یادداشت ویژه امیرحاج‌رضایی پیش از دیدار برابر قطر

کی‌روش را دوست نداشته باشید اما در آفساید نباشید!

  1. ۳ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
کی‌روش را دوست نداشته باشید اما در آفساید نباشید!
نوآوران -

به زبان فوتبالی آفساید بودن یعنی از حد فراتر رفتن، یعنی گذر از یک خط نامرئی که رد شدن از آن ممنوع است و می‌توان آن را به حوزه‌های مختلف اجتماعی هم تعمیم داد و یادآور شد هیچ تابلوی ورود ممنوعی وجود ندارد اما در صورت عبور، اندوخته شما بر باد خواهد رفت. همان‌طوری که اگر در منطقه آفساید گلی بزنید قانون و مجریان آن که داوران هستند گل شما را مردود اعلام می‌کنند.

با این توضیح می‌خواهیم به استقبال بازی‌های مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه برویم. در آستانه اولین مسابقه تیم ملی فوتبال کشورمان در برابر قطر در روز پنج‌شنبه ۱۱ شهریورماه قلب فوتبالی ما پرتپش خواهد شد. نگاهی به شرایط کنونی تیم ملی و فضای جامعه فوتبال می‌تواند به نوعی از فوتبال ملی در این مقطع رونمایی کند و برای این‌کار اول باید بدانیم کارلوس کی‌روش مشکل است یا راه حل؟!

می‌دانیم مربی پرتغالی منتقدین زیادی دارد همان‌طور که پرطرفدار هم هست. تقابل این دو گروه در فضای رسانه‌ای کشور در مقاطع مختلف بحران‌های جدی در عرصه فنی و فرهنگی برای فوتبال ما به‌وجود آورده است. می‌توانیم بگوییم در حال حاضر در شرایط صلح مصلح هستیم. دو گروه مورد اشاره منتظر نتایج تیم ملی هستند تا شمشیرهای خود را از غلاف دربیاورند. می‌دانیم تیزترین شمشیرها هم اگر در غلاف بمانند، کند می‌شوند. میادین پیش رو استفاده از سلاح‌ها را ضرورت می‌بخشند. و این جنگ بی‌دلیل تنها یک قربانی دارد و آن فوتبال ملی است. بدیهی است که هر عملکردی قابل نقد است و بیشتر جنبه تخریب و فرافکنی دارد و در این راه ابزار ما، ادبیات سخیف، تهدید به افشاگری و ایجاد شایعه پیرامون شخص مورد نظر است. به راستی کی‌روش مشکل است یا راه حل؟ کارلوس کی‌روش یک مربی جهانی با دانش فنی بالاست. روی نیمکت‌هایی نشسته است که برای خیلی از مربیان وطنی و حتی بیگانه رؤیایی دست‌نیافتنی است اما او پس از ۵ سال زندگی در ایران به تجربه‌ای رسیده است که به او کمک می‌کند راه‌های مقابله با مخالفین خود را بیابد و متأسفانه از ادبیاتی استفاده می‌کند که مخصوص اکثریت خانواده فوتبال ما است. نگاه او به فوتبال ما، نگاهی از بالاست که در آن تفرعن و خودبزرگ‌بینی موج می‌زند و در بیانیه‌های مختلفی که منتشر کرده، نگرش تحقیرآمیز او را به خوبی حس می‌کنیم. از این منظر او قابل نقد است و به‌طور کلی با ایرانیزه شدن در این فوتبال به مشکل تبدیل می‌شود. در حالی‌که او به اینجا آمده است تا در پیشرفت و رشد فوتبال ملی به ما کمک کند و در شرایط سخت اقتصادی مردم ما و تحمیل تحریم‌های ناجوانمردانه که هنوز در پسابرجام مردم دارند غرامت عهدشکنی‌ها را می‌دهند، او و همکارانش دستمزدهای کلان خود را از کیسه نحیف همین مردم دریافت کرده‌اند. پس منتی در کار نیست و استعفاهای تاکتیکی مکرر از شأن او می‌کاهد. اما اشاره داشتیم که یک مخالف منصف، مخالفی دوست‌داشتنی است. کی‌روش در فوتبال ایران، تأثیرگذار هم بوده و به همین دلیل است که من معتقدم او در مقاطعی مشکل بوده و در ایامی راه حل! و همواره بین این دو مسیر طی طریق می‌کند.

