست داشتم از این کارها انجام بدهم و خوشبختانه امکان آن را هم داشتم، چون همان‌طور که گفتم پدرم امکانات را برای ما فراهم می کرد. از بچگی علاقه زیادی به این کارها داشتم و همیشه بین هم محله ای ها دوچرخه خوبی داشتم.

      با دوچرخه ای که 2 روز خریده بودم رفتم تو تیر برق

جهانبخش که این روزها در کورس گذاشتن با مدافعان باشگاه های هلند برنده است، در کودکی هم همیشه برنده بوده اما امان از روزی که خاطره بدی برایتان اتفاق بیفتد. او درباره این مسأله هم یک خاطره تعریف می کند و می گوید: «یکی از سرگرمی های ما موقع دوچرخه سواری، این بود که تورنمنت دوچرخه سواری می گذاشتیم و یک خاطره بد هم از این تورنمنت ها و کورس گذاشتن ها دارم. من دوچرخه ام را دو روز خریده بودم که در کوچه خودمان با یکی از دوستانم کورس گذاشتم. قرار بود از اول تا آخر کوچه را رکاب بزنیم که اتفاقا اول هم شدم، به انتهای کوچه که رسیدم خوشحال بودم و می خندیدم که یک لحظه برگشتم ببینم دوستم چقدر با من فاصله دارد و برگشتن من همانا و تصادف کردنم با تیر چراغ برق همانا! دوچرخه ام خراب شد و صورتم زخمی. اصلا نمی دانم تیر برق وسط کوچه، چه کار می کرد؟

      دوچرخه ام خراب شد اما کتک نخوردم

اینکه دوچرخه جدیدت را دو روزه خراب کنی، ممکن است کتک هم بخوری، آن هم از دست پدر که برای خریدن این دوچرخه زحمت کشیده و عرق ریخته است اما جهانبخش در ادامه خاطره اش می‌گوید: «دوچرخه ام خراب شد و خودم هم زخمی شدم اما کتک خوردنی در کار نبود. هر وقت دوچرخه ام خراب می شد، پدرم خودش آن را درست می کرد و مشکلی نبود اما خودم ناراحت شدم و حسرت خوردم، ناراحت از اینکه دوچرخه ای که تازه دو روز بود خریده بودم خراب شد.»

      عاشق تک چرخ زدن بودم

ویراژ دادن، بدون دست راندن دوچرخه، دوترکه سوار شدن و تک چرخ زدن همه از ویژگی های دوچرخه سواری بود و ستاره این روزهای آلکمار هم روزی عاشق این کارها بوده‌است. وی در این باره هم می گوید: «یکی از کارهایی که در بچگی دوست داشتم با دوچرخه انجام بدهم، تک چرخ زدن بود. عاشق تک چرخ زدن بودم و این کار را هم خوب انجام می دادم. بدون دست می رفتم، تک چرخ می زدم، کورس می گذاشتم و با دوچرخه سواری عشق می کردم ولی الان دیگر وقتی برای این کارها نیست، هم بزرگ شده ام و هم اینکه فوتبال وقتم را گرفته است.»

      زندگی مجردی در یک کشور دیگر سخت است

مجرد زندگی کردن برای یک فوتبالیست که زمان زیادی برای رسیدگی به زندگی و پخت و پز ندارد، کمی سخت است و بیشتر از آن تنهایی اما فوتبالیست های حرفه ای باید به این موضوع هم عادت کنند. جهانبخش می گوید: «تقریبا به زندگی مجردی عادت کرده ام. من از 14، 15 سال است که از خانه بیرون رفتم و تنها زندگی می کردم. مدتی در خوابگاه بودم و از زمانی هم که به داماش رفتم، تنها در خانه زندگی می کردم، به همین دلیل با همه چیز زندگی مجردی آشنا هستم و تقریبا عادت کرده ام. البته زندگی مجردی در یک کشور دیگر کمی سخت تر است اما زندگی حرفه ای باید همین چیزها را هم داشته باشد.»

      خانواده هاشمی‌مقدم من را تنها نمی گذارند

امیر هاشمی مقدم مدیر برنامه های علیرضا جهانبخش است که در هلند زندگی می کند و به جهانبخش کمک زیادی کرده است تا در فوتبال پیشرفت کند. بخشی از این کمک هم تنها نگذاشتن این بازیکن در کشوری غریب است. هافبک تیم ملی فوتبال کشورمان از مدیر برنامه هایش تشکر می کند که او او را در هلند تنها نگذاشته است؛ «خوشبختانه بخشی از سختی زندگی مجردی در هلند را دوستانم و خانواده آقای امیر هاشمی مقدم برایم آسان کرده اند. آنها به من سر می زنند، به خانه ام می آیند، من پیش آنها می‌روم و با هم در رفت و آمد هستیم. خانواده خودم هم سالی یکی دو بار به هلند می‌آیند و به من سر می‌زنند تا همیشه تنها نباشم.»

      یکی باشد و قوت قلب بدهد زندگی آسان تر می شود

مگر می شود زندگی سختی نداشته باشد و بدتر از آن، تنها زندگی کردن سخت نباشد. اگر وقت نداشته باشید که این سختی ها بیشتر هم می‌شود اما هر چیزی هم بدی دارد و هم خوبی که جهانبخش درباره بدی ها و خوبی های زندگی مجردی می گوید: «سختی های زندگی مجردی غذا درست کردن و تنهابودن است. اگر یکی باشد و به آدم قوت قلب بدهد، شاید شرایط بهتر شود و خیلی چیزهای دیگر که زندگی مجردی را سخت می کند دیگر در میان نباشد. اگر تنها نباشید و وقتی به خانه بازمی‌گردید، همه چیز آماده بوده و یک نفر پیش تان باشد شاید سختی شرایط کمتر شود اما من باز هم راضی هستم و زیاد سخت نمی‌گیرم. از خوبی های زندگی مجرد هم این است که آدم خودش باید روی پای خودش بایستد و جایی که دوست دارد زندگی کند. این مسائل به نظرم خوب است.»

شاید وقتی تنها باشید زودتر به تشکیل خانواده فکر کنید و برای خارج شدن از تنهایی ازدواج کنید. این، راهی است که بازیکن ایرانی آلکمار به آن فکر می کند اما عجله ای هم برای آن ندارد. جهانبخش می گوید: «ازدواج کردن مسأله مهمی در زندگی است اما فعلا که قصد چنین کاری ندارم. به نظرم حتما باید به ازدواج فکر کرد و این مسأله برای خودم هم مهم است اما می گویم بهتر است فعلا مسیرم خوب پیش برود و هر وقت به شرایط مناسبی رسیدم ازدواج کنم. از این وضعیت راضی هستم اما این را هم می دانم قطعا این مسأله کمک خواهدکرد و باعث پیشرفت می شود.»

      زمان خاصی برای ازدواج درنظر ندارم

آیا ستاره تیم آلکمار هلند زمان خاصی برای ازدواج درنظر گرفته و برای خودش محدودیت سنی قائل است. اینکه بعد از فوتبال حرفه ای ازدواج کند یا در سن خاصی؟! جهانبخش به این سئوال پاسخی کوتاه می دهد و می گوید: «نه، زمان خاصی در نظر نگرفته ام. به این موضوع فکر نکرده ام.»

        ازدواج کردن نیاز به بلوغ فکری دارد

جهانبخش تازه ۲۲ ساله است. این سن شاید برای ازدواج کم باشد و ستاره آینده دار فوتبال مان به این مسائل هم فکر کند. از او می پرسیم آیا به خودت می گویی برای ازدواج کردن هنوز بچه هستی؟ جهانبخش پاسخ می‌دهد: «سئوال عجیبی است اما فکر می‌کنم ازدواج چیزی نیست که بتوان برای آن زمانی را تعیین کرد. وقتی کسی احساس کند به بلوغ فکری رسیده و به ازدواج نیاز دارد، این مسأله مهم زندگی باید اتفاق بیفتد.»