او از یک‌سو منتقدانش را در حد خود نمی‌داند و خویشتن را در قامت گالیوری می‌پندارد و مخالفانش را لی‌لی‌پوتی‌هایی می‌بیند که قصد دارند او را به بند بکشند. از سوی دیگر با بردن تیم ملی به جام جهانی برزیل و مبارزه با بازیکن‌سالاری و کنار گذاشتن بازیکنان زیاده‌خواه و طلب‌کار فوتبال و اتخاذ یک تاکتیک مدرن دفاعی برای تیم ملی در رویارویی با قدرت‌های بزرگ فوتبال جهان و تغییر نسل فوتبال ایران و بها دادن به جوانان کم‌سن و سال و کم‌تر شناخته‌شده، تحول جدیدی را ایجاد کرد و این‌جاست که این راه حل به نظر می‌رسد. او مانیفست خود را صادر کرده است و می‌کوشد سلطه خویش را بر فوتبال ایران تا زمانی که قرارداد دارد ادامه دهد. مگر نه این است که با استفاده از ضعف فدراسیون فوتبال، نیروهای انسانی فوتبال را جابه‌جا می‌کند. مگر نه این است که صحبت‌های دبیرکل ناتوان فدراسیون را جوک قلمداد می‌کند. کی‌روش یک چهره پارادوکسیکال است که با استفاده از ضعف‌های ساختاری مدیریتی فوتبال ما بر مرکب مراد سوار است. هم‌اینک تیم ملی خود را آماده رقابت با تیم‌های ملی قطر و چین می‌کند. ما چهاربار به جام جهانی راه‌ یافته و در بازگشت هیچ بهره‌ای از حضور در آن جام‌های جهانی نبرده‌ایم و ایده‌آل ما این بوده که اگر به دور دوم صعود کنیم به مدینه فاضله رسیده‌ایم. ما حتی در مسیر پیشرفت هم قرار نداریم. به جهت امکانات سخت‌ا‌فزاری فقیریم، به جهت زیرساخت‌ها فقیریم. به جهت برخورداری از مدیران کارآمد و توانمند فقیریم. فقری که در بخش‌های مختلف فوتبال ما موج می‌زند، امکان پیشرفت را از ما سلب می‌کند. چه با کی‌روش و چه بدون او. نیم قرن است که فوتبال انگلستان در عرصه جهانی و حتی قاره‌ای توفیقی بدست نیاورده است اما ارکان و پایه‌های محکمی دارد. فوتبال ملی را نباید تنها با نتیجه‌گیری مقایسه کرد. البته که پیروزی در عرصه ملی غرورآفرین است و دل مردم را شاد می‌کند. اما نباید دلخوش پیروزی‌های مقطعی باشیم. باید راه‌هایی بیابیم که در مسیر موفقیت پایدار قرار گیریم. در این راه نیازمند خیلی چیزها هستیم که در حال حاضر نداریم.

این مطلب در فاصله چند روز مانده به مسابقه ایران و قطر نوشته شده است. دوست دارم شمشیرها در غلاف بمانند و کند شوند. آنچه که مهم است خالق اثر است. ما می‌توانیم کی‌روش را دوست نداشته باشیم اما اثری که او در راه ورود به جام جهانی روسیه از خود به جا می‌گذارد مورد نظر ماست و اهمیت دارد. قطعا این نوشته پرتناقض سؤال ایجاد می‌کند که نویسنده خود در چه موضعی قرار دارد. صاحب این قلم از منظر فنی و سلطه انضباط بر تیم ملی در این فوتبال لجام گسیخته طرفدار آقای کی‌روش است و از سویی منتقد ادبیات محاوره‌ای او و نگاه متفرعنانه‌اش به جامعه فوتبال است. آفساید در فوتبال نقطه توقف است و بر باد دادن فرصت‌های طلایی. اگر مرتبا در این منطقه زندگی کنید چیزی را تصاحب نخواهید کرد. گاهی در آفساید ماندن اجتناب‌ناپذیر است اما همواره زیستن در آن رهاوردی جز حسرت و دریغ نخواهد داشت. تلاش کردم این نوشته به حقیقت فوتبال ما نزدیک باشد. فرزانه‌ای گفته است: «‌بر سر هر سفره‌ای می نشینیم، حقیقت را نیز مهمان می‌کنیم، جای او خالی است اما بشقاب او آماده است».